Vladimir Putin “We discussed this important issue yesterday over a beer...”

Barack OBAMA “You know, my faith is one that admits some doubt...”

نیکلسون و فروزانفر

Posted by admin on فروردین ۴م, ۱۳۸۸ and filed under جهانگیری مولانا. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

درباره دو مولانا پژوه برجسته معاصر


حسین حسنی :  از راهروی تاریخ انسانهایی گذشته اند که با بر جای گذاشتن اثری از فکر و هنر خود جاودانگی را بهره خویش ساخته اند. یکی از این جاودانگان مولانا جلال الدین محمد بلخی است که روح خروشان او همچنان جانهای مشتاق را به تلاطم در می آورد. از زمانی که به خصوص مثنوی معنوی او بر صفحات کاغذ ماندگارشد؛ بوده اند کسانی که زندگی خود را وقف کاویدن ابیات آن کرده اند. از جامی و خوارزمی گرفته تا کاشفی هروی و انقروی و در این قرن اخیر نیز برخی دانشمندان ایرانی و مستشرقانی چون آربری و خانم آن ماری شیمل. در این نوشتار به طور مختصر به دو تن از این دانشمندان و پژوهشهای آنان در خصوص مولوی می پردازیم.
نیکلسون
در میان مشهورترین شروح مثنوی ، شرح استاد فقید مسیحی نیکلسون خاورشناس انگلیسی ، مقام والای خود را داراست. این شرح حاصل هجده سال تلاش تحقیقاتی نیکلسون در زمینه تصحیح ، ترجمه و شرح مثنوی است. رینولد الین نیکلسون  فرزند هنری الین نیکلسون اهل کایلی از شهرهای ایالت یورکشایر انگلستان است. از اوان جوانی شور و شوق فراوان به آموختن علوم اسلامی بخصوص عرفان و تصوف در سر داشت و مسلم است که زبانهای بزرگ شرق یعنی فارسی و عربی را با همان اشتیاق بدان پایه آموخت که بتواند متون کهن نوشته شده به این زبانها را با سهولت بخواند و در آنها به تحقیق و تتبع بپردازد .  وی در سال ۱۹۰۱ که سی و سه ساله بود به کار تدریس زبان  و ادبیات فارسی در دانشگاه لندن مشغول شد ولی سال بعد باز به کمبریج رفت و تا سال ۱۹۲۶ زبان و ادبیات فارسی و از آن پس تا سال ۱۹۳۳ زبان و ادبیات عرب را در این دانشگاه تدریس کرد و پس از ۳۲ سال فعالیت مستمر دانشگاهی در ۶۵ سالگی بازنشست شد.
این محقق بزرگ عالم عرفان و ادب اسلامی هرگز فراتر از اروپا را ندید و به هیچ یک از کشورهای مسلمان سفر نکرد با این وجود پس از ۷۷ سال آثار تحقیقی ارزنده ای از خود به یادگار گذاشت . آثار وی دست کم ۳۵ عنوان کتاب_ از دستور زبان و قرائت عربی گرفته تا تصحیح و ترجمه متون عرفانی و کتب تحقیقاتی در زمینه عرفان و تصوف_ و ۴۸ مقاله را _که به معرفی رساله و نسخه های ادبی و عرفانی و … پرداخته _شامل می گردد.
