شاعر نبودن اما شاعرانه زیستن – درباره نادر ابراهیمی

انتشار این مطلب در بالاترین

زهرا خوش نقش : اولین چیزی که از نادر ابراهیمی یاد گرفتم این بود که در جایی از او خواندم داستان نویسی مانند زاییدن است.زمانی که سوژه را پیدا می کنی و در ذهنت شکل می گیرد جنین به وجود آمده است.تو از آن به بعد زندگی خودت را می کنی و گه گاه به آن فکر می کنی و زمانش که فرا رسید خود به خود زایمان شروع می شود.
و آخرین چیزی که از او یاد گرفتم این بود که مرگ مثل تمام اتفاقات ریز و درشت زندگی است و می شود خیلی بی تفاوت از کنار آن گذشت. “من فرصتی ندارم.خیلی زود می میرم.سرطان مغز دارم.باید سریع کار کنم.”
او انسانی است که به راحتی نمی توان از او صحبت کرد.اگر از شما بپرسند نادر ابراهیمی چه کاره بود چه می توان گفت؟نویسنده؟فیلمساز؟ ترانه سرا؟ هنرمند؟ تصویرگر؟ کتاب فروش ، نقاش ، چاپچی و کوهنورد و هزاران شغل دیگر که به قول خودش او را به “ابن مشغله” و “ابوالمشاغل” تبدیل کرده بود.
اگر از شما بپرسند چه آثاری دارد می توانید یک لیست بلند بالای چند صفحه ای از اسامی کتاب ها ، داستان ها و فیلم ها و … جلویش بگذارید و در نهایت گردنتان را کج کنید و بگویید فقط این ها را به خاطر دارم!
او در ۱۴ فروردین ۱۳۱۵ به دنیا آمد و در ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ و بعد از ۷ سال تحمل بیماری سرطان مغز از دنیا رفت. ۷۲ سال زندگی شاعرانه!
شاعر نبود.اما به قول خودش شاعرانه زندگی کردن بسیار زیباتر از شاعر بودن است.
اما جالب ترین و بزرگترین بخش زندگی هنری نادر ابراهیمی این است که در تمام سالهای زندگیش جهت گیری کارها و آثار او بیشتر به سمت کودکان بوده است. مرحوم منوچهر احترامی درباره او گفته است: نادر ابراهیمی نصف کتابهایش را برای کودکان و نوجوانان ، یا درباره کتابهای کودکان نوشته و بدون شوخی می توان گفت که به پای بچه ها پیر شده است.
او به کودکان عشق می ورزید.به میهن ، به مردم ، به هنر ،طبیعت ، اساطیر و شاید به تمام ارزش هایی که در اطرافمان ، در شهرمان و در خیابان ها و کوچه ها جریان دارد عشق می ورزید.
از او ده ها کتاب منتشر شد و آنچه مسلم است ده ها کتاب منتشر نشده دارد.انسانی بود با دغدغه هایی کوچک اما بزرگ ، با آرزوهایی کوچک اما بزرگ.
او توانست نیاز زمانه را در هر برحه ای به خوبی بشناسد و برای رفع آن گامهای بزرگی بردارد.
او تاثیر عمیقی در تاریخ ادبیات کودک و نوجوان کشورمان داشته است. وقتی به آثار او در زمینه ادبیات به خصوص ادبیات کودک نگاه می کینم می بینیم که مهم ترین بخش داستان برای او ساختار است. و این پایبندی به شناخت ساختار اثر در تمامی آثارش از قبیل فیلم ، ترانه ، مستند ، عکس و … به چشم می خورد.
در سریال “سفرهای دور و دراز هامی و کامی” ما با پژوهشگری روبرو می شویم که مصرانه برای پرداختن به مسایل و مشکلات کودکان و نوجوانان تلاش می کند.
او در زمره شخصیت هایی بود که در تاریخ ادبیات معاصر ایران هر یک به نحوی و به نوعی تاثیرات غیر قابل انکاری داشتند.هرچند جهت گیریهای اعتقادی و سیاسی زیادی پیرامون افراد وجود دارد اما اگر به بطن زندگی انسان های بزرگ نگاه کنیم همیشه درگیر این پرسش بزرگ می شویم که چرا کسی آنها را نمی شناسد؟
این مسئله بارها گفته شده است و با اطمینان می توان گفت بارها گفته خواهد شد.ما به از دست دادن فرهیختگان جامعه خودمان معتاد شده ایم. فراموشی ما از تمام فعالیت های ما پیشی گرفته و متاسفانه شامل حال همه ی زوایای زندگی ما می شود. روزی اگر به یاد آنچه از دست داده ایم بیفتیم یا زود آن یاد را فراموش می کنیم و یا اگر کمی پایبند باشیم تلاش می کنیم تا سوگنامه ای بنویسیم.یادمانی برگزار کنیم.مقاله ای ، کتابی ، مستندی و بعد با همین کارها و تلاشها می رسیم به جایی که خودمان را نیز فراموش می کنند!
نادر ابراهیمی حرف های زیادی برای گفتن دارد.نویسنده بودن را از او یاد بگیریم. تلاش برای هدفهای بزرگ را همچنین. دوست داشتن دنیای اطرافمان را . گفتن حرفهایی که به آنها معتقدیم . اصلا می توانیم هنرمند بودن را از او یاد بگیریم. شاعر بودن را هم اگر کمی صبور باشیم می توان از او آموخت و اگر نشد دست کم شاعرانه زیستن را.

نظر دادن

شما ميتوانيد از اين تگ ها استفاده كنيد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <blockquote cite=""> <code> <em> <strong>


ثبت نام آسان  در سیستم تبلیغات کلیکی وبسایت ماهنامه تحلیلی خط مهر ایته پیله سایت وب سایت اصلی دکتر شریعتی مجله بخارا همشهری آن لاین

فرشید قربانپور - سه رنگ مهدی بازرگانی - آزادی خجسته آزادی فرشته رضایی - بی سببی بابک مهدیزاده - کافه اتوپیا آرش بهمنی - مرثیه های خاک نعمت الله اکبری - فریاد ژخ سهیل سجودی - جبران ناپذیر