پور داود در هالهی ابهام اتهام ۲
این متن بخش دوم این مقاله است؛برای مطالعه ی بخش اول اینجا کلیک کنید
لزوم رفع اتهام و اعاده ی شخصیت علمی پور داود
اگرچه در سالهای اخیر نام پور داود در هاله ای از تهمت و افترا مستور شده، ولی می بایست روزی غبار بدبینی از چهره مردی که بیش از شصت سال به تاریخ و فرهنگ این سرزمین باستانی خدمت نموده و از این رهگذر کتابهای گرانقدر و ماندگار از خود به یادگار گذاشته، زدوده شود تا همگان در آینه حقیقت سیمای پژوهشگری فرزانه را مشاهده نمایند که هدفی جز خدمت به این آب و خاک ایران و ایرانی نداشته است. پور داود در خرداد ۱۳۲۳ در پاسخ به افتراح روزنامه “امید” که “چگونه شاعر و نویسنده شده اید؟” درباره ی هدفش از انتشار ترجمه و گزارش اوستا و مطالعات ایران شناسی نوشت:
“آرزویم شناساندن ایران باستان است به فرزندان کنونی این سرزمین و از این راه مهر و علاقه ای نسبت به این مرز و بوم برانگیختن و به یاد پارینه به آبادانی این دیار کوشیدن. آنچه تا کنون و مجلدات گزارش اوستا و در تالیفات دیگر بنده درباره فرهنگ ایران باستان آمده و مقالاتی که در بسیاری از مجله ها از بنده انتشار یافته خواه در زمینه تاریخ و لغت و خواه در دین باستان و اخلاق و خواه در آداب و رسوم دیرین، جمله اینها به همین قصد نوشته شده است.” (۹)
سند ازدواج پور داود، مدرکی غیرقابل انکار
در زمستان ۱۳۷۸ “سازمان اسناد ملی ایران” دفتر سوم از سندها و مدارکی را که ویژه ناموران ادب معاصر ایران است با عنوان: “مشاهیر ادب معاصر ایران” به گردآوری و پژوهش علی میرانصاری چاپ و پخش کرده است. این اسناد که شامل مدارکی از استاد احمد بهمنیار، محمد پروین گنابادی، پژمان بختیاری و سرآخر چهارمین بخش دفتر سوم مشاهیر ادب معاصر ایران استاد مینونشان ما پور داود از آن خود کرده است. از برگ ۳۶۷ تا۴۸۱ دربردارندهی زندگینامه، نمایه کتابها، جستارها و سندهاست. از آن میان سند همسر گزینی و ازدواج استاد نمودی چشمگیر دارد.
احمد اداره چی گیلانی از پژوهشگران صدیق و دقیق گیلانی و مولف کتاب ارزنده “شاعران عصر رودکی” در معرفی کتاب مذکور درباره سند ازدواج پور داود می نویسد: “چه هنوز هم برخی بر این باورند که ابراهیم پور داود مسلمان نبوده است! اگر نبود پس این سند چیست؟ آیا این گواه مسلمانی پور داود نیست، پور داود از خاندان مسلمان برخاست. در خاندانی مسلمان پرورش یافت، روش مسلمانی گری را آموخت. مسلمان زیست، مسلمان مرد، در خاک هم چون مسلمان خفت.” (۱۰)
اینک متن سند: در متن سند که با خط خوش نوشته آمده:
“غرض از تحریر این ورقه آنست
جناب آقای میرزا ابراهیم خان پور داود رشتی مقیم برلن و سرکار علیه ارنی خانم حبیبه هازه آلمانی در ضمن عقد نکاح در محضر شرع مطاع مبارک حضور بهم رسانیده اجرای آن را به موجب آیین مقدس اسلام خواستار شدند چون موانع شرعی مفقود و رضایت طرفین اجرای عقد اسلامی را ایجاب می نمود لهذا صیغه شرعیه عقد به موجب مذهب حقه اثناعشری سلام الله علیهم اجمعین در حضور شهود مفضله الذیل حضرت مستطاب آقای آقا سید حسن تقی زاده و جناب فخرالتجار آقای آقا عبدالشکور تاجر تبریزی مقیمین برلن اجرا و مبلغ یک هزار تومان رایج مملکت محروسه ایران صداق شرعی معین گردید.
