اولویت ما دموکراسی خواهی و حقوق بشر است
گفت و گو با سید کوهزاد اسماعیلی، دبیر سازمان دانش آموختگان شعبه گیلان
فرشید قربانپور:سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت) در ادبیات علوم سیاسی جزو احزاب خاص است و متشکل از فارغ التحصیلان دانشگاهی. به این ترتیب نقش آن در برقراری ارتباط با دانشجویان و عرصه عمومی سیاست مهم است. سه سالی هست که این سازمان در پی گسترش فعالیت های سیاسی اش شعبات استانی خود را دایر کرد و گیلان از اولین استان هایی بود که توسط تعدادی از اعضای سابق انجمن های اسلامی و فعالان سیاسی و چند روزنامه نگار صاحب شعبه ای از این سازمان شد. سید کوهزاد اسماعیلی که جزء اولین اعضای این سازمان در گیلان بود اکنون دبیر شعبه گیلان است. او مابه ازای دکتر احمدزیدآبادی( دبیرکل سازمان) در گیلان است. فعالیت های سه ساله سازمان ادوار و مراسم مختلفی که در فضای رخوت آلود سیاسی استان برگزار می کند و ارتباط گسترده ای که با سایر تشکل ها برقرار نموده است بهانه ای بود که با او به گفت و گو بنشینیم.
برای اینکه جنبش ها و گروه ها و احزاب سیاسی در جامعه ای موثر واقع شوند پیش شرط هایی نیاز است.چه مقدار از این پیش شرط ها در جامعه امروز ایران وجود دارد؟
جنبش های اجتماعی در هر جامعه ای در اساس یک خواست اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی شکل می گیرند . تصور من بر این است که این خواست ها در بسیاری از حرکت ها و جنبش ها به صورت عینی وچود دارد اگر چه به دلیل شرایط خاص ایران که با این خواست ها که عمده آن به حق نیز می باشد به صورت درست و منطقی برخورد نمی شود اما به هر صورت به حرکت های زنان ، دانشجویان ، فرهنگیان و کارگران و دیگر اقشار و اصناف کشور امید فراوانی وجود دارد.
برای بهتر شدن دید عمومی در این مورد چه کارهایی انجام داده اید؟
یک کلیشه در میان مردم ایران بسیار گفته می شود که خود را فارغ از وابستگی به حزب و گروه و سازمانی می دانند و البته به آن افتخار نیز می کنند و تا آنجا که من می فهمم این موضوع هیچگونه افتخاری ندارد . هنوز جهت دادن مناسب به خواست های نظرهای گوناگون مردم که منطقا باید در چهارچوب نهادهای مدنی و احزاب شکل بگیرد کار بسیار بسیار دشواری است . این مسئله هم جنبه تاریخی و فرهنگی دارد و هم اینکه دولت به این امر دامن می زند و در راه فعالیت های مدنی و قانونی احزاب و نهادهای مدنی موانع زیادی قرار می دهد .برای تغییر این نگاه هم باید فعالیت بلند مدت کرد .اما در ابتدای امر می توان کارهای زیادی انجام داد مثل اصلاح قانون احزاب ، باز کردن فضا برای فعالیت های حزبی ، مدنی و صنفی ..
داشتن یک نشریه برای یک حزب نیاز ضروری تر از هر چیز است .چگونه می توانید با وجود این ضعف به پیشرفتتان امیدوار باشید؟
بگذارید سوالاتان را این گونه طرح کنم که چه راههایی برای ارتباط احزاب و نهادهای مدنی با عموم مردم وجود دارد ؟ پاسخ من به این سوال کاملا واضح است . هیچ ! و این مشکل ملی است . مطبوعات و در کل رسانه های گروهی در دست یک عده بسیار محدود از گروه هاست و وضعف آن را هم در طول سالیان اخیر دیده ایم . تا وقتی که نوع نگاه حاکمیت به رسانه های مستقل به شکل کنونی است و این چنین محدودیت های سنگینی بر جریان اطلاع رسانی آزاد وضع شده است نمی توان از مسایل دیگر حتی سخن گفت و صد البته این چنین وضعی فاجعه بار است.
