به بهانه سالروز بزرگداشت دکتر معین
مسعود ربیعی آستانه
لیس الیتیم من مات والده این الیتم یتیم العلم و الادب
اگرچه سالها از مرگ فرزانه علم و ادب و اختر تابناک دانش ، دکتر محمد معین می گذرد ، اما باز به نظر می رسد که معین و بزرگانی از سنخ و لون او ، هماره حضوری تابان داشته وفیض و بهره وجودی خود را به جویندگان علم می رسانند« فانظروابعد نا الی الاثار» هنوز تصویر خردی ام را به خاطر دارم زمانی که مشایعین برای تشییع پیکر آن مرحوم به آستانه آمده بودند! اما سوال اساسی این است که ما برای یادمان چهره های مانای این مرز و بوم باید چه کنیم ؟ آیا برگزاری مراسم تکراری سالانه کافی است؟ آیا مراسمی از این دست بسنده کردن به حداقل پاسداشت از مرزبانان علم و دانش نیست؟
مراسم ولادت و وفات بزرگان علم و معرفت بهانه ای است برای بزرگداشت فکر وفرهنگ .. لذا شایسته است که از تکرار مکررات پرهیز شود. در تمام این سالها به جای یک نقد و نقادی ارزشمند درباره معین و آثار او به واقع خالی بوده است. مخاطبان و شرکت کنندگان عادت داده شدند که به یک سری سخنرانیهای تکراری ، مخلّ و مملّ گوش فرا دهند و افکار بازگردند.
اولاً این اندیشه را باید جا انداخت که مرحوم معین یک لغوی صرف نبود . علم لغت یا آشنایی با مفاهیم فقه اللغه «philology » و اتیمولوژی «etimology » یا ریشه یا بی واژگان از شاخه های دانش وسیع زبانشناسی «linguistic » بوده که همچون مکنده ای ، فرآورده هایی از فرهنگ و اندیشه قدیم و جدید را مکیده و در اختیار علاقمندان قرار می دهد. این دانش ، امروزه از اهمیت قابل توجهی درمحافل آکادمیک غرب برخوردار است. وانگهی عرصات پژوهشی آن اندیشمند مفضال ، از حداِشعار و احاطه بر دائره لغات بسی فراتر می نمود.
اما نکته اینجاست که چرا در میان فرهیختگان ایرانی ، با همه تسلط و تضلّع در علوم ، چهره جهانی کمتر یافت می شود؟
مگر ایرانیان نیستند که پیامبر اکرم (ص) درباره شان فرموده : «لوکان العلم فی ثریا لناله رجلًٍ من فرس » : اگر دانش در ثریا ( دورترین نقطه عالم ) نیز می بودند ایرانیان بدان دست می یازیدند!
اما امروزه ایرانیان برای تحصیلات تکمیلی یا تکمیل تحصیلات باید وامدار غربیان باشند! و مساله ی خروج مغزها خود مشکل مضاعفی است که نخبگان ایرانی به آن مبتلایند!
این مرز و بوم در دامان خود بزرگانی چون : خوارزمی ، مبدع لگاریتم ، ابن سینا مولف و مصنف ۲۷۶ اثر علمی ، فخر رازی که در حق او گفته اند: فخررازی علم را چی چی کند . پیش طفلان ریزد و تی تی کند ، عبدالرحمن صوفی منجم ، ملاصدرای حکیم ، کوشیار گیلانی و بسیاری دیگر از عالمان را پروریده و به کاروان علم و معرفت بشری اهداء کرده است. چه شده است که دانشگاههای ما به قول ویل دورانت مورخ مشهور امریکایی، از نابغه پروری ، سترون و عقیم شده است. بسیاری از نوابع بزرگ جهان ، بیرون از نرده ها و چارچوب های کلاسهای دانشگاهی نابغه شده اند..
توماس هابز ( ۱۵۸۸ – ۱۶۷۹ ) »Thomas .Habbes » متفکر و فیلسوف انگلیسی زمانی معتقد بود که : دانشگاه محل استماع سخنرانی های بی ارزش است !
گرچه مرز بین نبوغ و جنون علی المشهور به قاعده و اندازه یک تار مو است ، اما برای شکوفاندن نبوغ چند چیز را باید لحاظ کرد:
علاقه – پشتکار – امکانات
مدارس ما از علاقه زایی به علاقه زدایی روی کرده اند. ما از سیستم آموزشی پیشتاز به روند آموزشی پستاز و در حال تعلیق تبدیل شده ایم. نظام آموزشی که بتوان از آن نابغه پروری را انتظار داشت ، مدتهاست که بدرود گفته است. مع الاسف یکی از آثار شوم و نکبت بار تفکر پست مدرن در مقابل مزایای خوبی چون رواج و شیوع روحیه نقد و نقادی ، بی حرکتی و بی اعتنایی به سنت و بزرگان گذشته است.
اقتضای مصالح فرهنگ ، هویت و حیثیت ملی مان ایجاب می کند که حرکت احترام و ارج علمی بزرگان علم و ادب بجای آورده شده و از هر گونه حرمت شکنی ، قویاً پرهیز شویم!
زمانی که شادروان دکتر لطفی صورتگر در انگلستان تحصیل می کرد، دکترای زبان و ادبیات انگلیسی از وجه ، حرکت و عنایت دولتی و ملی خاصی برخوردار بود! اما در کشورمان وقتی دانشجو به فکر تحصیل در رشته علوم انسانی ، خاصه ادبیات می افتد، بیشتر به فکر عواقب مالی آن است و بسیار هم محقّ است! فارغ التحصیلان رشته های علوم انسانی ، به ویژه فلسفه در غرب ، باید به یکی از زبانهای باستانی خود مسلط باشند و حال آنکه در ایران یا اصلاً بذل توجهی نیست و یا بسیار کم رنگ است.
پیشنهاد می شود مراسم بزرگداشت دکتر معین ، این ادیب اریب ، از حد وسطح منطقه ای و استانی به کشوری و آنگاه به جهانی تبدیل شود و بزرگانی که با ایشان دوست و دانشجو و یا مراوده ای داشته اند ، در قالب بسط و رنگین کردن تجارب همایشی بعنوان مدعو و یا سخنران شرف حضور یابند.
- تولیت برگزاری مراسم از حالت دولتی به حالت علمی – ادبی تبدیل شده و اجرای مراسم به دانشگاه گیلان احاله شود.
- مرکز معین شناسی با گرایش های ادبی و هنری در شهر ایجاد و احداث گردد و کلیه فعالیت های آن مرکز در کنار مقالات پژوهشی در فصلنامه ای انعکاس یابد.
- تاسیس دانشکده یا دانشگاهی به صورت مستقل و یا وابسته به دانشگاه گیلان بسیار ضروری می نماید و جای خالی آن از مدتها احساس می شود.
- ایجاد فضا سازی مناسب برای جلب و جذب ادب پژوهان به آرامگاه دکتر معین .. این کار را می توان با نصب تندیسی با بیوگرافی کوتاه از دکتر معین آغاز کرد.
- تهیه تمبری جدید از آرمگاه دکتر معین برای معرفی بیشتر شخصیت ایشان.
- احداث موزه ای مناسب از فرهنگ منطقه به منظور توسیع آرامگاه معین
هرگامی که از این دست بر می داریم ، اعم از تعریض یا خریداری زمینهای اطراف ، غنی سازی کتابخانه آرامگاه و … در واقع ، به پس راندن گامهایی بیشتر به هجوم ، غلبه و غارت فرهنگی موفق تر شده ایم.
تاباد چنین بادا!
