
مهدی بازرگانی : فاطمه راکعی اگرچه شاعر است ولی نگاهش به مسائل سیاسی شاعرانه نیست . او مثل همیشه از واقعیت های امروز جامعه جوان و حقوق زنان می گوید . هم به دولت نهم نقد دارد و هم به برخی از دوستان اصلاح طلب . او نیک می داند که برای پروسه تغییر در شرایط فعلی باید تمام تلاش خود را بکند . نماینده مجلس ششمی که در کمیسیون فرهنگی مجلس و فراکسیون زنان مشارکت مشغول به کار شد و آن روزهای سخت پس از دوم خرداد را تجربه کرد و در نهایت مثل بسیاری از دوستانش با واقعه تحصن از صحنه پارلمان کنار رفت .البته او کارنامه روشنی را از آن ایام در حوزه زنان به جای گذاشت . حدود ۴۵ طرح و لایحه در ارتباط با زنان و خانواده در مجلس ششم مطرح شد، که ۲۵ مورد از آنها به قانون تبدیل شد و بقیه یا از طرف شورای نگهبان رد شد و یا در مجمع تشخیص مصلحت نظام ماند یا اینکه طرحش به عمر مجلش ششم نرسید. تقریبا هیچ نکته ای از مسائلی که از آن زمان تا کنون مطرح شده در آن ۴۵ طرح جا نمانده بود .
با او که این روزها در کنار حامیان موسوی است و برای سخنرانی به این استان و آن استان می رود ، درباره مسائل حقوق زنان ، کمپین یک میلیون امضا ، گشت های ارشاد و سیاستهای دولت نهم در حوزه زنان به گفتگو نشستیم .
***
س – خانم راکعی شما از کسانی هستید که آن کمپین یک میلیون امضا را امضا کردید. در مجلس هفتم هم یکی از دلایل رد صلاحیتتان همین بود برخی می گویند حرکت کمپین تندروانه است و نگاه حداکثری به مطالبات زنان دارد . نظر شما چیست ؟
ج – کمپین یک میلیون امضا در ایام اولیه طرحش موقعی که به ما ارائه شد ، من گفتم اگر منشوری دارید درباره حرفهایتان برای من بیاورید . دانشجوهایم در دانشگاه الزهرا در این زمینه فعال بودند . آوردند و من دیدم این دقیقا همان چیزهایی است که ما در مجلس ششم برایش تلاش می کردیم . مسائلی مثل دیه ، ارث ، طلاق و از این دست مسائل و وقتی بچه ها به من گفتند این کار کاری است که از دانشجویان مراکشی که به همین شکل کارشان را پیش بردند و نتیجه گرفتند تقلید شده و ما فکر می کنیم که زنان ایران که فارغ از مسائل سیاسی و فرهنگی شان ، این موارد جزو مطالباتشان است . خواستیم که یک کمپین بزرگ یک میلیون امضایی باشد که اینها موظف شوند و بدانند که این حداقل خواسته یک میلیون زن ایرانی است . من دیدم حرکت خوبی است و کمپین را امضا کردم حالا بعدها این اولین جرم من برای ردصلاحیتم عنوان شد همین مسئله بود که البته من به آقایان گفتم .
س – این حرف شورای نگهبان بود
ج – به من گفتند که یکی از ایراداتی که شورای نگهبان به شما گرفته این است که من هم در پاسخ به آنها دربرخی مصاحبه ها اعلام کردم که اگر هم کسانی بعدا وارد شدند و یا حرفهایی زدند که زیاد مقبول نبوده ، من اطلاعی ندارم و البته عطف به ما سبق نمی شود . اصل کمپین یک فکر گروهی و دانشجویی بود که فکر بسیاری از زنان ایرانی است ما حتی از اصولگرایان داریم خانم هایی را که برای این افکار تلاش می کنند .
س – نوع نگاه شما به مسائل زنان ، نگاه دینی است . در کمپین نگاه غیردینی هم وجود دارد . آن وقت می توانید در کنار هم بایستید ؟
ج – کسانی که این را به من دادند از دانشجویان خودم در دانشگاه الزهرا بودند . نگاه غیر دینی اصلا حاکم نبود .ممکن است روند بعدی و گروههایی که فمینیست رادیکال هستند هم به کمپین پیوستند . من اعتقاد ندارم که کمپین یک مسئله غیر دینی را تعقیب می کرد . چون حرفها از همان موضعی بود که خانمهای متدین روشنفکر دنبالش بودند .
