مدارا در “منش” و “مردم سالاری” در روش راه نجات ملی / رضا صالح
رضا صالح جلالی : پیشنهاد « دولت ائتلاف ملی » و « دولت نجات ملی » از سوی موثرترین جریانهای سیاسی یعنی اصولگرایان و اصلاح طلبان در چند ماه گذشته ، نشانۀ شرایط خطیری است که نظام درگیر آنست در این چند سال چه بر سر کشور آمد که این همه نگرانی ابراز می شود ؟
درآمد بالای نفت تا حدود ۲۵۰ میلیارد دلار که بالاترین درآمد یک دولت چهار ساله در ۳۰ سال بعد از انقلاب است می توانست با مدیریت علمی ، عقلانی سنجیده ، کشور را به سمت کاهش وابستگی به نفت ، افزایش تولید ، ایجاد اشتغال ، کاهش تورم ، افزایش ذخیره ارزی صندوق ذخیره ، حمایت از صنعت ، بخش خصوصی انتقال دهد . آنچه که با این درآمد افسانه ای بر سر کشور آمد ، افزایش لجام گسیخته ی نقدینگی به بیش از دو برابر سال ۸۴ ،تورم غیر قابل کنترل ۳۰ درصدی رسمی به گونه ای که مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران را در سال ۲۰۰۸ م در میان ۱۶ کشور خاورمیانه در مقام پانزدهم نشان می دهد و تنها عراق بعد از ما قرار دارد . به طوری که تورم در افغانستان کمتر از ایران است . موسسه مذکور در حوزه فساد سیستم اداری در میان کشورهای خاورمیانه ایران را در مقام سیزدهم نشان می دهد . این امر در موضوعات بسیاری قابل تعمیم است . این در حالی است که بر اساس برنامه چشم انداز ۲۰ ساله ایران می باید در سال ۱۴۰۴ ه . ش مقام اول خاورمیانه باشد . در سیاست خارجی با تهدیدات جدی مواجه ایم . در طول ۳ سال گذشته ، ۴ مرتبه از سوی شورای امنیت سازمان ملل تحریم شدیم . اجماع بین المللی حتی عربی علیه ایران شکل گرفت . کاهش سرمایه گذاری خارجی ، فشار خارجی بر بانکهای داخلی و ایجاد مشکلات متعدد برای تجارت و تولید داخلی . در سیاست داخلی ایجاد محدودیت برای مطبوعات ، هنرمندان ، نهادهای مدنی ، نیروهای سیاسی و روشنفکری ، دانشجویان ، اساتید . در حوزه مدیریتی ، کنار نهادن نیروهای انسانی با تجربه و متخصص و واگذاری امور به نیروهای ناتوان خودی ، بی اعتبار کردن سازمان مدیریت و برنامه ریزی ، شورای پول و اعتبار و ده ها شورای برنامه ریزی ، تصمیمات عجولانه ، غیر علمی ، بی توجهی به هشدارهای علمی و تخصصی کارشناسان اقتصادی و برنامه ریزی و مجلس هفتم و هشتم و … کشور را به نقطه ای رسانیده است که بسیاری از سیاستمداران و اندیشمندان را متقاعد به تغییر مثبت کرد . بی تردید از جمله راههای تغییر ، انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸ است با دولتی کارآمد ، علمی ، عقلانی با تکیه بر تساهل به عنوان منش و مردم سالاری به مثابه روش . امری که یک قرن ملت ایران برای تحقق آن چندین جنبش اجتماعی به راه انداختند . رویکرد مجدد جامعه ایران به سید محمد خاتمی به دلیل موفقیت نسبی ایشان در طول دو دولت ۸ ساله است . منِشی که وقتی با برخورد شدید دانشجویان مواجه می شود ، دانشجویی ستاره دار نمی شود ، و شعارش « زنده باد مخالف من » است و روشی که در سیاست خارجی به کاهش تنش میان انقلاب ایران و دنیا منجر میگردد .. و این تفاهم موجب افزایش سرمایه گذاری خارجی ، اعتبار بین المللی نظام جمهوری اسلامی می گردد. در سیاست داخلی توسعه مطبوعات مستقل ، توسعه انتشار آثار ارزنده ، شکل گیری احزاب ، نهادهای مدنی ، کاهش نقدینگی ، تورم ، افزایش درآمد سرانه ، صندوق ذخیره ارزی ، کاهش وابستگی به نفت ، ایجاد امید به زندگی و آینده و صدها نتیجه مثبت طبق آمار رسمی موجود که به راحتی قابل مقایسه دو دولت گذشته و حال است . همه این ها محصول فضای آزاد ، روش های مردم سالارانه و منش های متکی به مدارا و تساهل شخص سید محمد خاتمی بوده است . اصلاحات خاتمی متکی بر خواسته های تاریخی و جنبش های اجتماعی و تلاشهای سیاسی که نقطه آغاز و تکوین آن « جامعه مدنی » است در گفتمان اصلاحات « جامعه مدنی » ظرف تحقق اراده مردم و مقید کردن قدرت است . اندیشه اصلاحی ، مردم را محق و حکومت را مکلف می داند . مشروعیت حکومت به آن است که حق مردم را ادا کند و اختیارات خود را مقید به قانون بداند . در بینش اصلاحی قدرت مشروع برآمده از مردم و تحت نظارت آنان است و دولت مقتدر دولتی است که با پذیرش تنوع ، تفاوت و حتی اختلاف در جامعه ، ایران را از آن همه ایرانیان می داند ، و برای همه زنان و مردان ، اقوام و مذاهب این سرزمین به حکم قانون اساسی ، حقوق مساوی و فرصت برابر برای استفاده از این حقوق قایل است و به مخالفان خود اجازه می دهد که در چارچوب قانون سخن و رفتار مخالف داشته باشند .