درمیان آثار نیکلسون تصحیح انتقادی مثنوی معنوی ، ترجمه و شرح آن که دوره ای هشت جلدی را تشکیل می دهد بی شک گرانبهاترین گنجینه ادب عارفانه فارسی و عرفان اسلامی است که  بار اول بین سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۴۰  به هزینه اوقاف گیب در بریل ، لیدن ، به چاپ رسید. مثنوی تصحیح نیلکسون فقیه بی شک بهترین متن مثنوی است که پس از مقابله با ده نسخه از نفیس ترین نسخ خطی قرن هفتم و هشتم به صورت متن انتقادی منقحی به چاپ رسیده است. بزرگترین رجحان مثنوی تصحیح نیکلسون بر دیگر چاپهای مثنوی پاکی آن از ابیان الحاقی، تأسی به نسخه های خطی بسیار نزدیک به زمان مولانا ، حفظ نسخه بدلها و ضبط اختلافات نسخه هاست. به نحوی که بی شبهه بهترین نسخه کامل و صحیح قابل اعتمادی است که از مثنوی می توان به دست داد.  نیکلسون فقید همه شش دفتر مثنوی را در کمال قدرت بیان ورعایت امانتی اعجاب انگیز به انگلیسی فصیح ترجمه کرد. دقت شگفت آور او در ترجمه واژه به واژه ابیات مثنوی و حفظ مفهوم درست هر بیت با رسایی تمام نمایانگر احاطه او بر اصطلاحات ، تعبیرات ، استعارات ، امثال و الفاظ فنی عرفانی و فلسفی هر سه زبان فارسی ، عربی و انگلیسی است. این همه مهارت درترجمه آن اثر عظیم سبب شده است که بی هیچ اغراق بپذیریم که ترجمه وی یکی از بهترین راهنماها درفهم مثنوی مولاناست. شرح هشتصد صفحه ای نیکلسون بر مثنوی ( در دو جلد ) اولین شرحی نیست که به زبان انگلیسی بر مثنوی نوشته شده است. پیش از او ویلسون نیز بردفتر دوم مثنوی شرحی نوشته بود که نیکلسون در کنار شرحهای معتبر فارسی ، ترکی و عربی به آن نیز مراجعه کرده است ولی در اکثر موارد به جای  استناد به سخن وی لغزشهایش را یادآوری می کند. وی در شرح خود کوشیده است تا ضمن شرح معضلات مثنوی منابع و مآخذ سخنان مولانا را نشان دهد و اشارات به کلام قرآن ، احادیث نبوی ، روایات و اخبار ، واقعیات تاریخی ، حکایات ، امثال و حکم ، مجازها و استعاره ها  و غیر آن را که در مثنوی بسیار فراوان است توضیح دهد. او برای بیان این نکات ظریف به بسیاری متون کهن مراجعه کرده و کوشیده است ماخذ اصلی سخن مولانا را حتی با ذکر صفحه و سطر به دست دهد و اصطلاحات و مفاهیم عرفانی و فلسفی را مطابق اصیل ترین منابع توضیح دهد بدون اینکه دچار پرگویی گردد. «شرح مثنوی معنوی مولوی.نیکلسون.ترجمه حسن لاهوتی.تهران:علمی و فرهنگی. ۱۳۸۴ ج اول»
برای پی بردن به ارزش و اهمیت این کار  خوب است که اظهار نظر برخی دانشمندان را درباره آن یادآور شویم. مرحوم بدیع الزمان فروزانفر که درادامه به او خواهیم پرداخت در مقدمه شرح ناتمام اما بسیار استادانه خود بر مثنوی که تنها کمی بیش از سه هزار بیت دفتر اول را در بر می گیرد در خصوص شرح مرحوم نیکلسون بر مثنوی می گوید :
       « شرح استاد  فقید رینولد الین نیکلسون بر مثنوی به زبان انگلیسی طبع لیدن ۱۹۳۷ که بی گمان دقیق ترین شروح بر مثنوی است بر اصول صحیح انتقادی و با ذکر مآخذ و اسناد تدوین شده و برای کشف اسرار و حل رموز مثنوی مرجعی قابل اعتماد است .« شرح مثنوی شریف.فروزانفر. تهران: علمی و فرهنگی.  ۱۳۸۳ ج اول
