یک دقیقه به احترام ِ احترامی می خندیم

فرشته رضایی: آخرین روزهای سال ۸۷ شاهد مرگ عزیزانی بودیم که از قطار زندگی پیاده شدند و به سرای باقی شتافتند. جامعه ی ادب و هنر ایران هم از این قاعده مستثنی نبوده است. اما ارابه ی مرگ تابحال با هیچ صنف و گروه و دسته ای تعارف نداشته و ندارد. اما آنچه که بیش از هر چیز انسان را آزرده می سازد غم از دست دادن عزیزانی است که باورِ مرگشان سخت می نماید.
یکی از فرهیختگان عالم ادب و هنر کشور که بی هیچ تاملی سوار ارابه ی مرگ شد، زنده یاد منوچهر احترامی است. شاید اولین خبرهای که در روزهای مرگش همه جا درج شد این بود که “خالق داستان حسنی درگذشت” اما منوچهر احترامی و شخصیت و قلم مثال زدنی اش فراتر از این بود او را صرفا خالق داستانی کودکانه بنامیم. هر چند که برخلاف اعتقاد بسیاری “نوشتن برای کودکان سخت است” اما تنها حُسن منوچهر احترامی برای تک تک ایرانی های اهل مطالعه این بود که اگر اغلب ما از سنین نوجوانی و جوانی و بالاتر با شخصیت های مهم ادبی، فرهنگی، اجتماعی و… آشنا می شویم، همه ی ما از کودکی و سن پنج- شش سالگی منوچهر احترامی را با همین داستان “حسنی” می شناختیم و عجیب آن که هر چه بزرگتر می شدیم حسنی هم انگار با ما بزرگ می شد و قد می کشید.
احترامی در روند طنز نویسی خو بسیار خلاق و مبتکر بود. هر چند که قصه های حسنی را به صورتی فولکوریک و بومی نوشت اما نگاه او به مقوله ی طنز بسار جدی و تحقیقی بود. اهمیت طنز برای او به حدی بود که هر کلمه و عبارتی را بیهوده عنوان نمی کرد. در واقع با نگاه و سبکی ایرانی طنزی فاخر و ادیبانه می نوشت. نمونه کارهای او را می توان در طنز “پیر ما” که حکایت شیخی است که کارهای عجیب و خارق العاده از نظر خود انجام می دهد (در ماهنامه گل آقا) دید. که مجموعه سخنان و لطایف اش بازتاب بسیاری از معضلات امروزی است که نه قصد توهین و تخریب که دغدغه اصلاح دارد. اما روش او چنان هوشمندانه بود که به ورطه ی تکرار نیفتد.
احترامی طنز را از سال ۱۳۳۷ از توفیق و با نام مستعار “الف. اینکاره” و “م. پسرخاله” شروع کرد و با وجودی که فارغ التحصیل رشته حقوق بود، به علت تسلط بر ادبیات فارسی، سبک های متعددی را در طنز نویسی پایه گذاری کرد.
اما نثر احترامی هر چقدر که قابل توجه و تقدیر است شعرهای او که برای کودکان سروده ، هم کم از نثرهای او نیست. یکی از امتیازات احترامی این بود که زبان مردم را خوب می شناخت و به جز اینکه آشنایی کامل با نثر سبک قدیم داشت، زبان جوانان امروز را هم می دانست و در نوشته هایش همواره از زبان قدیم و جدید استفاده می کرد. شاید اهمیت کار احترامی در عالم طنز بیشتر از این رو بود که بسیاری از نویسندگان جوان این وادی از نوشته ها و سبک نگارش او بهره می بردند و یا با تلفیقی از نوشته های او، شکل های جدیدی از طنز نویسی را ارایه می کردند.
منوچهر احترامی از این رو در زمره بزرگان طنزپرداز ایران به شمار می رود و مرگ و فقدان او بیش از هر چیز فعالان این وادی را متاثر می کند. او که تا پایان عمر خویش لحظه ای از تحقیق و پژوهش دست برنداشت و ادامه ی کار خود را در کمال ناباوری و تلخی، به جوانتر ها واگذار کرد و رفت.
شاید نوشتن برای بزرگی که الان در جمع ما نیست، سخت تر از هر کاری باشد. بخصوص که روزهای اولیه بعد از مرگ هر هنرمند و نویسنده ای، تازه جمع می شویم و راجع به توانایی های فردی شخص صحبت می کنیم، اما مرگ این پیرمرد نازنین برای هر کدام از ما تلخ تر از دفعات دیگر است. از این رو که با داستان هایش، از جمله حسنی، دزده و مرغ فلفلی، خروس نگو یه ساعت و…، زندگی کردیم و در روزهای کودکی همین ها را خواندیم ولی کسی شاید کمتر درک می کرد که همان زمان که این ها را می خواندیم، بدون این که متوجه شویم، از کودکی تمرین بزرگ بودن و بزرگ ماندن را انجام دادیم تا امروز که متاسفانه ناگزیریم از احترامی برای دل خودمان بنویسیم. چرا که شخصیت ارجمند وی نیازی به تعریف و تمجیدهای ناشیانه من و ما نداشته و بهترین تجلیل از وی خواندن آثار و نوشته های گرانقدر اوست.
شاید تنها نکته ای که جای خوشحالی باقی می گذارد تجلیل از این انسان فرهیخته در “شب منوچهر احترامی” بود که بالاخره یکی از بزرگان این فرصت را یافت که قبل از مرگش از او تجلیل شود. در واقع توفیق نویس دیروز، امروز توفیق این را داشت که قبل از مرگش یاد و سپاسی از او شود.
فقدان احترامی برای ما که هنوز یاد نگرفته ایم در عرصه ی اجتماعی مثل “حسنی” تر و تمیز و مرتب باقی بمانیم سخت است. اما رفتن برای او که از “حسنی” گل تر بود آسان بود. پس در نوروز به احترام احترامی یک دقیقه می خندیم و سکوت حزن انگیز را می گذاریم برای روزهایی که یادمان می رود مثل حسنی ساده و “یه دسته گل” باشیم.

Leave a Response

Please note: comment moderation is enabled and may delay your comment. There is no need to resubmit your comment.