س – یعنی اشتراک در هدف دارید
ج – اشتراک هدف داریم و بعد هم ما اگر نتوانیم دیالوگ برقرار کنیم با افراد مختلف و با گروه های مختلف ممکن است خیلی از جوانان ما به مسیر های دیگر بروند . یعنی وقتی حرکت هاای اصولی می شود و ما با هم مشترکاتی داریم این مشترکات می تواند تقویت شود و وقتی که این مشکلات و تبعیض ها رفع شد از زنان ؛ دیگر حتی آن جریانها که مشی غیر دینی هم دارند نمی توانند بگویند که دین زن را اسیر کرده .
س – درباره کمپین در فضای عمومی جامعه و در میان زنان ابهام وجود دارد . ذهن بسیاری نسبت به اهداف آن ناروشن است و جز کلیات چیز دیگری عمومی نشده . این رفع تبعیض در قانون و ساختارها به چه معناست ؟
ج – بحث روشن بود اینکه آیا می دانید که دیه شما نصف است . اگر بمیرید خانواده شما مبلغی هم باید بدهد آن طرف محاکمه شود. مسائلی را به این شکل مطرح کرده بودند ولی روح خواسته ها این بود که ما خواهان برابری دیه زن و مرد هستیم . ما خواهان این هستیم که قانون طلاق اصلاح شود که مرد هر وقت دلش خواست نرود زنش را طلاق دهد . و یا در مورد شهادت مسائلی را مطرح کرده بودند که اینها همان خواسته هایی بود که ما هم داشتیم و هیچ مانع شرعی نمی بینیم برای اصلاح این ها . کما اینکه دیدیم تلاشهای زنان مسلمان و ائتلاف اسلامی زنان پاسخ داد . آن چیزهایی را که در مجلس گفته بودیم چون رها نشد و حرکت جمعی صورت گرفت ، خوشبختانه نتیجه گرفتیم . اگرچه کاملا آن چیزی نیست که ما می خواهیم .
در مورد ارث هم دیدید که قانون تغییر کرد . من نظرم این است که این تلاشها حتی در این فضا هم ثمر خواهد داد و چاره ای جز این نیست و غیر از مواردی که احیانا نص صریح قرانی دارد – که تازه آنها را هم بعضی از علما در جهان اسلام دارند درباره اش کار می کنند – همه ی اینها قابل تغییر است با آن دیدگاه مقتضیات زمان که امام مطرح می کردند .
س – این بحثها به همان قرائت مردسالارانه از اسلام و تجلی یافتن آن در قانون باز می گردد. چه کسانی پشت این تئوری ایستاده اند . آیا جدالی که بر سر این حقوق ضایع شده وجود دارد به اراده افرادی بر می گردد یا اینکه سنت های نادرستی وجود دارد که ریشه دوانده و حالا کندنش دشوار شده
ج – ببینید دو دیدگاه وجود دارد . یکی آن دیدگاهی است که می گوید مسلمان بودن و باتقوا بودن یعنی تمام آن چیزی را که در زمان رسول خدا اجرا می شده به همان شکل باید در هر کشوری و محیط انسانی و با هر نوع فرهنگی ، باید بی کم و کاست اجرا شود. ما می گوییم نه این یک نوع تصلب است . دیدگاه ما این است که روح احکام دین که تغییر ناپذیر است که عدالت ، دفاع از حقوق انسانها است ، زندگی پاک اقتصادی ، حفظ حرمت های بین زن و مرد و چیزهایی که در دیگر ادیان هم به شکل کم رنگ تر هست و اسلام هم به این خاطر که آخرین و کامل ترین دین است ، ما اعتقادمان بر این است که همه ی اینها روح دین را تشکیل می دهند و همه یک حرف می زنند . این ها خدشه ناپذیر است .