 علامه سید جلال الدین آشتیانی در پیشگفتار عالمانه خود بر ترجمه شرح نیکلسون بر مثنوی که به همت آقای حسن لاهوتی انجام گرفت چنین گفته اند : « در قرن اخیر توفیق ، دانشمند محقق و پرتلاشی را رفیق گشت که در امر شرح دقیق مثنوی راه صحیح و موفقیت آمیز توأم با اصول صحیح تحقیق را پیش گرفت . او بعد از چند سال رنج صحیح ترین نسخه از مثنوی را بر طالبان معرفت عرضه داشت و هنوز که هنوز است مثنوی مصحح وی رقیب تازه ای در بازار نقد و تحقیق به خود ندیده است. این دانشمند عالی مقام رینولد الن نیکلسون است که از ناحیه شرح خود بر مثنوی در بین طالبان معرفت از شهرتی عظیم برخوردار شد و می توان او را بزرگترین مثنوی شناس در مغرب زمین دانست. » شرح مثنوی معنوی مولوی ، نیکلسون ، ترجمه حسن لاهوتی ۱۳۸۴ . ج اول »
  بدیع الزمان فروزانفر
 و اما « استاد فقید بدیع الزمان فروزانفر را بر ارادتمندان مولانا حقی است بزرگ و در آن جای تردید نیست. وی با دانش فراوان تتبع گسترده ، ذوق سلیم ، اندیشه قوی و حافظه کم نظیر ، بیش از سی سال در مثنوی ، دیوان شمس ، فیه ما فیه و دیگر آثار مولانا مطالعه و دقت کرد و کتابهایی پرارزش به رشته تحریر درآورد.» « شرح مثنوی شریف.  ج سوم». این سخن مرحوم استاد سید جعفر شهیدی یکی از شاگردان فروزانفر است که در آغاز مجلد سوم از شرح هشت مجلدی مثنوی شریف آمده که در آن راه استاد را در تفسیر مثنوی ادامه داده است.
جلیل ضیاء فرزند شیخ علی که بعدها بدیع الزمان و فروزانفر نامیده شد در ۲۸ ربیع الثانی ۱۳۲۲ ( تیرماه ۱۲۸۳) در روستای کویری بشرویه از توابع طبس خراسان در خانواده ای از اهل علم به دنیا آمد. مقدمات علوم قدیمه را در زادگاه خود آموخت. در محرم ۱۳۳۸ به مشهد آمد و محضر عبدالجواد ادیب نیشابوری را درک کرد و ادب و منطق را نزد او درس خواند. در سال ۱۳۴۲ به تهران آمد. از آغاز ورود به تهران با ادیب پیشاوری و شمس العلمای گرگانی و میرزا طفعلی صدر الافاضل و میرزا رضا خان نائینی و شاهزاده افسر و ذکاء الملک فروغی و علامه محمد قزوینی مانوس و محشور بود.
از ابتدای تاسیس دانشگاه تهران استاد تاریخ ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات و استاد تصوف اسلامی در دانشکده معقول و منقول و از سال ۱۳۲۳ رئیس دانشکده معقول و منقول گردید. وی سفرهای متعددبه خارج کشور کرد. از جمله به دعوت دانشگاه بیروت برای تاسیس کرسی زبان فارسی به لبنان و به منظور زیارت مزارمولانا جلال الدین رومی و دیدار از کتابخانه های علمی دو بار به ترکیه سفر کرد.
فروزانفر دانشمندی نکته سنج ، استادی محقق و مدرسی بی نظیر و به گفته محمد جعفر محجوب « نمونه درخشان مرد خود ساخته » بود. در زمینه معارف اسلامی و ادبیات فارسی اطلاعات بسیار داشت. و از وی تالیفات مهم و مقالات متعدد به یادگار مانده است. استاد فروزانفر بعدها با شم انتقادی فوق العاده ای که داشت و با سرمایه کافی که از تلفیق علوم قدیمه با احتیاجات زمان بدست آورده بود ، به یکباره به مولوی روی آورد و چنان در آثار این مرد بزرگ و آثار صوفیانه دیگر ادب فارسی مستغرق شد که سخنوران دیگر را از یاد برد. شرح او بر مثنوی که سه مجلد ادبیات فارسی خواهد بود. علی دشتی هنگامی انتشار این کتاب در مقام تقریظ نوشت:
چهل سال آشنایی ایشان با مثنوی و سایر آثار و افکار مولانا چیرگی بر تاریخ تصوف اطلاعات مبسوطه بر معارف اسلامی ، قوه تحقیق و شکیبایی در جستجوی مطالب ، هوش نافذ و موشکاف این استاد گرانمایه به ما این نوید را می دهد که شرح مثنوی پا به پا با کتاب عظیم الشأن مثنوی به اعماق قرون آینده پیش رود و در بسط فرهنگ ایران زمین و اعلای شان قوم ایرانی در جهان اندیشه خدمت گرانقدر و ارزشمندی به شمار آید.« از نیما تا روزگار ما ( تاریخ ۱۵۰ سال ادب فارسی ) یحیی آرین پور. تهران: زوار، ۱۳۸۲ . ج ۳ »
فروزانفر کار شرح مثنوی را در اول بهمن ۱۳۴۵ آغاز کرد. اما بیش از آن « مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی » را در ۱۳۳۳ و « احادیث مثنوی » را در ۱۳۳۴ به طبع رساند. فروزانفر در مقدمه شرحش بر مثنوی درباره روش خود چنین می گوید: « در آغاز هر یک از حکایات مقدمه ای شبیه مدخل بعنوان « ماخذ و نقد و تحلیل داستان » برشته تحریر کشیده ام بدان نظر که خواننده بداند که قصه مورد بحث پیش از مولانا وجود داشته و آن بزرگوار آن را از پیش خود نساخته است. فهرستی از لغات و تعبیرات و مصطلحات فلسفی ، فقهی و کلامی و عرفانی ترتیب داده ام تا معلوم شود که در هر قصه چه اندازه از الفاظ تفسیر و تعریف شده است. مباحث کلی و اصول فکر مولانا را در هر قصه نیز بصورت فهرست نوشته ام. ابیات مثنوی را از روی نسخه موزه قونیه مکتوب در رجب ۶۷۷ نقل کرده ام. در شرح ابیات ، نخست لغات و مصطلحات فنی را تفسیر کرده و تا توانسته ام یک یا چند شاهد از گفته پیشینیان یا مولانا آورده ام. ابیات را حتی الامکان بزبان ساده و مطابق آنچه از سخن مولانا در مثنوی و دیگر آثار بدست آورده ام شرح نموده ام.» « شرح مثنوی شریف. ج اول. مقدمه»
کار بزرگ دیگر مرحوم فروزانفر در خصوص مولوی پژوهی تصحیح دیوان شمس یا دیوان کبیر است در ده جلد که در فاصله سالهای ۴۷ – ۱۳۳۶ صورت گرفته است . وی در ابتدای آن خلاصه ای از « رساله در احوال مولانا جلال الدین » را که خود در ۱۳۱۵ به طبع رسانده بود آورد. کتاب فیه ما فیه دیگر اثر مولوی نیز به تصحیح وی در سال ۱۳۳۰ چاپ شد. فروزانفر در مدت زندگی خود آثار ماندگار دیگری نیز به یادگار گذاشت از جمله سخن و سخنوران ، متن مصحح معارف بهاء ولد ، رساله قشیریه ، ترجمه حی ابن یقظان ابن طفیل و … وی پس از ۶۸ سال عمر با برکت در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۹ در تهران درگذشت.
در عرصه پژوهشهای مولوی شناسی کسانی دیگر نیز هستند که نامشان با مولوی جاودان شده اما در این مختصر نمی توان به آن پرداخت از جمله عبدالباقی گلپینارلی مولوی شناس ترک ، که شرحی سه جلدی بر مثنوی نیز دارد، دکتر زرین کوب با سرنی ، بحر در کوزه … علامه همایی با مولوی چه می گوید و تفسیری بر داستانی از دفتر ششم و بزرگانی دیگر.

Leave a Reply

Advertisement 250x250 ad code to be displayed on the inner pages