چرا کمتر مطبوعات گیلان سازمان ادوار می پردازند؟
ببنید جدا از مشکلات موجود در کل کشور ما در گیلان با وضع منحصر به فرد دیگری مواجه هستیم . در گیلان بیش از چهل نشریه استانی وجود دارد و در کل استان های ایران بی مانند است اما کار کردن با نشریات استانی مشکلات خاص خود را دارد و این نشریات از محدودیت های فرا قانونی زیادی رنج می برند ، توان مالی بسیار کمی دارند که آن ها را به یارانه های دولتی وابسته کرده و کیفیت حرفه آنان نیز حتی با استاندارد های ملی کمتر است. در این شرایط و این چنین محدودیت هایی ما هم انتظار نداریم که به فعالیت های ما در عرصه رسانه ای اقبال شود مضاف بر اینکه جز در یک مورد این نشریه ها هیچ کدام از تمام نشریات استان حاضر به رسانه ای کردن فعالیت ها ما به دلیل هزینه های ممکن نیستند. و این در حالی است که ما حزبی شناسنامه دار و قانونی هستیم اما متاسفانه خودسانسوری به گونه ای شده که از پوشش خبری ما احساس خطر می کنند.
آیا با واکنش ها و برخوردهای مستقیمی هم تا کنون روبرو شده اید ؟
تا این واکنش ها را چه بخوانید . اکثریت اعضای شورای مرکزی ادوار گیلان دارای محکومیت های زندان از ۴ ماه تا بیشتر از یک سال هستند . برخی تعزیزی که هنوز خوشبختانه اجرا نشده و برخی تعلیقی . این موضوع بر تمام فعالیت های ادوار گیلان سایه افکنده و در کل هزینه های فعالیت مدنی حزبی را به طور غیرقابل قبولی افزایش داده و این مسئله نقطه ضعفی برای دولت است که تحمل شنیدن صدای مخالف خود را ندارد.محدودیت های قانونی ، غیر قانونی و فرا قانونی دیگری نیز وجود دارد اما سازمان ادوار گیلان توانسته بدون ایجاد حساسیت کاذب به کار خود ادامه دهد اگرچه با مشکلات تحمیلی.
-سه سال است که از عمر فعالیت سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت) شاخه گیلان گذشته و سه بار هم ترکیب شورای مرکزی اش تغییر کرده است. دلیل چه بوده؟ آیا این یک ضعف محسوب نمی شود؟
در مدیریت نهادهای مدنی و غیر دولتی آنچه که از همه چیز اهمیت بیشتری دارد داشتن نقاط مشترک حداکثری در هیئت مدیره و شورای مرکزی است و چنانچه این نقاط مشترک کم شود بر عملکرد آن سازمان نیز تاثیر منفی می گذارد و مضاف بر این ما با مشکلات تاریخی در زمینه همکاری های گروهی و جمعی مواجه هستیم و بهبود آن در کوتاه مدت ممکن نیست .همه اینها را به تداخل مشکلات شخصی در عملکرد سازمانی اضافه کنید . منظور من در اینجا فقط سازمان ادوار گیلان نیست . این قصه تلخ و تاسف انگیز تمام احزاب سیاسی در ایران است .
اما در ترکیب اولیه شورای مرکزی سازمان سیاسیون باتجربه گیلان مانند اسحاق راستی و سیدمحمد سید رییسی حضور داشتند اما دیگر از آنان خبری نیست. دلیل چیست؟
ما به حضور این دوستان در جمع سازمان تحول خواهی مانند سازمان ادوار گیلان افتخار می کنیم و هنوز با این افراد و دیگر دوستان رابطه ای دوستانه داریم و از تجربیات آنان همیشه استفاده می کنیم .اما شرایط خاص به وجود آمده که در مقطعی منجر به قطع همکاری تشکیلاتی شد و البته در ارتباط ما تاثیر منفی نگذاشت.