به قول جبران خلیل جبران : “بدون آنکه بزرگ باشی می توانی آزاد باشی ، اما بدون « آزادی » نمی توان انسان بزرگی بود .” تنها با این روش « توسعه فراگیر و همه جانبه » امکان پذیر است .
آقای خاتمی به دلیل هم ریختگی اقتصاد کشور ، مخالفت و کارشکنی رادیکالهای رقیب ، ناشکیبایی مردم و روشنفکران در بر آمدن توقعات مایل به حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نبود . حضور گروههای مردمی ، شخصیتهای سیاسی ، احزاب ، متخصصان در یک سال گذشته ایشان را متقاعد به حضور کرد . ارزیابیها نیز حاکی از آن است تنها کسی که قادر به رقابت در میدان مبارزه انتخاباتی است و احتمال پیروزی اش قطعی است ، شخص آقای سید محمد خاتمی است . شرط اصلی موفقیت نیز وحدت اصلاح طلبان حول فرد پیروز است . آگاهی بر این امر حداقل توقعی است که از رهبران اصلاحات می رود. چنانکه رقیب نیز بر این امر واقف است و خاک ریزهای متعددی تدارک دید تا امکان بازگشت اصلاح طلبان را منتفی نماید ، و بی تردید خاک ریز اول تفرق اصلاح طلبان و آخرینش توطئه های روز انتخابات است و شگفتا که در خاک ریز اول ، رقیب به نتایج مطلوب رسید . در مقاله ای با عنوان بلوغ بهار ، نوشتم که اصلاح طلبان به بلوغ اندیشگی دست یازیده اند و سفره هفت سین سال هشتاد و هشت شان پر است از تفاهم ، رشد و توسعه آگاهی و خود آگاهی ، عبرت آموزی از گذشت روزگار ، وحدت و پیروزی و … تاسف از این قوم که در پایان اولین سفر استانی آقای سید محمد خاتمی که از آن به شدت حال و هوا و بوی خوش خرداد هفتاد و شش به مشام می رسید ، رقیب را هراسان و ناشکیبا کرد ، خاکریز دوم پایان تحرک خاتمی بود ، اما نه آنگونه که رقیب مورد سرزنش و طعن ملت و تاریخ قرار گیرد ، بلکه می بایست راهش از میان اصلاح طلبان بگذرد ، چند روز بعد آن بیانیه ای که گفت « من اخلاق را بر قدرت ترجیح می دهم » پایان حضور خاتمی را اعلام کرد و آن شد که نمی باید و آن ماند که موجی از نیروها ، حیران ، منفعل و عصبی و این سوال که چه باید کرد ؟ حضور خاتمی با هر نتیجه ای پیروزی بود . اگر بیاید و از رای مردم برخوردار گردد ، پیروز است . اگر از دیوار تایید صلاحیت عبور نکند ، طعن و نقد ملت و تاریخ متوجه خاتمی نیست ، که این نیز پیروزیست . اگر مردم به او رای ندهند ، و دیگری مقبول افتد ، به رای اکثریت تمکین شد که عین پیروزیست . اما اگر نیامدن او منجر به شکست اصلاحات و ادامه وضع موجود گردد ، بزرگترین خودکشی سیاسی در دهه اخیر کشور رخ می دهد . اگر چه تحولات و تغییرات مثبت دولت هشت ساله اش هیچگاه از خاطره ها نخواهد رفت . حضور آقای خاتمی محصول تلاش و اراده جمعی بود ، و انصراف ایشان نتیجه اراده فردی . این رفتار بیش هر زمان ضرورت کار خبری و تصمیمات جمعی را آشکار می کند تا به یک تصمیم فردی امید میلیونها جوان ، روشنفکر و ملت منتظر به یاس مبدل نشود یک حزب قدرتمند می تواند یک سیاه پوست حقوقدان کنیایی تبار را در سرزمینی به وسعت آمریکا مقاوم اول آمریکا نماید .
روز ۲۲ خرداد سال هشتاد و هشت روز واقعه ملت ایران است . به قول دکتر شریعتی در روز واقعه باید در کربلا باشی ، اگر روز عاشورا در کربلا نباشی ، هر کجا که می خواهی باش ، هنوز فرصت باقیست ، بزرگان ، سیاستمداران و عالمان دلسوز دین به احوال نظام و ایران می بایست بزرگان اصلاحات اعم از کاندیداها و غیره را در نشستی متقاعد به حضور آقای خاتمی و یاری و همکاری دیگران با او نمایند که صلاح ملک و ملت و دین در این است .
هر که ناموخت از گذشت روزگار
هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار
