آیا موسوی ذخیره روز مبادای نظام است ؟
افشین درویش زاده : جای بسی تاسف است که اصلاح طلبان پس از پشت سر گذاشتن مصائب فراوان وکارشکنی های زیادی که در دوره زمام داری خود در پیش رو داشته اند و در حالی که با وجود فرصت برای بازگشت به بدنه اجتماع وپایگاه سازی برای خود در این کار موفق نبوده اند باز هم در اظهار نظر های بعید مهره های قدیمی خود را که از دیر باز مورد وثوق همه گروه های اصلاح طلب بوده زیر سوال می برند وبا خود کاری می کنند که رقبا در آرزوی انجام آنند.
آیا مگر کسانی که در رقابت همیشگی با موسوی سرانجام بر او غالب شدند وایشان را خانه نشین کردند اکنون همان ستون فقرات نظام نیستند. مگر می شود موسوی را ذخیره روز مبادای نظام در نظر گرفت و کناره گیری او در تمام امور اداره کشور را ندید.
مگر همین موسوی تنها با حمایت امام نبود که توانست اداره کشور را در زمان جنگ به سرانجام برساند؟ آیا کابینه دهه شصت موسوی همان بدنه اصلاح طلبان کنونی نیست؟موسوی در پیاده کردن درست آرمان های انقلاب نظر حاکمیت را مد نظر دارد ، یا نظر اطرافیان امام که اکنون کنج عزلت گزیده اند را بیان می کند؟ آیا موسوی از طرف همان طیفی به کنار رانده نشد که اصلاح طلبان را نیز یارای مقاومت در برابر اقدامات فرا قانونی آنان نبود؟چطوراست که با هتک حرمت به سید حسن خمینی گریبان می دریم ولی بیان همان حرف ها از زبان موسوی را مهره نظام بودن تابیر می کنیم.
مگر اصلاح طلبان در این دوره چهار ساله از خود چه نشان داده اند که فکر می کنند که نظام برای بهبود شرایط اقتصادی و سیاسی دست به دامان چهره ای شده که از دیر باز اصلاح طلبان بر آن تکیه می کردند .آیا اصلاح طلبان این همه قوی بوده اند که حاکمیت را به این نتیجه رسانیده اند که پس از این همه کش وقوس و رد صلاحیت ها و کار شکنی ها با حل مساله اتمی ایران و رابطه ایران و آمریکا به دست موسوی کشور را در طبق زرین به اصلاح طلبان تقدیم کنند.
چرا بجای اینکه از فرصت های پیش رو برای تقویت جبهه اصلاحات استفاده کنیم به چهره سوزی آن هم بین خودمان می پردازیم .آیا مگر قرار نبود که اصلاح طلبان در این فرصت چهار ساله خود به میان مردم بروند وآنجا پایگاه سازی کنند آیا واقعا در این چهار سال بدنه قوی مردمی تشکیل داده ایم که پشتیبانی از خاتمی این بار قوی تر باشد، یا باز هم اصلاح طلبان شب انتخابات بوده ایم؟آیا پروسه منتهی به ریزش آرا اصلاح طلبان در انتخابات گذشته را اصلاح کرده ایم ؟ آیا از بستر هایی که در این چهار سال در اختیار داشتیم نهایت استفاده را بردیم که اکنون نیازمند ورود خاتمی و مهیا شدن بستری گسترده تر برای پیشبرد اهدافمان هستیم؟آیا اصلاح طلبان هیچ کوتاهی در عرصه ایجاد پایگاه اجتماعی نکردند؟ پس آن شعار تشکیل جبهه دمکراسی خواهی بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم چه شد؟
حساسیت بر روی خاتمی وحلقه اطراف او بسیار زیاد است وشکست اصلاح طلبان نه در انتخابات که بعد از پیروزی در آن رقم خواهد خورد.آری خاتمی با درایت خود پیکر نیمه جان اصلاحات را در میز سیاست ایران به قمار ننشست ،بلکه به ما فرصت تفکری دوباره وبازسازی دیگر داد.باید یاد بگیریم که بجای اینکه به دنبال یک منجی ویک قهرمان بگردیم خودمنجی خود باشیم.اول مشق هایی از که از قبل برای خود تجویز کرده ایم را انجام دهیم بعد گامی فراتر نهیم. لازمه تاثیر گذاری دربدنه قدرت ایران این است که خواستگاه اجتماعی قوی داشته باشیم. آیا موسوی تا زمانی خوب است که وارد بازی سیاست ما نشود؟ مهره نظام بودن موسوی ما را وادار می سازد افرادی را که از مدت ها پیش جزو طرفدارن ورود وی به صحنه انتخابات بودند از جمله خاتمی و حلقه نزدیکانش را نیز متهم بسازیم.
بله ما با موضع گیری های نابجا چهره های خود را به دامان رقیب می اندازیم در حالی که حتی موفق به چهره سازی بین خودمان نشدیم.در حالی که ما نتوانستیم شعار توسعه سیاسی را خواست توده مردم گردانیم وبا تفرقه بین خودهم انتخابات گذشته را به رقیب واگذار کردیم وهم این دوره در معرفی کاندیدای حزبی که آینه خواسته های اصلاح طلبان باشد موفق نبوده ایم ، می توانیم حداقل درزمینه اقتصادی با توسل به موسوی وسابقه مدیریتی وی ونیز دغدغه قانون گرایی ایشان شرایط را هم برای نجات کشور از وضع کنونی فراهم آوریم وهم به ساختار سازی در خود واجتماع بپردازیم. واین را باید مد نظر قرار دهیم که سال ها آشنایی خاتمی با موسوی قطعا یک درک مشترک بین آن دو ایجاد کرده که همیشه گزینه اول اصلاح طلبان از ۷۶ تاکنون بوده است.
موسوی کاندیدای نظام نیست،بلکه ذخیره اصلاح طلبان است ونباید ثمره ورود این ذخیره را برای جناح رقیب واگذاریم.













نظر دادن