از روزهای تازه حرف زدن خیلی ساده است.روزهایی که در رویاهایمان شکل می گیرند و همان جا می مانند.روزی نو برای زیستن.روزی نو برای زیبایی.روزی نو برای دیدن ، شنیدن و روزی نو برای بودن.بهار را جشن نمی گیرم.چرا که نوروز ، این پیر تنگدست ، جز شمایلی از سبزینگی و رستن چیزی ندارد.وقتی آسمان آبی تر شد و دریا تمام نمک هایش را بر زخمهای ما نریخت ، جاده ها همه به تاریکی ختم نشده و سنگ ها استفاده ای جز در دستانمان داشتند ؛ روزی که نان تنها بهانه ای است و تنها یک لبخند برای شاد شدن بس است ، آن روز رسیدن بهار را جشن می گیرم.
آن روز را از یاد نمی برم هرگز که در کنار مغازه ای که از نورافشان های آن نقطه های نورانی سبز روی پیاده رو می ریخت و هنگام راه رفتن باید مواظب می شدی تا این کوچولوهای پر جنبش و جوشش را زیر پا نگذاری ، دخترکی ۴ ساله را دیدم که در سرمای نیمه جان اسفند روسری به سر و بالاپوشی که نشستنش روی زمین را بسیار سخت می کرد ، روی زمین نشسته بود و انگشت دستش را محکم بر زمین فشرده بود و بلند ، طوری که تمام دنیا می توانست صدایش را بشنود ، فریاد می کشید:”مامان ، ببین گرفتمش”
چقدر ساده می شود فکر کرد و دید.چقدر می شد زندگی هایمان زیبا باشد و چشم هایمان بیننده ی زیبایی و لبخند بر لبها و در دل نشاط آزادی باشد و حق طبیعی هر انسانی زیستن باشد و بهار به راستی بهار باشد.اما نیست.زندگی ها زیبا ، چشم ها بیننده زیبایی ، لبخند بر لبها ، در دل نشاط و حق طبیعی آدم ها حتی درست مردن هم نیست.پس چه روزی را نوروز بنامم و بهار بگویم که تیرگی تنها درد عالم است که درمان ندارد.
نه بهار را جشن نمی گیرم.نوروز را و نو شدن طبیعت را جشن نمی گیرم.که دندان کرم خورده تاب و توان خوردن عسل ندارد. نوروز من روزی دیگر است.وقتی که آرزوهایم به کودکی شبیه شود که به راحتی می تواند تنها با یک انگشت به هدفش برسد.می تواند برای رسیدن به این هدف رنج نشستن را تحمل کند نه برخاستن.رنج سردی زمین را تحمل کند نه سوزش زخم.رنج فریاد پیروزی را تحمل کند نه شیون از دست رفتن هم سنگری.و تمام آنچه از او می چکد از سوز سرد و بینی سرماخورده باشد نه خون تن و اشک شور چشم هایی که تنها به دنبال اولین نقطه سبز خود ، می جنبد.آن وقت بهار را جشن می گیرم.تمام بهار را.
مجموعه ای از تیترهای ۱۳ بدری / عصرایران
یا حسین، سال نو مبارک / ابراهیم رها
داماد چارشانه و عروس ابروظریف! / محمود فرجامی - تهران امروز
چی ما؟ چی ما؟ صدا و سیمای ما؟ / ابراهیم رها
این باغبان برمکی نیست / فرشید قربانپور
محمدعلی توقیف کیست؟ / ابراهیم رها
پس از ۲۹ سال / فخرالسادات محتشمی پور