اما اینکه ما در بعضی از ادوار تاریخی اسلام در مورد دیه زن و مرد به این شکل رفتار شده ، در واقع به خاطر این است که زن ها زندگی پارازیتی داشته و هیچ چیز از خود نداشته اند . تمام بار زندگی و معیشت زنان به دوش مردان بود و بدیهی بود که آن موقع اگر زنی می مرد ، برای دیه او نصف هم شاید زیاد بود . خانواده به لحاظ اقتصادی و به لحاظ تامین معیشت از هم نمی پاشید . ولی اگر مرد می مرد خانواده دیگر نان آوری نداشت و طبیعی است که دو برابر می دادند دیه را . چون در دیه فقط نگاه اقتصادی حاکم بود . اما الان در این صد ساله اخیر و پس از پیروزی انقلاب اصلا وضعیت اجتماعی تغییر کرده و زنان نه تنها دیگر زندگی پارازیتی ندارند و حتی خودشان نان آور خانواده اند .اگر کار اقتصادی زنان نباشد و اگر کار مفید زنان خانه دار ما نباشد ، زندگی نمی چرخد . ضمن اینکه خیلی ها بی سرپرستند و بد سرپرستند و نفقه شوهر خود را می دهند . زنان در اقتصاد الان نقش ایفا می کنند و نقش مهمی ایفا می کنند . این وضعیت دگرگون شده و قانون دیه هم باید دگرگون شود . ما حرفمان این است و اینها همه اش راه دارد .
آقایان روشنفکران دینی در جهان اسلام و هم در کشور ما مثل آقای صانعی کاملا با اینها موافقند . حتی ما در فراکسیون زنان مجلس ششم با آقای مکارم شیرازی نشست داشتیم . ایشان گفتند که بله شما حق دارید و در این زمینه ها کار نشده و خانم ها شروع کنند . ولی بعدا اینقدر جو ایجاد شد که حتی آقایان هم دیگر پی این قضایا را نگرفتند.
س – آیا در حوزه حقوق زنان کار مطالعاتی ، روشنفکری و تئوریک کافی صورت گرفته که این مباحث روشن ، منطقی و صریح باشد
ج – نه متاسفانه کار جامعی در این زمینه نشده و این طور نبوده که همه این ها بررسی شده باشد .اما آنچه موجود است این است که در مسائلی نظیر دیه و شهادت زنان یا مثلا سنگسار نظراتی را داده اند که از مجموع آنها جزوه ای می توان در آورد که بله علما این حرفها را زده اند . البته آنچه روشن است این که همه فقها یک حرف را نمی زنند و نگاه های مختلف دارند .در این میان زنان با تکیه بر همان اصول می توانند نظراتی را بپذیرند که متوجه رفع تبعیض و در جهت حقوق آنان است . چون زنان بر این باورند که علما ، زنان ومسائلشان را درک می کنند و در مسیر حل آن گام بر می دارند و از این جهت است که عادلند .
س – خانم راکعی شما به تضییع حقوق زنان در جامعه ما معترفید و طرفدار رفع تبعیض در تمامی عرصه ها هستید چرا برای انتخابات ریاست جمهوری کاندیدای زن معرفی نکردید
ج – بعد از سی سال تلاش مستمر برای اینکه از این رجل سیاسی ابهام زدایی بشود ؛ کار خیلی مشکوکی را در این روزها انجام دادند . البته به هر دلیل این کار را کرده باشند برای جامعه زنان اتفاق خوبی است . اما این اصلش مشکوک است که چرا الان . به نظر می رسد مخالفان اصلاحات و اصلاح طلبی چون دیدند که در ایران جور دیگری نمی توانند مهندس موسوی را شکست دهند ؛ الان خواستند به مطالبات زنان به این طریق دامن بزنند وبا طرح این قضیه زنانی بیایند خودشان را کاندید کنند و رای مهندس موسوی بشکند که زنان ما خیلی عاقل تر از این هستند که این طور عمل بکنند . زنان ما اگر می خواهند که ابهام زدایی بشود از این قوانین ما از یک حق طبیعی و انسانی خود دفاع می کنند . می گویند نه شرعا و نه قانونا کسی حق ندارد این حق را بگیرد. اما اینکه بیایند توی این وضعیت سیاسی با کنار کشیدن آقای خاتمی به نفع شخص مهندس موسوی این مسائل مطرح شود ، قطعا زنان فرهیخته ما در این شرایط نخواهند آمد . و با آمدن مهندس موسوی و پیشرفت فرهنگی برای دوره های بعد خانم هایی اگر شایستگی داشتند قطعا کاندید خواهند شد
س – خانم دکتر بحث وزارت زنان را شما پیشتر مطرح کردید و گفتید که در این باره صحبت هایی با خانم دکتررهنورد ( همسر مهندس موسوی ) داشته اید . این بحثها در دولت آینده تا چه حد عملی است ؟
ج – ایشان این اندیشه را در ذهن دارند که این اتفاق بیافتد حالا اینکه این مسئله واقع شود یا نه باید تلاش کنیم که بیافتد . خانم دکتر رهنورد اظهار امیدواری کردند که وزارت زنان تشکیل شود اما این که عملا موانعی پیش نیاید ، باید منتظر ماند. این مسئله بسیار مهم است که اگر واقع شود ، حرکت بزرگی برای حل مسائل زنان است. ضمن اینکه یک کانال محکم از موضع بالا نیز به حساب می آید .