حورهی فی عزه شهرر بیع الاول سنه ۱۳۳۸ هزار و سیصد و سی هشت الاحقر حسن ابن علیرضا غفرالله عنه
و در متن زیر آمده است:
اینجانب شاهد اجرای عقد بودم- حسن تقی زاده
اینجانب شاهد اجرای عقد بودم- عبدالشکور تبریزی
مهر اطلاعات و آمار اداره کل کارگزینی دانشگاه تهران
فاضل محترم آقای احمد اداره چی در قسمتی دیگر از گفتار خود با نقل خاطره ای از استاد محمد روشن یکی از شاگردان پور داود می نویسد:
“استادم دکتر محمد روشن می گفت: روزی با پور داود به بازار کتاب فروشان رشت رفتم. چشمش به “کتاب طوفان البکافی مقاتل الشهدای” میرزا ابراهیم جوهری افتاد. یکباره استاد را دیدم که به ازبر خواندن مرثیه های جوهری پرداخت. با شگفتی دیده بر او دوختم.” (۱۱)
باید دانست که پور داود در اوایل جوانی، زمانی که در سلک طلاب علوم دینی در رشت به تحصیل علوم حوزوی مشغول بود، شاعری را با مرثیه سرایی برای اهل بیت عصمت و طهارت به ویژه حسین بن علی (ع) آغاز نمود. به طوری که دوستان طلبه او به او لقب “لسان” دادند، ولی او بعدها تخلص “گل” را برگزید.
خود زمانی در این باره نوشته بود: “در کودکی کلمات چندی به هم پیوسته و وزن و قافیه مخصوصی به آنها داده می پنداشتم شعرست، رفته رفته مرثیه می ساختم. در آن زمان نوحه سرایی رواج داشت، مرثیه خوانها در ماههای سوگواری احتیاجی به مراثی جدید داشتند، مراثی من مشتریانی پیدا کرد. گروه سینه زنان با مراثی من بسر و سینه می زدند، نگفته خود پیداست که چگونه به خود می بالیدم وقتی کلمات مزبور را از گلوی صدها مات مزده می شنیدم.” (۱۲)
آشنایی نگارنده با پور داود
در نیمه اول دهه چهل سیکل اول متوسطه را در دبیرستان پور داود رشت طی می نمودم، که با نام پور داود آشنا شدم. اگرچه درباره اش از دبیران مدرسه مطالبی شنیده بودم، ولی آن اطلاعات عطش دانستن را سیراب نمی کرد، اندک زمانی بعد با کتاب هایش در کتابخانه ملی رشت آشنا شدم و شخصیت این پژوهنده بزرگ بیشتر مجذوبم نمود. در همان سالهای پیش جوانی بر آن شدم که مقاله ای پیرامون زندگی و کار بزرگ او بنویسم، پس به جمع آوری منابع و ماخذ پرداختم و فهرستی از منابع را همراه با نامه ای در آبان ۱۳۴۶ خدمت استاد فرستادم تا اگر منابعی دیگر را سراغ دارند، به من معرفی نمایند. جواب نامه را در زمانی کوتاه دریافت داشتم، استاد همان منابع را کافی دانسته و برای مطالعات بیشتر کتبی چند از تالیفاتشان را ضمن نامه مرحمت نمودند.
در خرداد ۱۳۴۷ یعنی مدت پنج ماه قبل از درگذشت ایشان، ضمن سفری به تهران به دیدار استاد نایل شدم و دریغ درد که آن دیدار، اولین و آخرین ملاقات من با ایشان بوده است. باری از این ملاقات استاد ضمن صحبت های بسیار فرمودند: کسی که می خواهد زندگی شخصی را بنویسد ضمن اینکه با موافقین هم نوا شود باید با مخالفین آن شخص هم تماس داشته باشد. موافقین من کسانی بودند که درباره ام نوشته اند و شما هم از نوشته های آنان استفاده کرده اید، آیا با مخالفین من تماس داشته اید؟
من در جواب گفتم که آری، ولی آنان تهمتی را به شما وارد می سازند که بیان آن در مقابل تان جایز نیست. پور داود گفت: راحت صحبت کنید، بین ما پرده ای نیست. گفتم: آنها به خاطر اینکه جنابعالی تمامی عمرتان را برای ترجمه اوستا و روشن نمودن تاریخ ایران باستان و آیین مزدیسنا گذاشته اید، نسبت زرتشتی به شما داده و اصولاً شما را به تعبیری یک موبد زرتشتی قلمداد می کنند.
