پور داود در هاله‌ی ابهام اتهام ۱

محمود نیکویه نویسنده ی کتاب “پورداود ، پژوهنده ی روزگار نخست”

شادروان استاد ابراهیم پور داود ،استاد یگانه ی فرهنگ ایران باستان روشنی بخش فصول تاریک تاریخ و تمدن این فرهنگ و نخستین پژوهشگر ایرانی آیین مزدیسنا و مترجم و مفسر اوستا کتاب مقدس زرتشتیان در قرن کنونی ایران بوده است. بخاطر پژوهش و گاه ستایش از روزگاران پارینه و مجد و عظمت ایران باستان، چه در زمان حیات و چه پس از ره یافتن به جهان مینوی، همواره مورد اتهام و تهمت پاره ای از خشک اندیشان بوده و گاه و بیگاه مورد حملات و آماج تهمت ها و اتهام های بی اساس قرار گرفته است.
این دانشی مرد گیلانی که شهرتش در زمان حیات از مرزهای جغرافیایی ایران گذشته و کتاب ها و عقاید علمی او مورد استفاده و استناد ایران شناسان به ویژه پژوهندگان ادبیات مزدیسنا و فرهنگ ایران باستان قرار گرفته و اعتبار اقوال و نظریات او با وجود پژوهش های جدید، همچنان دارای غنای علمی و اعتبار گذشته است ، متاسفانه در کشور خود، به ویژه بعد از مرگ و در سالهای اخیر، مورد بی مهری فراوان از جانب برخی اشخاص و نشریات ضد فرهنگی قرار گرفته است.
شخصیتی علمی و جهانی که عمر گرانبهای خود را صرف شناساندن آیین کهن ایرانیان و ترجمه و گزارش دوره اوستا در ایران نموده، صرفاً به خاطر این کوشش علمی، مورد اتهام و انتساب و گرویدن به آیین مزدیسا و زرتشتی گری شده است.
متاسفانه جامعه علمی و دانشگاهی نیز همتی شایسته در زدودن ابهام این اتهام از شخصیت استاد، از خود نشان نداده اند به طوری که هنوز این شایعات بی اساس همچون لکه ای پاک نشدنی بر دامن پاک این استاد برجسته نشسته و تمامی تلاش و کوشش علمی او تحت الشعاع این گونه اتهامات اهریمنی قرار گرفته است. اگرچه بعد از سقوط رژیم سابق دانشمندان و نویسندگان زیادی از طرف برخی نشریات و افراد مغرض، مورد تهمت ها و افتراهای ناجوانمردانه قرار گرفته و به جای معرفی منصفانه و بی طرفانه و ارائه ی “هویت” علمی شان، به قول زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب، ناجوانمردانه مشمول “هوئیت” شده و به وسیله هو و جنجال های جاهلانه “ترور شخصیت” شده اند، اما به تدریج از برخی از آن ها به اصطلاح “اعاده ی حیثیت” شد و بعضی از آنان مورد تجلیل واقع شده اند. ولی با کمال تاسف چهره استاد فرهیخته ابراهیم پور داود همچنان با مظلومیت در پرده ابهام اتهام، مخفی و مستور مانده است و این باعث افسوس بسیارست که بزرگان قوم در بیان اسامی مفاخر معاصر ایران، به عمد با حذف نام “پور داود” به این شایعه نادرست، مهر تایید زده و بر قوت شایعه می افزایند. گویی این گفته معروف سعدی را فراموش کرده اند که گفته است:
بزرگش نخوانند اهل خرد
که نام بزرگان به زشتی برد
دانشنامه جهان اسلام و معرفی پور داود
این برخورد نادرست با استاد پور داود در سالهای اخیر به حدی بوده که این تهمت و افترا از لابلای نشریات هتاک و پرده در عبور کرده و متاسفانه به کتابهای مرجع و به اصطلاح آکادمیک(!) نیز راه یافت که در نوع خود بدعت تازه ایست در شناخت و تعرفه ی مفاخر ملی.
به عنوان نمونه یکی از دایره المعارف های در دست تالیف در ایران به نام “دانشنامه جهان اسلام” (جلد ۶صص ۷۸۵- ۷۸۹) در مدخل ابراهیم پور داود “ایران شناس معاصر و استاد فرهنگ ایران باستان و زبان اوستایی دانشگاه تهران” که به قلم متین و استوار استاد ممتاز زبان و ادبیات فارسی معاصر، دکتر سید محمد دبیرستانی نوشته شده و به راستی و درستی حق مطلب را ادا نموده است، متاسفانه در ذیل مقاله‌ی ایشان شخصی به نام “حسن طارمی” (که برای اولین بار با نامشان در کتاب ها و نشریات ادبی مواجه شدم) تکمله مانندی با عنوان “آراء و دیدگاهها” که در بادی امر آراء و دیدگاههای استاد پور داود را به ذهن متبادر می کند، اظهار لحیه ای فرموده و بار دیگر حرف ها و اتهام های بی اساس اشخاص و نشریات سخیف و جاهلانه را در کتابی که باید مرجع پژوهشگران آینده باشد، تکرار کرده و بدین وسیله به “ترور شخصیت” یکی از استادان و مفاخر ملی ایران پرداخته است.