س – در ماههای پایانی دولت نهم هستیم . دولتی که از اولین اقداماتش در زمینه زنان تغییر نام مرکز امور مشارکت زنان به مرکز امور زنان و خانواده بود . در پس این تغییر نام چه تفکری خوابیده بود و الان کارنامه دولت نهم و برنامه های شخص آقای احمدی نژاد را درباره مسائل زنان چگونه ارزیابی می کنید .
ج – درباره دولت نهم از همان اولی که آمدند روی کار ، مسئله تغییر ساعات کار زنان مطرح شد و آن منشور حقوق و وظایف زنان که با دقت کارشناسی ما که ممطالعه کردیم دیدیم که هیچ چیز جدیدی ندارد جز اینکه خیلی زیرکانه چند همسری را در آن مطرح کرده بودند . بعد مسئله قانون حمایت خانواده و تبعیض های جنسیتی در امر تحصیل دختران ، طبقه بندی کردن مهریه زنان ، استانی کردن تحصیلات عالیه زنان و فرهنگ سازی های عجیب و غریب مثل آماده باش جنسی برای زنان ، اینها گستاخی را به جایی رساندند که در روزنامه کیهان بحث آماده باش جنسی را مطرح کردند که آدم شرمش می شود درباره آن صحبت کند . این ها اهانت های تاریخی به زنانی بود که با دیدگاه امام خمینی و نگاه عالی و احترام آمیزش نسبت به زنان مغایرت داشت .
س – مسئله مبارزه با بد حجابی و گشت های ارشاد یکی از موضوعات محوری دولت نهم در زمینه زنان بود الان وضع به شکلی شده که کاندیداها برای جمع کردن آن با هم مسابقه می دهند . آیا باید الگوی ما « یا روسری یا توسری » باشد یا اینکه الگوهای دیگری هم هست
ج – من ضمن اینکه خودم به حجاب معتقدم به هیچ وجه با حجاب اجباری موافق نیستم و فکر می کنم که اگر این مسئله به خود خانمها واگذار شود ، این موضوع خیلی بهتر از وضعیت حال حاضر پیش می رفت .اکثریت زنان جامعه ما را زنان متدین معتقد به حجاب تشکیل می دهند و ضمن اینکه خود این خانمها هم دوست ندارند که دولت به آنهایی که به حجاب اعتقادی ندارند ، تحمیل کند این مسائل را . و متاسفانه در واکنش به این اجبار ، جامعه شاهد بعضی دهن کجی ها به حجاب باشد که یقینا برای خانمهای معتقد به حجاب نیز بسیار ناراحت کننده است . باید همه ابعاد زندگی و اندیشه انسانها به خودشان واگذار شود در این زمینه الگوهای زیادی در کشورهای اسلامی وجود دارد . مثل الگویی که الان در ترکیه یا مالزی داریم . به نظرم عرف جامعه به طور طبیعی اجازه عبور از مرزها را به کسی نخواهد داد . و در حد رعایت حجاب و انتخاب نوع لباس ، خود جامعه کنترل لازم را روی افراد خواهد داشت و کسانی هم که از ی مرزهای جامعه عبور کنند ، با واکنش طبیعی خود جامعه روبرو می شوند . و این بهتر از مداخله دولتهاست که همانطورکه دیدیم هیچ فایده ای ندارد و جز اینکه شاهد افراطی گری در این زمینه باشیم ، به هیچ نتیجه ی معقولی نخواهد رسید .