در آن لحظه پور داود تبسمی کرد و گفت: من این مطلب را بارها شنیده ام ولی چون اهمیتی به این مسایل نمی دهم تاکنون به تکذیب آن برنیامدم. اصولاً نمی دانم چرا مردم ایران به این قبیل شایعات اهمیت می دهند. من در حدود چهل سال از عمرم را در کشورهای اروپایی خصوصاً آلمان گذرانیده ام، ولی هرگز ندیده ام که مردم آن دیار در مسایل شخصی آدمی تا این حد کنجکاو باشند. ولی بار دیگر برای شما که مشغول نگارش شرح زندگی من می باشید عرض می کنم که من زرتشتی نیستم و نامم ابراهیم و به دین و مذهب پدران خود پایبندم و صرف مطالعه در دین زرتشت دلیل زرتشتی بودن محقق نیست.
این گفته صریح و روشن استاد درباره رد اتهام زرتشتی گری زمانی در من به اثبات رسید که بعد از درگذشت استاد جنازه اش بنا به وصیت او به رشت تشییع و در کنار آرامگاه پدر و بردارانش به خاک سپرده شد و یادگار آن عکسی است که پور داود را در کفن و آداب تدفین اسلامی نشان می دهد که سندی است آشکار و غیر قابل انکار.
احداث آرامگاه برای پور داود توسط زرتشتیان ایران
باید دانست که قبل از درگذشت استاد، زرتشتیان تهران زمینی را جهت احداث آرامگاه پور داود در نظر گرفته و به استاد پیشنهاد نموده بودند که ایشان نپذیرفت و بازهم به نقل از شادروان دکتر بهرام فره وشی شاگرد و استاد کرسی او در دانشکده ادبیات تهران، پور داود در آخرین سفری که به رشت آمده بود، ضمن بازدید از مقبرهی پدر و برادران با ایشان به آرامگاه خود به دکتر فره وشی که در آن سفر وی را همراهی می کرد، فرمودند: “سفر دیگر مرا اینجا خفته خواهید دید” و با دریغ و درد چنین شد. (۱۳)
شاعر و فاضل گیلانی اسداله مومن پور سورجانی که دوران خدمتش را با عنوان ریاست رادیوهای محلی در شهرستان های مختلف ایران سپری نموده و خاطرات جالب و ارزنده ای از نویسندگان و هنرمندان ایرانی در ذهن دارد، در هنگام پسین پیشامد زندگی پور داود(۲۶ آبان ۱۳۴۷) دررادیو کرمان خدمت می کرده درباره احداث آرامگاه برای پور داود توسط زرتشتیان کرمان می نویسد:
“وقتی در آبان ماه سال ۱۳۴۷ استاد به دیار باقی شتافت، من در کرمان خدمت می کردم. کرمان- یزد- شیراز از جمله استان هایی است که من خدمت کرده ام و در این سه استان زرتشتیان با احترام و آزادی کامل زندگی می کنند و جشن سده و سایر مراسم مذهبی خود را برگزار می نمایند.
صبح یکی از روزهای آبان ماه بود که جمشید سروشیان که یکی از دانشمندان بنام زرتشتی در کرمان است، به دیدارم آمد. همین که وارد دفتر کارم شد، شروع به گریستن کرد و در همان جا به من فهماند که استاد پور داود درگذشته است و آخرین نامه استاد را که به او نوشته بود به من نشان داد و دوباره گریستن آغاز کرد. آنچنان گریست که من هم گریستم. باید می گریستم چرا که استاد گیلانی بود و من هم گیلانی بودم و دوبار نیز در حیاتش افتخار درک محضر آن بزرگوار را کرده بودم و با افکارش آشنا بودم. آقای سروشیان وقتی آرام شد گفت: چندین بار پارسیان هند و زرتشتیان کرمان و یزد و شیراز و تهران از استاد خواسته بودند به خاطر ارج نهادن به خدمتی که کرده است در تهران و یا در سه شهر دیگر ایران (شیراز- یزد- کرمان) زمینی را خریداری کنند و آرامگاهی برای استاد بسازند و جوابی که استاد داده بود من از زبان همان زرتشتی نقل می کنم تا جوانان ما بدانند که پور داود مسلمان زیست و مسلمان به خاک رفت.
