ماجرای مجتهدی که تکفیر شد

انتشار این مطلب در بالاترین

مهدی بازرگانی : شخصیت و اندیشه استاد مجتهد شبستری اکنون در میان اهل فلسفه دارای جایگاهی رفیع است که درعلمی بودن آن تردید نمی توان داشت . حضور گسترده او در محیط های آکادمیک – از داخل ایران گرفته تا تحصیل و تدریس در خارج ازکشور – از او که اکنون در آستانه سالخوردگی قرار دارد ؛ چهره ای شناخته شده برای اهل فلسفه ساخته است . متفکری که پر نمی نویسد اما هر چه نوشته ، فکر خالص و تولید ذهنی خودش به حساب می آید . گرچه این کم گویی و گزیده گویی در زمانه شیوع پر گویی محسنات زیادی دارد ، ولی معایبی هم برایش می توان شمرد .شبستری با وجود قدر و منزلت فکری بسیارش در طول سالیان سال کار فکری ، کمتر به عنوان روشنفکر در ویترین دید  دانشجویان و اهل فکر و فرهنگ و سیاست قرار گرفته . شاید اگر بخواهیم درباره او تصویر واقع بینانه تر ی ارائه دهیم ، روایت یورگن هابرماس ( متفکر برجسته معاصر آۀمانی ) از او بتواند بیشتر یاریگرمان باشد و اهمیت اندیشه او را برایمان آشکار سازد . هابر ماس زمانیکه در سال ۸۱ به دعوت مرکز گفتگوی تمدنها به ایران آمده بود ؛ پس از بازگشت ،  در مصاحبه ای با نشریه فرانکفورتر آلگمایته زایتونگ ، شبستری را جالب ترین شخصیتی که در ایران دیده تصویر می کند و او را ملایی می داند که آلمانی را سلیس صحبت می کند و در عین حال مطالعات سنتی گسترده ای دارد ( نقل به مضمون ) . او همچنین می گوید : امروزه فردی روحانی مانند مجتهد شبستری نقشی را بر عهده گرفته که در دهه نود فیلسوف غربی مانند سروش ایفا می کرد .
اکنون حدود هفت سال از آن گفته می گذرد . به نظر می رسد که آنچه سروش در دهه نود مبتلا به آن بوده ، اکنون سهم شبستری از دور زمانه است . و حتی بیان پیچیده و بحث از هرمونتیک  در محیط دانشگاه هم نمی تواند مانعی برای جلوگیری از آن مواجهه قهر آمیز باشد . اگرچه برای این نوع پوشش های جهت گیرانه و جریان سازی ها ی رسانه ای ، دیگرحتی از دور هم می توان سر رشته را که در دستهای برخی  ارباب منزلت و قدرت است دید و کاربست انتخاباتی این قبیل جریان سازی ها را به سادگی فهمید .تغییر ، تحریف ، تخریب و حساسیت آفرینی بدون پرداختن به اصل خبرو ماجرا .
ماجرای سخنرانی مجتهد شبستری در دانشگاه اصفهان و تلاشهای همسویی که خبرگزاریهایی مثل فارس و روزنامه کیهان و ایران انجام دادند ، به شکل آشکار از بی منطقی ، اخلاق ماکیاولیستی و قربانی شدن ارزشهای اخلاقی در میان ما حکایت دارد .
دریغا ! اما این دریغ های امروز شاید دیگر برای دفاع از کسی و احقاق حق ضایع شده و آبروی ریخته شده شخصی نباشد .حتی دیگر صحبت از فکر و استدلال در میان نیست . در حقیقت در میانه این بلوا آنچه به وضوح می توان دید و پیامش را قبل از هر چیز دیگر دریافت ؛ این است که این حادثه تنها ابزاریست که برخی آن را پله رسیدن به اهداف خود می پندارند .اما آیا همه ماجرا در همین خلاصه می شود .آیا همه چیز با انتخابات پایان می یابد. آیا از بیرون نگریسته ایم که چگونه دانسته حرمت اخلاق ، دین و و انسان را زیر پا می نهیم . به راستی آنچه که امروز باید فارغ از هر رای و رنگی از خود بپرسیم اینست که به کجا می رویم چنین شتابان ؟

نظر دادن

شما ميتوانيد از اين تگ ها استفاده كنيد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <blockquote cite=""> <code> <em> <strong>


ثبت نام آسان  در سیستم تبلیغات کلیکی وبسایت ماهنامه تحلیلی خط مهر ایته پیله سایت وب سایت اصلی دکتر شریعتی مجله بخارا همشهری آن لاین

فرشید قربانپور - سه رنگ مهدی بازرگانی - آزادی خجسته آزادی فرشته رضایی - بی سببی بابک مهدیزاده - کافه اتوپیا آرش بهمنی - مرثیه های خاک نعمت الله اکبری - فریاد ژخ سهیل سجودی - جبران ناپذیر