Vladimir Putin “We discussed this important issue yesterday over a beer...”

Barack OBAMA “You know, my faith is one that admits some doubt...”

نهایتِ خودش / فرشته رضایی

Posted by admin on فروردین ۵م, ۱۳۸۸ and filed under بهاریه سال 1388. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

فرشته رضایی : حال و هوای شهر این روزها عوض شده.همه تند و تند دنبال خرید جنس یا کالایی هستند تا آخرین ساعات سال را مثل هر سال صرف خرید کنند.از وسایل شخصی و اجناس خانه گرفته تا لوازم غیرضروری.طبقه ی محروم چندان دل و دماغی برای بازدید از بازار شهر و حتی نگاه حسرت بار به شور و شوق عابرانی که بدون لحظه ای توقف در حال رفت و آمدند ندارد. طبقه ی متوسط جامعه هم به خرید کالاهایی خرد می پردازد.اما خریدهای بزرگ تری هم هست.
آنهایی که از هر لحاظ مرفه اند به فکرخرید خانه،ماشین، تعویض مبلمان خانه،تدارک سفرهای خارجی و… هستند.بازار از هر لحاظ برای خرید این طبقه آماده است.به نظر می رسد بازار نهایت سعی خود را می کند تا دل این قشر از جامعه را به دست بیاورد. پاساژها در انبوهی از رنگ و مدل غرق شده اند. رنگارنگ تر و پر زرق و برق تر برای فردی که حین خرید تنها به سلیقه اش فکر می کند نه قیمت اجناس.اتیکت ها اهمیتی ندارند.پس می شود هر چیزی را خرید.این لحظه شاید در طول سال بارها برای فرد مرفه تکرار شده.اما خب، خرید شب عید چیز دیگری است.حالا رنگ ها هم به کمک او آمده اند تا او جشن خود را تکمیل کند.اینکه برای لحظاتی فراموش کند در کدام نقطه ی جغرافیایی است.ساعت های قبل به چه چیز و دغدغه هایی می اندیشیده یا اصلا برای چه هی می خرد و می خرد.
در هر حال انگار بایدی وجود دارد تا او فقط خرید کند. همه ی اجناس و کالاها یک جور دهن کجی می کنند تا به او بفهمانند که فقط یک مصرف کننده ی صرف است.همه چیز در نهایت خودش هست.پشت ویترین ها این به اثبات رسیده.لباس های زیبا و الوان، گوشی های اپل و نوکیا سری ای ، تلویزیون های ال سی دی ، یخچال ساید بای ساید، گاز ماکروفر سخنگو، خودرو مگان،دوربین چندین مگاپیکسلی کانن با زوم ۱۰ برابر، فرش نقش برجسته ی ستاره ی کویر،مبل راحتی های شیک و بسیار نرم، ماشین لباس شویی بدون لرزش و ژله ی ظرفشویی گلی با قدرت پاک کنندگی بسیار زیاد.
این ها همه می خواهند نشان دهند که آخرین حد از آن چیزی که می خواسته اند باشند، هستند.تنها وظیفه ی شهروندان(درجه ی یک) انتخاب است.اما باز به سالی نکشیده همه ی این ها د مده می شوند. همانطور که چند سالی است که دیگر کسی دوربین دیجیتالی را یک پدیده نمی داند.این معادله کمی تا قسمتی خنده دار است.نه؟ اما همچنان ادامه دارد.همه ی این ها می خواهند بگویند در نهایت به دنبال یک چیز هستند.همه شان جمع شده اند تا به خریداران بگویند برای دستیابی به نهایت رفاه ساخته شده و مورد بهره برداری قرار می گیرند.اما به سالی نکشیده نسل های جدید این محصولات، محصولات قبلی را نقض می کنند.حالا شهروندان مانده اند که این ابزارآلات که گفته می شود صرفا برای رفاه او ساخته شده اند، چرا عمرو تاریخ مصرف شان این قدر محدود است.”رفاه” تبدیل به کالایی شده با تاریخ مصرف محدود که هر بار فربه تر از قبل می شود تا خریده شود.اما این رفاه چاق و چله هنوز هم نتوانسته خودش نفس راحتی بکشد.چون مدام در حال تغییر و تحول است.
خیابان ها پر از عابرانی است که هر کدام برای خرید شب عید به سویی می روند. بهانه ی همه آسایش و شادی است.هر کس به اندازه ی توان مالی خود سهمی از رفاه می برد. رنگ ها عجب بازی در پی گرفته اند.گویی آرام و قرار ندارند. آن ها به هر جان کندنی شده می خواهند دل بفریبند و اذهانی را گم کنند . دروغ سیزده سال نو قبل از عید در بازار جان می گیرد و احتمالا همان جا هم می میرد.این قانون بازار است.تا سال بعد و طرح و رنگ های دیگر…
تا آن موقع ۳۶۵ روز دیگر لازم است تا فراموش کنیم اصلا امسال برای چه خرید کرده ایم. با این فرضیه شاید راحت تر بتوان به خرید ماهی هایی پرداخت که ماهی فروش با پرستیژی خاص به ما می گوید ماهی هایش فقط قرمز نیستند. امسال به جز ماهی های تزیینی معمولی، چشم تلسکوپی و سه دم هم برای فروش دارد. آن هم در رنگ های سفید و طلایی!

Leave a Reply

Advertisement 250x250 ad code to be displayed on the inner pages