استاد پاسخ داده بود، آقایان مگر من زرتشتی شدم که شما برایم آرامگاه بسازید؟ من مسلمانم و مسلمان خواهم مرد. اگر شما چنین کاری کنید، همه خیال خواهند کرد که از دین خودم که اسلام است روی گردانده ام. استاد اضافه کرده بود: هدف از این همه تحقیق و تتبع این بود که ملت عزیز ایران را از گذشته اش آگاه کنم. هر ملتی باید آگاه از گذشته خویش باشد و اگر آگاه نباشد به آنچه که امروز دارد، شکرگزار و یا به عکس قانع نخواهد بود. و آنگاه داستان اولین آرامگاهی را که یک نفر زرتشتی اهل یزد بر گور خواجه بزرگوار حافظ شیرازی ساخته بود و به دست متعصبین مذهبی دوره قاجاریه ویران شده بود، یادآور شده بود.” (۱۴)
شرکت پور داود در مراسم یزشن
زنده یاد دکتر محمد معین در کتاب “یادنامه پور داود” که در سال ۱۳۲۴ به مناسبت شصتمین سال تولد پور داود انتشار داده درباره رفتن او به هند و شرکت در مراسم مذهبی پارسیان هند نوشته است: “همچنین استاد در هنگام اقامت در هند از طرف پارسیان هند برای دیدن مراسم ویژه زرتشتیان که “یزشن” خوانده می شود دعوت شد. این مراسم برای غیر زرتشتیان بکلی ممنوع بود و فقط چهار تن از پژوهشگران غیر زرتشتی فرهنگ مزدیسنا موفق به دیدار این مراسم شده اند که از آن جمله اند: خاورشناس آلمانی”هوگ” و بانوی خاورشناس”منانت” و خاورشناس آمریکایی”جکسن” و بالاخره پور داود.”
حتی خاورشناس و استاد معروف فرانسوی “دار مستتر” نیز در مدت اقامت طولانی خویش در هند از دیدن این مراسم محروم ماند و بانو منانت نیز همه مراسم را ندیده. شرح مراسم “یزشن” را پور داود در کتاب “خرمشاه” نگاشته است.(۱۵)
در اینجا سوال پیش می آید که آیا خاورشناسان مذکور که این مراسم را دیده اند می بایست از طرف هم کیشان خود زرتشتی قلمداد شوند؟! خاورشناسان زیادی را سراغ داریم که با باور مسیحی، سالهای دراز به مطالعات درباره آیین مزدیسنا و ترجمه و تفسیر اوستا پرداخته اند، ولی هیچ وقت از طرف هموطنان خود به زرتشتی گری متهم نشده اند. آیا ملت آلمان به خاورشناسانی نظیر: بارتولومه، گلدنر، هارله، هوگ، اشپیگل، میلز، مارگوارت،مان، هاتمن، فرانک، شدر، هل و… که تحقیقات فراوانی در آیین مزدیسنا نموده و در عین حال استادان پور داود بوده اند، به تهمت زرتشتی بودن ابراز انزجار نموده است؟!
چرا ما نباید به ارزشهای فرهنگی خود احترام بگذاریم. نام پور داود اینک بر تارک مطالعات ایران شناسی در سرتاسر عالم می درخشد، ولی خود در هاله ای از تهمت و افترا در سرزمین خود فراموش شده است.