ای کاش مسئولان دایره المعارف مذکور به جای چاپ این تکمله اصولاً مدخل پور داود را از این کتاب حذف کرده تا بیش از این از اعتبار کتاب خود در نزد دانش پژوهان کنونی و آینده، نمی کاسته و ارزش علمی آن را تا این حد دچار تردید نمی کردند.
نویسنده تکمله برای اثبات ادعای خود به مقاله‌ی مرحوم “سید محمد علی جمال زاده” که دوستی و رفاقتی شصت ساله با پور داود داشته، استناد کرده و از قول او می نویسد:
“به تعبیر محمدعلی جمال زاده (وحید، سال ۵، ش۱۲،ص۱۰۷۴)، دوست دیرین او، گویی “وی قلباً سرسپرده و کشتی (=کُشتی)بسته، بدان کیش ‌و آیین گرویده بود”(دانشنامه جهان اسلام،ج ۶، ص۷۸۸) درباره این نقل قول باید گفت که نویسنده محترم با تحریف نوشته جمال زاده ضمن عدم رعایت نقل صحیح روایت، عملاً به القای شبهه پرداخته است ؛ چرا که اصل نوشته جمال زاده چنین است: ” عشق و علاقه پور داود به زرتشت حکم مشعل فروزانی را داشت که هرگز خاموشی نشناخت به طوری که شاید بتوان گفت که وی قلباً سرسپرده و کت بسته بدان کیش و آیین گرویده بود.” (۱)
نویسنده تکمله با تحریف واژه “کت بسته” به ” کشتی” بدون درنظر گرفتن رعایت امانت و انصاف علمی، پور داود را منتسب به زرتشتی گری نموده است.
باید دانست که کشتی یا کشتی بستن آیینی است که هر زرتشتی پس از سن هفت سالگی موظف به اجرای آن است و آن کمربندی است که از ۷۲ رشته (به نشانه ۷۲ فصل یسنا) از پشم سفید گوسفند به دست زن موبدی بافته می شود و می بایست سه بار (به نشانه سه اصل مزدیسنا: گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک) دور کمر خود بپیچد و رسماً به آیین مزدیسنا پای بند باشد.(۲)
تکمله نویس محترم گذشته از تحریف مطلب جمال زاده،‌به بخش دیگر مقاله‌ی او که درباره سرودن اشعار میهنی پور داود با مضامین دینی بود، اصلاً توجهی نکرده و به قول معروف فقط “لا الله” را شنیده و از فرط تعصب “الا الله” را نشنیده گرفته است. جمال زاده می نویسد:
“روزی خبردار شدم که دروایش در کوچه و بازار بغداد و با جوش و خروش هرچه تمامتر تبرزین بر دوش، اشعار و تضانیف وطنی پور داود را می خوانند و سخت مورد توجه مردم واقع گردیده اند. از هر سو آواز:
هو حق مددی، مولانا نظری
بگرفته عدد کاشانه ما
از خود داند این خانه ما
هو حق مددی، مولانا نظری
به گوش می رسد.” (۳)
تحریف عقاید پور داود درباره‌ی اعراب
برخی از منتقدان پور داود انتقاد او از اعراب و جنایتی را که در صدر اسلام در حق ایرانیان روا داشته اند را به حساب مخالفت پور داود با اسلام تلقی کرده و از این طریق او را به ناروا مخالف آیین اسلام معرفی نموده و بدین وسیله زشت ترین تهمت ها را نثار او کرده اند. ولی باید دانست که در هیچ یک از نوشته های پور داود که درباره اعراب نوشته، هیچوقت توهین به اسلام به چشم نمی خورد.
اگر پور داود حمله اعراب را به ایران حمله اهریمنی معرفی کرده، بخاطر جنایات اعراب در ایران و توهین و تحقیر ایرانیان از جانب آنها بوده که عمدتاً بعد از وفات پیغمبر(ص) به ویژه در روزگار خلافت امویان و عباسیان بوده است، و این حقیقتی است که اکثر مورخین بدان پرداخته و گوشه هایی از آن را بیان داشته اند.