چرا سازمان برخلاف سال های اولیه تشکیل در گیلان مراسم عمومی کمتری را برگزار می کند؟
این مسئله معلول شرایط سیاسی در جامعه ما است . ببینید ما در ابتدای فعالیت خود در خرداد ۸۶ در اعتراض به عملکرد دولت و نیروی انتظامی مناظره ای بین خانم دکتر فاطمه صادقی استاد دانشگاه علامه و خانم دکتر هاجر تحریری نماینده وقت مردم رشت برای بررسی این موضوع در سالن اجتماعات دانشگاه علوم پزشکی در بیمارستان الزهرا برگذار کردیم که در این مراسم انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی نیز به ما کمک کردند . در این مراسم بدون تبلیغات زیاد بیش از چهارصد نفر حضور داشتند و این نشان از آن داشتن پایگاه اجتماعی سازمان ما در میان اقشار و اصناف گوناگون دارد اما در ادامه به دلیل عدم صدور مجوز توسط استانداری گیلان برگزاری مراسم هایی در این حد از ما سلب شد و مراسم های ما به صورت منظم اما محدودتر در دفتر سازمان برگزار می شود مثل جلسات سخنرانی دکتر زیدآبادی، تقی رحمانی و… علاوه بر آن تنها حزبی هستیم که با اکثریت احزاب سیاسی در ارتباطیم. از جلسات هم اندیشی ای که با جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی داشتیم و خواهیم داشت تا همکاری هایی که با انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی گیلان، کارگزاران سازندگی و کانون فرهنگیان گیلان در برگزاری مراسم داشتیم تا ارتباطات گسترده و همراهی هایی که با کمپین یک میلیون امضای جنبش زنان و کانون صنفی معلمان و حتی نهادهای حمایت از محیط زیست داشتیم. و این ها همه در حالی است که ما با مشکلات عدیده مالی و نیروی انسانی روبرو هستیم.
اتفاقا یکی از بزرگترین ضعف های سازمان در گیلان عدم توانایی جذب نیروهای اجتماعی و گرفتن عضو است مخصوصا که شعار کار در جامعه مدنی را هم سر می دهید. آیا این تناقض نیست؟چرا در جذب نیروها موفق نبوده اید؟
ببینید ما برای جذب نیرو بر روی اقشار و اصناف خاصی متمرکز شده ایم و این امر در سند راهبردی سازمان نیز آورده شده است . اما در این راه مشکلات عجیبی داریم . فضای اجتماعی ایران به شدت نسبت به فعالیت های سیاسی واکنش منفی نشان می دهد و در کل حوزه عمل سیاسی به شدت محدود است . به عنوان مثال بخش اعظم و قابل توجه مخاطبین ما دانشجویانی هستند که در آستانه دانش آموختگی هستند یا دانش آموخته شده اند . اما برای جذب این حوزه از مخاطبین با فشار غیر قانونی وزات علوم بر تشکل های دانشجویی به عنوان بستر فضای سیاسی در دانشگاه و برخورد با فعالین دانشویی و در نهایت محرومیت از تحصیل با عنوانی مانند سه ستاره آیا می توان با هزینه زیاد فردی را جذب کرد.
تنها سه ماه به انتخابات زمان باقی مانده است اما سازمان موضع گیری مشخصی در این باره نداشته است. آیا این موجب بلاتکلیفی نیروها نمی شود؟آیا طرح کاندیداتوری عبدالله نوری یک شعار غیرواقع بینانه و آرمان گرایانه نبود؟
این امر به تحلیل شما از شرایط باز می گردد . تحلیل ما این بود که ما با سه گزینه برای حضور در انتخابات مواجه هستیم . اول آنکه هر که باشد غیر از احمدی نژاد . دوم دولتی در حد دولت اصلاحات . و سوم فردی که ریاست آن بر دولت با تکیه بر یک جنبش اجتماعی بتواند یک اصلاحات ساختاری و تحول اساسی ایجاد کند . به همین دلیل ما خود را جزئی از اصلاح طلبان ساختاری و تحول خواه می دانیم . به همین دلیل با معرفی آقای عبدالله نوری به عنوان نامزدی برای رهبری یک جنبش اجتماعی فعات خود را آغاز کردیم. و این تحلیل به هیچ وجه غیر واقع بینانه نبود . در کشورما خواست های مختلفی توسط حرکت ها و جنبش ها نمایندگی می شود و به نظر ما به تکیه به این جنبش ها و امکان ارتباط میان چنین جنبش های می توان اصلاحات را به صورت مسالمت آمیز پیش ببرند و برای هدایت آنان و نمایندگی کردن آن ها به تصور ما آقای عبدالله نوری حائز شرایط می باشند .و این انتخاب ناظر بر یک واقعیت عینی در جامعه ما می باشد.اما در مورد موضع گیری سازمان باید بگویم نظر ما کماکان برقرار است و تصور می کنم با انصراف آقای خاتمی از انتخابات اصلاح طلبان می توانند با گرد هم آمدن پیرامون آقای نوری به عنوان یک اصلاح طلب واقعی یک قدم اساسی بردارد .
