روز از نو نوروز از نو / اصغر ثابت
ناگفتنی هایی از آمدن عید
اصغر ثابت : پیدایش جشن نوروز را شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری، چون فردوسی، منوچهری، عنصری، بیرونی، گرویزی و بسیاری دیگر از منابع تاریخی از زمان پادشاهی جمشید می دانند و بعضی را عقیده بر این است که مجموعهی ساختمان پارسه (تخت جمشید) محل جشن گرفتن نوروز و بار عام نوروزی شاهنشاه هخامنشی بوده است.
اما نخستین برخورد با مدارک تاریخی مربوط به نوروز، به سلطنت والاش اول اشکانی باز می گردد.
گویند از مراسم نوروز در دوران ساسانی (۶۵۰-۲۲۴ پیش از میلاد) اطلاعات جامع ای در دست است. کتیبه های ساسانی، پند نامه ها و دیگر قطعات ادبیات ایرانی میانه، از برگزاری جشن سال نو در دربار ساسانی سخن می گویند، اما قدر مسلم این جشن ها، تاریخی فراتر از قوم ایرانی دارند و احتمالاً از مراسم قبل از آریایی این فلات سرچشمه می گیرند و چه بسا اقوام عیلامی، کاسی، گوتی و دیگر اقوام باستانی نیز این جشن را می گرفته اند.
نوروز خاصیتی فرا ملیتی- فرا دینی دارد و همین امر شاید یکی از دلایل اصلی همگانی بودن آن در بین مردمان است. ” نوروز در طول تاریخ همیشه به عنوان جشن متحد کننده و بدون وابستگی های نژادی، زبانی و دینی مطرح بوده و تمام مردمی که به صورتی وابسته به جهان فرهنگی ایران بوده اند، آن را به عنوان جشن آغاز سال نو خود قبول کرده اند.”
برگزاری این جشن ها در تاجیکستان، افغانستان، ازبکستان، آذربایجان خود گواه بر این مدعا است.
به گواه تاریخ، آمدن نوروز تداعی کننده برکت، رحمت و خرمی در سال جدید است.
“گرویزی می نویسد: جمشید جشن نوروز را به شکرانهی این که خداوند گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان گرفت و سیصد سال بر این جمله بود برگزار کرد.”
” صدرالدین عینی دربارهی این جشن در تاجیکستان و ازبکستان می نویسد: به سبب اول بهار و در وقت به حرکت در آمدن تمام رستنی ها، راست آمدن این عید، طبیعت انسان هم به حرکت می آید… در حقیقت این عید به حرکت آمدن کشت های غله، دانه و آغاز کشت و کار و دیگر محصولات زمینی است که انسان را سیر کرده و سبب بقای حیات و او می شود.”
وقتی نوروز می آید، صلح و دوستی پیام می آورد. خیرخواهی و مهر را گواه است و خط بطلانی بر جنگ و ستیز و کبر و کینه می کشد.
وقتی نوروز می آید، مفهوم ” دنیا پنج روز” است روشن تر می شود. ” از جمله آیین های این جشن انتخاب حاکم و امیری است که تنها پنج روز حکومت می کند! و رفتار و دستورهایش خنده آور است و در پایان جشن، مردم او را فراری می دهند! هم اوست که حافظ به عنوان “میر نوروزی” دوران حکومتش را بیش از پنج روز نمی داند.” یعنی اینکه دنیا طلبی و حکومت به زور موقوف!
وقتی نوروز می آید مردمان شهر و روستا به گورستان می روند تا در پنج شنبه آخر سال به زیارت اهل قبور نایل آیند و از این طریق هویت و پیشینه خویش را جستجو کنند. وقتی نوروز می آید خانه تکانی می کنند. همه جا شسته، رفته، تمیز و مرتب می شود. صورت ظاهر و باطن را از پلشتی ها دور می کنند و از این طریق می گویند: ایرانی تحول خواه است و انعطاف پذیر!
وقتی نوروز می آید سبزه می کارند و آن را بر سر سفره هفت سین می آورند. رسم و باوری کهن که همهی اعضای خانواده در موقع تحویل سال به دور خود می خوانند. هفت سین! معرف هفت روییدنی و خوراکی است و با حرف “سین” آغاز می شود. چون سیب، سنجد، سماق، سیر و… ” در برخی از نوشته ها از سفره هفت سین (هفت روییدنی که با حرف سین آغاز می شود) سخن رفته است و آن را رسمی کهن تر داشته اند.” سفره هفت سین خود نماد پیوند عاطفی، مهرورزی و همدلی است.
وقتی نوروز می آید مردمان لباس نو می پوشند. فقر و غنی به همدیگر تبریک می گویند و تقریباً شبیه هم می شوند! و برای مدتی کوتاه هم که شده همه بهشتی می شوند! مردم به دیدن همدیگر می روند و فارغ از خستگی کار روزانه، در کنار یکدیگر می نشینند و از گل و بلبل سخن می گویند و بزرگان به کوچکترها هدیه و پیشکش (عیدی) می دهند.
وقتی نوروز می آید، فرصتی برای انتقال میراث کهن و فرهنگ ایرانی به نوجوانان وجودتان پدید می آید و نسل نو را به تاریخ، فرهنگ و سیاست، شکست ها و فیروزها، شادی ها و غم ها، لبخندها و اشک های این ملت در طی قرون متمادی پیوند می زنند.
وقتی نوروز می آید…
ناگه سر از کتاب برمی داریم و امروز را می نگریم. هرچه خواندیم از گذشته بود!
نوروز در حال آمدن است، آیا هنوز فرا ملیتی و فرا دینی است؟ امروز مولانا را اجانب به نام خویش مصادره می کنند، فردا به علی سینا و پس فردا؟
نوروز در حال آمدن است اما هنوز تداعی کننده برکت، رحمت و خرمی است؟
نوروز در حال آمدن است اما هنوز فکر می کنیم “دنیا پنج روز است!”
نوروز می آید اما خودمان را به گذشته پیوند زده ایم؟ و کهنگی های بی مصرف را دور ریخته ایم؟ و چیزهای نو جایشان گذاشته ایم؟!
نوروز می آید، اما آیا هفت شهر عشق را چون هفت سین، چیده ایم؟ نوروز می آید، آیا از فقر فقیر کاسته ایم؟ و می توانیم غنی را در کنار آن بنشانیم؟
نوروز می آید اما…
و نوروز در امروز هم باید با همان ایده ها، آرمان ها، عقاید، باورها و همان کیفیت در جشن ها و سرورها و پیوندهای عاطفی برگزار گردد. نگاهی نو به پدیده ای کهن و پیدا کردن راز رمز آلود مفهوم چند هزار سالهی نوروز و هدایت نوجوانان و جوانان به این مفاهیم بلند، باید سرآغاز نوروز امسال مان باشد!
شاید تنها از این طریق بتوان ” روز از نو و نوروزی از نو” ساخت.














نظر دادن