مهمترین نکته ای که در این باره باید گفت؛ نسبت دادن “موالی” یعنی بندگان آزاد شده به ایرانیان از طرف اعرابی است که زمانی خود باج گذار پادشاهان ایران در قبل از اسلام بوده اند. باید دانست که در تاریخ قبل از اسلام ایران، هیچوقت نظام بردگی همانند یونان و روم وجود نداشته است تا به وسیله فتح ایران مردم بندگانی آزاد شده باشند. مردم ایران خود از سیستم حکومتی ساسانیان که به صورت نظام “کاستی” و طبقه بندی اقشار جامعه مطابق موازین حکومت بوده، به تنگ آمده بودند و هنگامی که ندای اسلام که برقراری مساوات و برابری بوده را شنیدند، به استقبال آن شتافتند، ولی زمانی که متوجه شدند آن همه فقط در حد شعارهای فریبنده از طرف فاتحان عرب بوده،‌برای تحقق آن شعارها خود اقدام نموده و با مخالفت با حکام عرب و خلفای اموی و عباسی، نیت ضد اسلامی شان را افشا نمودند.
نویسنده تکمله تحت تاثیر مخالفان پور داود بعد از ذکر شمه ای در مذمت از منظومه “یزد گرد شهریار” پور داود که همانند قصیده “ایوان مدائن” خاقانی یک مفاخره ادبی در ستایش مجد و عظمت ایران باستان می باشد، درباره عقاید و آرای پور داود می نویسد:
“و البته دین و همه تجلیات فرهنگی به آب و خاک و نژاد نیز در آثار و آرای پور داود مشهود است. بر همین اساس، وی روح ایرانی را روح مزدیسنایی خوانده و در موارد عدید از “دین کهن ایران” و “آیین ایران باستان” سخن گفته و به سلوک بر طبق آن توصیه کرده است، حتی “اسلام ایرانیان” را دینی با “رنگ و روی ایرانی” برشمرده که “تشیع خوانده شده و از مذهب اهل سنت امتیاز” یافته است.” (معین، محمد، ج۱، دیباچه یادنامه پور داود، ص۲) (۴)
به راستی کجای این دیدگاه توهین به اسلام است؟! و آیا انتخاب مذهب تشیع به نوعی فاصله گرفتن از خلافت غاصب امویان و اخلاف عباسی شان نبود؟ ایرانیان چگونه خلافت بلافصل حضرت علی (ع) را حق او می دانستند،‌ اصل امامت را بر اصول مذهب خود افزودند و بدین گونه انزجار خود را از خلفای اموی و عباسی ابراز داشتند.
گذشته از این ایرانیان فرزند علی، حسین (ع) را به سبب ازدواج با شهربانو دختر یزدگرد ساسانی، داماد خود می دانستند و بی گمان در صورت استمداد یاری، به کمک داماد خود می شتافتند. چون به خوبی از عدول امویان از موازین انسانی همچون برابری و برادری و دیگر اصول عدالت جویانه اسلام محمدی، آگاه شده بودند، از این نظر با گرایش به اسلام، با مخلوط کردن برخی از آداب آیین گذشته، به ایجاد مذهب شیعه پرداختند.
در مورد عقیده‌ پور داود درباره تدریس زبان عربی در مدارس که هیاهوی بسیاری را از جانب قشریون بر علیه او برپا نموده بود، باید گفت که پور داود اعتقاد داشت که ریشه زبان فارسی از ریشه زبان های هند و اروپایی است و زبان تازی اگرچه لغات و واژه های بسیاری را وارد زبان فارسی نموده، ولی بر گرامر و دستور زبان فارسی اثری نگذاشته است، از این منظر فراگرفتن آن برای همه رشته های تحصیلی چندان ضروری نیست. زیرا که در زبان اسپانیولی نیز واژه های عربی وارد شده و مردم اسپانیا برای آموختن زبان خود هیچ اجباری به آموختن زبان عربی ندارند.
درباره‌ی این عقیده که صرفاً یک عقیده شخصی بود و پیشنهاد او به حیطه‌ی عمل نیز درنیامده بود، چنان موضع گیری خصمانه ای ایجاد شده بود که حتی در اواخر حیات پور داود، از جانب برخی از افراد قشری به وسیله نامه و تلفن تهدید به مرگ شده بود! گذشته از آن عقاید پور داود درباره زبان عربی بیشتر به انتقاد به نحوه تدریس زبان عربی در مدارس آن زمان بود، کمااینکه خود در اوخر عمر به نگارش کتابی در آموزش زبان عربی پرداخت که در جز کتابهای منتشر نشده ی اوست.