-شما که شعار پیوند با نهادهای مدنی را می دهید چقدر با جنبش های مدنی ارتباط دارید و چه نقشی در تقویت جامعه مدنی در گیلان ایفا کردید؟
ما ارتباط با نهادهای مدنی و جنبش های اجتماعی را از وظایف خود می دانیم و ضمن تاکید بر استقلال تصمیم گیری توسط آنان خواهان ارتباط این نهاد ها جنبش ها با سازمان و با یکدیگر هستیم. در بیانی دیگر حضور مردم در نهاد های مدنی به دلیل جریان دادن به خواستهای مختلف امر لازم است و این مورد در گیلان با شرایط خاص خود دارای اهمیتی دو چندان است . به نظر ما حضور نهاد های قوی و غیر دولتی در عرصه های گوناگون مانند زیست محیطی ، میراث فرهنگی ، فرهنگی و قومی می تواند به خواست های مردم گیلان اولیت بیشتری بدهد و اکنون که این نیاز احساس می شود ما هم حاضر به هر گونه همکاری هستیم.
-باتوجه به مساله انتخابات و همینطور تجربه سه سال کار در فضای سیاسی گیلان مهمترین الویت های سازمان دانش آموختگان گیلان چیست؟
همان طور که گفتم قوی تر کردن هر چه بیشتر تشکیلات از نظر کمی و کیفی در اولیت برنامه های ما قرار دارد . حضور فعال در عرصه انتخابات با توجه به باز شدن نسبی فضای سیاسی کشور نیز برای ما اهمیت دارد .همچنین فعالیت سازمان بر اساس سند راهبرد که مبتنی بر دموکراسی خواهی و دفاع از حقوق بشر است را همچون گذشته سر لوحه خودمان قرار می دهیم و صد البته الزامات رسمی بودن در جمهوری اسلامی را نیز درک می کنیم.
در مجموع کارنامه ی این حزب را در گیلان چگونه می بینید؟ و چه آینده ای برای آن متصور هستید؟
من بدون هیچ شکی کارنامه سازمان دانش آموختگان شعبه گیلان را با توجه به مشکلات و محدودیت هایی که بخشی از آن را بیان کردم مثبت می بینم .ما توانستیم در مدت کوتاه فعالیت خود و تنها با تکیه به بدنه جوان خود و باوجود شدیدترین مشکلات مالی (تا آنجا که تمام هزینه های دفتر سازمان از حق عضویت بدنه تشکیلات تامین می شود و این امر در استان بی سابقه است) توانسته ایم با تشکیل جلسات مختلف و منظم سیاسی و فرهنگی اجتماعی و آموزشی قدم های مثبتی برداریم. کلاس های آموزشی برای تشکیلات ، صدور بیانیه های مختلف برای ابراز نظر به خصوص در موارد نقض حقوق بشر و حاکمیت ملی . همراهی با جنبش های مختلف اجتماعی مانند زنان و فرهنگیان و اصلاح طلبان برای برگزاری مراسم های موضوعیتی مانند هشت مارس، روز معلم، اعتراض به بازداشت اعضای دفتر تحکیم وحدت و… و البته در این راه خالی از اشتباه و ضعف هم نبوده ایم و امیدواریم در سال آینده با خون نوینی که با برگزاری مجمع عمومی شعبه گیلان وارد سازمان می شود حرکت جدیدی را انجام دهیم و قدم های مثبتی را به ویژه در جذب اعضای جدید و قدرتمند کردن تشکیلات برداریم.













نظر دادن