س - خیلی ها می گویند و از قراین هم این بر می آید که در نسل جوان ما نوعی دین ستیزی دیده می شود . این را چطور می شود تحلیل کرد . دولت تمام تصمیماتش آنطور که ادعا می شود برای گسترش ارزشها و معنویت است . چطور است که نتیجه برعکس می دهد . چرا جامعه و جوانان ما به این سمت گرایش پیدا کرده اند ؟
ج – اصولا هر چه که حالت تحمیل و اجبار پیدا کند و بدون آنکه به لحاظ منطقی توجیه شود ، فقط با سلاح اجبار تحمیل شود ؛ قطعا واکنش منفی را در پی خواهد داشت . مخصوصا اگر این موضوع درباره جرانان باشد .جوانها جویای منطق هستند و اصولا زیر بار زور نمی روند . چه در خانواده و چه در جامعه و متاسفانه به خاطر همین مسائل اجباری در جامعه و درون خانواده است که این واکنشهای دین ستیزانه را می بینیم . در حالی که می دانیم فطرت طبیعی انسانها آنها را به طرف فراتر از ماده و معنویت سوق می دهد واین ماییم که باید ببینیم چقدر مقصر هستیم که با رفتارهای نسنجیده ، تحمیلی ، از موضع اقتدار و تحقیر آمیز طوری برخورد کرده ایم که فرزندانمان برخورد با ما را به دین منتقل کرده اند . من فکر می کنم بیش از آنها متولیان امور در این زمینه مقصرتد .
س – خانم دکتر درباره جدایی دین از سیاست دیدگاههای مختلفی وجود دارد . آقای مهندس موسوی هم از جدایی نهاد دین از دولت سخن گفته اند .اگرچه این نظرات او به قبل باز می گردد و او از قدیم مدافع غیر دولتی شدن روحانیت بوده ولی مطرح کردن آن در فضای فعلی بحث های جدیدی را بوجود می آورد . شما در چه سطحی به این مفاهیم اعتقاد دارید و آیا سکولاریسم در جامعه ما هنوز به تعریف ایرانی خود دست یافته است ؟
ما عموما در اوایل انقلاب شعار عدم جدایی بین دین و سیاست را به تاسی از شهید مدرس مطرح می کردیم و متاسفانه در طول این سالیان که با همه وجود در این مسیر گام بر می داشتیم ؛ به این نتیجه رسیدیم که برای حفظ حرمت و شان دین هم که شده باید سیاست را از دیانت جدا کنیم . متاسفانه به عینه دیدیم که به جای دینی شدن سیاست ، با حرکاتی که در برخی دولتها وبرخی نهادهای مربوط به حکومت صورت گرفت ؛ عملا دین را سیاسی کردند . بنابراین افراد دلسوز و معتقد به دین به این نتیجه رسیدند که بهتر است نهاد دین از نهاد سیاست جدا باشد تا دیگران اشتباهات ما را در نظر و عمل ، در پای دین نریزند .
نقش دولت در توسعه از همه مهم تر است / گفت و گو با عزت الله سحابی
موسوی؛ پدیده انتخاباتی سال ۸۸ / گفت و گو با دکتر حمیدرضا جلایی پور
دکتر سروش بزرگتر از آن است که حرف تند بزند / گفت و گو با دکتر غلامعباس توسلی
مهندس موسوی به دنبال دولت رفاه است / گفت و گو با دکترمازیار بهروز
قانون اساسی وحی الهی نیست / گفت و گو با رضا صالح (بخش نخست)
قانون اساسی وحی الهی نیست / گفت و گو با رضا صالح (بخش دوم)
روح انقلاب ما این نبوده که تبدیل به یک جزیره شویم / گفت و گو با دکتر اسماعیل ملک اخلاق
احزاب باید بتوانند نفس بکشند / گفت و گو با سید احمد حسینی
آنهایی صدمه دیدند که شرافت خویش را نفروختند / گفتگو با اسحاق راستی