در مورد انتقاد “مجتبی مینوی” بر عقاید و آرای پور داود در ماهنامه “یغما” باید گفت که شادروان مینوی در انتقاد از معاصران گاهی از دایره اصول اخلاقی نقد، پا را فراتر گذاشته در برخی اوقات از حریم حرمت دانشمندان معاصر تجاوز نموده و به همین سبب به لقب “پژوهشگر ستیهنده” ملقب شده بود و انتقاد و پرخاش به پور داود نیز یکی از این گونه کارهای او بوده است. در این باره البته کدورتی نیز میان شان حادث شده بود که در سفری به مسکو در کنگره‌ی خاورشناسان به توصیه سید حسن تقی زاده و پا در میانی دکتر محمد معین و دکتر احسان یارشاطر و استاد ایرج افشار قضیه خاتمه پیدا کرده بود. (۵)
انتقاد پور داود بر سعدی و غوغای محیط طباطبائی
تکمله نویس محترم در ذکر منابع و ماخذ گفتار خویش، یکی از منابع را مقاله مرحوم محمد محیط طباطبائی با عنوان: “جدال مدعی با سعدی” در ماهنامه ادبی ارمغان، دوره ۳۶، ش۹ (آذر ۱۳۴۶) وش ۱۰(دی ۱۳۴۶) ذکر می کند، بدون اینکه در متن مقاله‌ی خود از انتقاد محیط طباطبائی از پور داود سخنی به میان بیاورد. لذا به نظر می رسد گفتار محیط به نظر تکمله نویس نرسیده است، چرا که اکثر ادبا در همان زمان حق را به پور داود داده بودند.
اما قضیه چه بود؟‌لازم به یادآوری است که پور داود در گفتاری به این شعر سعدی:
ای کریمی که از خزانه غیب
گبر و ترسا وظیفه خودداری
دوستان را کجا کنی محروم
تو که با دشمنان نطز داری
انتقاد کرده و با ادله‌ی فراوان خاطر نشان کرده بود که “گبر” (= زرتشتی) و “ترسا”(=مسیحی) دشمنان خدا نیستند و هر دو آیین یکتاپرست و یزدان شناس و صاحب کتابند. اما محیط طباطبائی این انتقاد اصولی را توهین به شاعر بزرگ ایران، سعدی تلقی نموده و کلی بد و بیراه نثار پور داود نموده بود که با واکنش عده ای از استادان و اهل فرهنگ از جمله شادروان دکتر غلامعلی رعدی آدرخشی مواجه شده بود. (۶)
به راستی این بیت سعدی که نشانه ای از تعلیمات مدارس قدیمی همچون “نظامیه” که خواندن منطق و فلسفه در آنجا ممنوع شده بود، با این بیت جهان شمول که :
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
تضاد پارادوکسی ندارد!
مرحوم محیط طباطبائی که به خاطر عدم دعوت دانشگاه تهران از ایشان به عنوان استاد، همواره با دانشگاه و برخی از استادان، کدورتی دیرینه داشت، این بغض پنهانی را در مراسم ترحیم پور داود نیز بروز داد.
بنا به نوشته علی اصغر مصطفوی که هفت سال آخر حیات پور داود را در خانه اش درک نموده و کتابی با عنوان: “زمان و زندگی استاد پور داود” به چاپ رسانیده: “بامداد روز سوم درگذشت، قرار بر این نهاده شد که واعظ معروف دکتر مهاجرانی در مجلس ختم استاد ایراد سخنرانی نماید، اما بامداد همان روز به بهانه بیماری از حضور در مجلس خودداری نمود و بعداً خود گفت که آقای محیط طباطبائی او را از حضور در مجلس ختم پور داود و ایراد سخنرانی منع کرده است و گفته است شایسته نیست در مجلس ترحیم کسی که گرایشی زرتشتی مآبی دارد سخن گوید و مرتکب گناه گردد. ! چون آمدن دکتر مهاجرانی منتفی گردید، از واعظ جوان و فاضلی موسوم به “غلامرضا جمشیدی کاشمری” که یکی از واعظان مسجد عالی سپهسالار به شمار می رفت، دعوت گردید که در مجلس ترحیم استاد سخن گوید. این واعظ دانشمند با سخنان ارزشمند خود، مجلس ترحیم را تبدیل به یک مجلس علمی و فرهنگی نمود.” (۷)
مرحوم محیط طباطبائی اما بعد از این گویا همانند مرحوم حبیب یغمائی که زمانی انتقادی بر کتاب “بیژن و منیژه” پور داود نوشته بود و بعد از درگذشت استاد از عملش استغفار کرده بود، در گفتاری در روزنامه رستاخیز در ویژه نامه ی پور داود که از سوی روزنامه مذکور انتشار یافته، نوشته بود: “من به مرحوم پور داود از لحاظ سیاسی و غیرسیاسی اعتقادی نداشتم، ولی همواره چه در زندگانی و چه بعد از مرگ برای شخصیت ممتاز اخلاقی و ترجمه بی نظیر اوستای او احترام قایل بوده ام و از خداوند آمرزش او را مسئلت دارم.” (۸)

برای دیدن بخش دوم این نوشته اینجا کلیک کنید

Leave a Response

Please note: comment moderation is enabled and may delay your comment. There is no need to resubmit your comment.