سازمان ادوار، حافظه تاریخی جنبش دانشجویی در ایران / سروش اکبرزاده

انتشار این مطلب در بالاترین

سروش اکبرزاده: سازمان ادوار تحکیم وحدت نمایانگر نوع اندیشه و نگاه جنبش دانشجویی در طول دهه های مختلف انقلاب است. جنبشی هوشیار و پیشتاز که به واسطه عدم آلودگی به قدرت و آزادگی ذاتی در حرکتی رو به جلو ضمن خودانتقادی و حفظ روحیه پرسشگری هماره عقلایی تر جلوه کرده است.
فعالیت های سازمان ادوار تحکیم وحدت با حضور برجستگان دانشجویی در ادوار مختلف می تواند حافظه تاریخی برخی حکومتگران فراموشکار را به کار اندازد که از دانشجو نیز تصویری مطیع و سربه زیر و مداح (چون سایر اقشار جامعه) در نظر دارند. چرا که در این دیار به تکرار، تاریخ دستخوش تحریف شده و مقراض حماقت بخش هایی از وقایع پندآموز را حذف کرده است، غافل از آنکه تامل در وقایعی نظیر ۱۸ تیر و علل و عوامل موجده آن در نسبت مستقیم با حادثه ۱۶ آذر اسطوره ای قرار دارندو اگر به خود نیاییم و از این حوادث عبرت بخش، درس نگیریم به تعبیر بزرگان: «فلک آن پند یا تلخی بیاموزد ترا روزی»
آری، فعالان ادوار تحکیم وحدت، پاسداران این حافظه و تاریخ اند و اگر چنین تشکلی موجود نبود چه بسا خامان و نابخردان با تعطیلی چند انجمن اسلامی و یا تاسیس چند انجمن دانشجویی جدید(با پسوندها و پیشوندهای نو) و طیف بندی های نامقدس و تصنعی به خیال ایجاد سابقه ای نو برای جنبش دانشجویی می افتادند.
دانشجویان هیچگاه مجیزگو و مداح نبوده و همواره با حضور به موقع و معترضانه خود در بزنگاه ها از ارزش ها و باورهای نسل جوان مسلمان نواندیش دفاع کرده و «حضور در صحنه» داشته اند، نه تنها ظهوری فرمایشی و بخشنامه ای! و این نسبت و رسالتی است که باید بر آن صحه گزارده شود و باقی بماند و به گمان من سرلوحه اهداف سازمانی چون ادوار تحکیم وحدت نیز همین است.
*
تئوری تایید در متدولوژی علوم برآن است که استقرائا هرچه یک پدیده بیشتر تکرار شود از حقانیت و یا حتی ذاتی بودن آن امر بیشتر می توان سخن گفت.دفتر تحکیم وحدت پس از بازگشایی دانشگاه ها تفکری با ویژگی های مشخص و المان های تعریف شده در دوره های مختلف دانشجویی داشته است که هیچگاه از آن شاخص عدول نکرده است و اعضا سازمان ادوار تحکیم وحدت ادله ای متعین براین مدعایند. جنبش دانشجویی در ایران که پس از انقلاب مشخصا با سازمان ها و گروه هایی نظیر: دفتر تحکیم وحدت و سازمان ادوار تعریف می گردد همواره از خصایصی چون آزادگی ، بی اعتنایی به معاملات قدرت، روشن اندیشی و روشن گری، پرسشگری ، نقادی و خود انتقادی و شجاعت و جسارت برخوردار بوده است، لذا هرگونه تعریفی از این جنبش و یا طیف های موجود در آن بدون توجه به این اوصاف ، تعریفی عقیم و غیرواقعی به نظر می رسد.
در انتها با تبریک سال نو و آرزوی توفیق بیشتر برای عزیزانی که در سازمان ادوار تحکیم وحدت و سایر بخش های حرکت اصلاحی در جامعه خدمت می کنند دست عزیزان و نخبگانی را که در استان گیلان علیرغم همه مشکلات و معاذیر فعالیت می کنند می فشارم و به ایشان آفرین می گویم.
من خود نیک می دانم در جغرافیا و تاریخی که در آن بسر می بریم بدون تکیه بر قدرت و رانت های ناشی از آن و فقط با استفاده از حق عضویت و دغدغه های فکری و اعتقادی اعضا، تداوم چنین جمع هایی چقدر مشکل است. به همین دلیل امیدوارم دوستان ادوار در گیلان در راهی که در پیش گرفته اند و به تعبیر من نوعی از کیمیاگری در این زمانه است بیش از پیش موفق باشند… بر این باورم که به روشنی نیز دریافته اند که آفت های چنین راهی کدامند… بدون توضیح بسیار شاید به توان اهم آن ها را آفتی دانست که مارکسیسم را به ظهور مکتب فرانکفورت و این ادعا که مارکسیسم راستین ، جزمی نیست و در جستجوی قوانین ابدی برنمی آید، رهنمون ساخت. آری شکاف مابین نظریه و عمل!
نظریه پردازی صرف بدون توجه به واقعیات و ایده آل گرایی منهای آنچه که به عنوان زندگی روزمره مطرح است می توانند آفت زا و تفرقه برانگیز باشند.
جزمیت گرایی و خیال اندیشی ثمرات نامیمونی هستمند که علی الاغلب پیکر چنین تشکل ها و فعالیت هایی مستعد رویش آن هاست. از گوته در فاوست بیاموزیم که گفت:
«خاکستری است، دوست عزیز، هرگونه نظریه. و سبز است درخت زرین زندگی.»
به امید به فردای بهتر و زندگی بهتر برای همه.

نظر دادن

شما ميتوانيد از اين تگ ها استفاده كنيد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <blockquote cite=""> <code> <em> <strong>


وبسایت ماهنامه تحلیلی خط مهر ایته پیله سایت وب سایت اصلی دکتر شریعتی روزنامه اعتماد ملی موسیقی ما / سايت خبري - تحليلي موسيقي ايران سایت خبری هم میهن نیوز سایت خبری عبرت مجله بخارا همشهری آن لاین

فرشید قربانپور - سه رنگ مهدی بازرگانی - آزادی خجسته آزادی فرشته رضایی - بی سببی بابک مهدیزاده - کافه اتوپیا آرش بهمنی - مرثیه های خاک نعمت الله اکبری - فریاد ژخ سهیل سجودی - جبران ناپذیر