نوروز، اسطوره زایش و رویش دوباره / دکتر علیرضا نیکویی

انتشار این مطلب در بالاترین

غیر بهار جهان، هست بهاری نهان

دکتر علیرضا نیکویی
برخی از مفاهیم، نام ها و نمادها؛ چه به اعتبار ریشه و خاستگاه، چه به اعتبار جریان تحول و بارگیری معنایی- مفهومی و چه از حیث داد و ستد با مفاهیم دیگر حوزه ها و فرهنگ ها، پیوسته نقش بنیادی و کانونی در شبکه ای از مفاهیم قرار می گیرند و همین جمع آمدن و فشرده شدن نشانه ها، نمادها، ‌الگوها و ساختارهایی خرد و کلان حول محور این مفاهیم است که آنها را به دنیای وسیعی از امکان های تاویل، تبدیل می کند. به تعبیر دقیق “هانری کربن” آنجا که نظام های متوالی، بطور متقارن به همزیستی یا همسانی می رسند، زمینه تاویل فراهم می شود. اینگونه مفاهیم و نمادها چونان الماسی، سخت، فشرده، ‌متبلور، و بی بها می درخشند، گویی تمامی گرانباری ادوار و ازمنه را در خود جمع و فشرده کرده اند.
یکی از این نمادها و مفاهیم، نوروز یا جشن نوروز (نوک روز/ معرب آن نیروز) است. نوروز مفهوم بنیادی و کانونی شبکه پیچیده و گسترده‌ای از مفاهیم، نشانه ها، نمادها، الگوها، آیین ها و ادوار حیات انسانی است.
شادروان بهار، جشن نوروز، به حسب پدیدار شناسی اسطوره، در زمره آیین ها و اساطیر جهانشمول می داند. وی معتقد است که در این جشن، در زمره‌ی جشن های “باز زایی” است. همانگونه که در آسیای غربی دو عید رواج داشته است: عید آفرینش (اوایل پاییز) و عید باز زایی (اوایل بهار)، در ایران نیز، نوروز، عید بهاری و مهرگان، عید پاییزی بود و دوازده روز نخست بهار (فروردین) را می توان معادل و معرف دوازده ماه سال (۳۶۰ روز) می دانند و روز سیزده، نماینده پنج روز آخر سال (خمسه مسترقه/ کبیسه) که نشانه آشوب و بی نظمی (Chaos) کیهانی است.
بنا به گفته میرچا الیاده، اصولاً انسان های روزگاران دیرینه، درک خاصی از زمان داشتند و حوادث و رویدادهای زمان تقویمی- تاریخی (کرونولوژیک) را به زمان عظیم کیهانی- اسطوره ای ارجاع می دادند و زمان خرد و گاه شمارانه را به صورت های ازلی و نخست زمان بزرگ،‌ پیوند می دادند و این امر خود بر فرض اینهمانی (Identi Fication) بین جهان کبیر و جهان صغیر، زمان کیهانی و زمان تقویمی- تاریخی، استوار بود. از این رو گردش فصول،‌ حکایتی و روایتی بود از چرخه زمان و شکل گیری طرح عظیم خلقت و تصویر بهار (رستاخیر، رویش،‌ زایش، حرکت، برکت و…) تصویر مینیاتوری عالم برین و نهان در عالم فروردین و عیان است. از این منظر اسطوره سال نو و نوروز، اسطوره بازگشت جاودانه است.
همانگونه که گفته شد این امر “جشن سال نو در آیین های نوروزی” اختصاص به ایران نداشته است بلکه در یونان و روم، بابل، مصر و… با تفاوت هایی در نشانه ها، نمادها، الگوهای بومی، اقلیمی و اختلاف های روساختی و صوری در همه آنها وجود دارد. تامل در داستان پرسفونه (Persephone) ” دختر زئوس/ Zeus و دیمتر/ Demeter” که هادس (Hades) خدای جهان مردگان و عالم ارواح و زیر زمین، او را ربود و پس از آنکه پرسفونه، از غذای عالم مردگان (انار) خورد، بر او مقرر شد که زمستان (نیمی از سال) را در زیر زمین و بهار و تابستان (نیمی دیگر را) در روی زمین زندگی کند و مقارن شدن حیات روی زمینی او با رویش نباتات،‌ گیاهان، گرما، زندگی، نشاط و… شباهت های غروب آن با اسطوره دموزی/ تموز (بین النهرین) و همانندی آنها با روایت هایی از اسطوره سیاوش و ایشتار و آدونیس و… بخوبی حاکی از کهن الگویی (Archetype) است که مدام باز تولید و باز تفسیر می شود. این دنیای وسیع و عمیق از نشانه ها،‌ زمینه ساز تاویل و عبور نگاهی است که رویت ها و روایت های عرفا، حکما و شعرایی چون حافظ و مولوی را رقم می زند. در این مختصر، مجال پرداختن به این موضوع نیست، در حد اشاره ای کوتاه ابیاتی نقل می شود:
ذخیره ای بنه از رنگ و بوی فصل بهار
که می رسند زپی،‌ رهزنان بهمن و دی (حافظ)
بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال
چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد
تا کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود
بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود
جهان چو خلد برین شد به دور سوسن و گل
ولی چه سود که در وی نه ممکن است خلود!

نظر دادن

شما ميتوانيد از اين تگ ها استفاده كنيد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <blockquote cite=""> <code> <em> <strong>


ثبت نام آسان  در سیستم تبلیغات کلیکی وبسایت ماهنامه تحلیلی خط مهر ایته پیله سایت وب سایت اصلی دکتر شریعتی مجله بخارا همشهری آن لاین

فرشید قربانپور - سه رنگ مهدی بازرگانی - آزادی خجسته آزادی فرشته رضایی - بی سببی بابک مهدیزاده - کافه اتوپیا آرش بهمنی - مرثیه های خاک نعمت الله اکبری - فریاد ژخ سهیل سجودی - جبران ناپذیر