در خاتمه سخن را با نقل قولی از مرحوم آیت الله احسان بخش امام جمعه سابق رشت درباره رفع این اتهام به پایان می رسانم:
“در محافل و مجالس علمی از عقیده خویش دفاع نمود و این امر سبب شد تا بسیاری از علماء از وی و خانواده اش که به تجارت اشتغال داشتند خشمگین شوند و او را زرتشتی بدانند، ولی پور داود هرگز خود را زرتشتی ندانست و با توجه به آزادی که در زمان پدر و پسر (پهلوی) بود می توانست حقیقت را معرفی نماید و حتی وصیت کند تا به رسم زرتشتیان به خاکش بسپارند.” (۱۶)
سخنی درباره آرامگاه پور داود
آرامگاه فعلی پور داود در محل و گذری از سبزه میدان رشت به محله آفخرا منتهی می شود در جایی که سابقاً مکتب خانهی پور داود بوده و سپس به آرامگاه پدر و برادران او تبدیل شده، در حال حاضر به علت تحریض گذر در خطر ویرانی و انهدام است. از طرفی دیگر چند سال پیش قرار بود که آرامگاه پور داود به قریهی “آتشگاه” در سر جاده رشت- فومن (که از املاک پدری پور داود محسوب می شود) انتقال یابد. پس بجاست همانطوری که جنازهی نیمای نام آور بعد از سالها به یوش زادگاهش انتقال داده شد، اولیای استان نیز فکر و چاره ای در مورد انتقال جنازه پور داود بیاندیشند و تربت پاکش را در کنار آرامگاه معین و یا آتشگاه به خاک بسپارند تا ضمن تجلیل از استاد فرهیخته، آرامگاهش را نیز از خطر نابودی نجات بخشند.
چراکه گفته اند:
نام نیک رفته گان ضایع مکن تا بماند نام نیکت برقرار
***
پانوشت و توضیحات:
۱-رک: ماخذ معرفی شده و نیز، محمود نیکویه: پور داود پژوهنده روزگار نخست، انتشارات گیلان، ۱۳۷۸،ص۱۷۵
۲-درباره واژه کستی kosti یا کشتی و آیین کستی بستن رک:معین، محمد: فرهنگ فارسی، چاپ سوم۱۳۵۷،ج۳ص۲۹۷۱
۳-پور داود پژوهنده روزگار نخست، ص۱۸۳
۴-دانشنامه جهان اسلام، ج۶، ص۷۸۸
۵-رک: افشار، ایرج: مجتبی مینوی، استادی از اقلیم “نمی دانم”، راهنمای کتاب،س۲۰،ش ۱- ۲ (فروردین- اردیبهشت۱۳۵۶) ص۳۷
۶-نام درست دکتر رعدی، آدرخشی بود که در اثر مواضع غلط آذرخشی ثبت می شود. درباره جواب دکتر رعدی آدرخشی به محیط طباطبائی و منتقدین دگر، رک: به متن سخنرانی او به مناسبت درگذشت پور داود در انجمن زرتشتیان تهران، مندرج در ماهنامه نگین، س۴(آذر۱۳۴۷) همچنین رک: پور داود پژوهنده روزگار نخست، صص ۱۵۱-۱۵۹
۷-مصطفوی، علی اصغر: زمان و زندگی استاد پور داود،ص۲۸۰
۸-محیط طباطبائی، محمد: کم و کیف کار پور داود، روزنامه رستاخیز، ش۷۷۴، چهارشنبه ۲/۹/۱۳۵۶
۹-پور داود،ابراهیم: آناهیتا، مجموعه پنجاه گفتار پور داود، تهران، امیرکبیر، ۱۳۴۴،ص۲۳-۲۴
۱۰-اداره چی گیلانی، احمد: اسنادی از مشاهیر ادب معاصر ایران، گیلان ما، دوره جدید، ش۴۸، سه شنبه ۲۰/۲/۷۹، ص۴
۱۱-اداره چی، احمد، همان
۱۲-پور داود،ابراهیم: چگونه شاعر یا نویسنده شدید؟، آناهیتا، ص۲۴
۱۳-رک: روزنامه اطلاعات، ش۱۲۷۴۵، ۲۹/۸/۱۳۴۷ مصاحبه با دکتر بهرام فره وشی
۱۴-مومن پور،اسداله: استاد پور داود یکی از مفاخر فرهنگی دنیاست. هفته نامه نقش قلم، س۱۴،ش۷۱۲، یکشنبه۷/۹/۱۳۷۲٫ داستان ساختن آرامگاه حافظ توسط یک زرتشتی اهل یزد در یکی از کتابهای استاد باستانی پاریزی آمده است.
۱۵-رک: پور داود، ابراهیم، خرمشاه ص۱۵-۱۷ و نیز پور داود پژوهنده روزگار نخست، ص۱۳و۱۱۳
۱۶-احسان بخش، صادق: دانشوران و دولتمردان گیل و دیلم، چاپ اول، نشر صادقین ۱۳۸۰، ص۱۱۴














نظر دادن