دکتر سمیعی: پورداود شیفته ی فرهنگ ایرانی بود
فرشید قربانپور : در روزهای ۲۵ و ۲۶ اردیبهشت ۸۷ در استان گیلان و در تالار حکمت دانشگاه گیلان همزمان با سالروز بزرگداشت حکیم بزرگ خراسان حکیم فردوسی ، چهارمین همایش پژوهشهای زبان و ادبیات فارسی برگزار شد . توسعه و ارتقاء زبان و ادبیات فارسی، حفظ و صیانت از این زبان و ارائه آخرین دستاوردهای حوزه زبان و ادبیات فارسی از اهداف برگزاری این همایش بود.
زمان برگزاری این همایش با تلاش های ما برای جمع آوری اطلاعات و مطالبی درباره ی استاد پور داود دقیقا متقارن بود. در حین جستجو درباره ی استاد پورداود چند مرتبه از استاد احمد سمیعی که یکی از شاگردان پورداود بوده است ، صحبت شد. حضور استاد احمد سمیعی گیلانی در گیلان را به فال نیک گرفتیم و در روز پایانی و پس از اتمام همایش گفت و گوی بسیار کوتاهی با وی انجام دادیم.

استاد احمد سمیعی ۷ سال در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان و همچنین دردانشگاه آزاد واحد رشت به فعالیت علمی و پژوهشی مشغول بوده و از نخستین چهره های علمی و فرهنگی کشور است که به عضویت پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی انتخاب شد و سر دبیری این فرهنگستان و در سالهای اخیر مدیریت گروه ادب معاصر به ایشان محول شده است.
***
س:درباره میزان آشناییتان با استاد پورداود بگویید
ایشان استاد من بودند و من دو شهادتنامه ی دکترای خود را با عناوین «اوستا» و «فرهنگ ایران باستان» با ایشان گذراندم و همچنین از عقاید و نظرات ایشان که در کتابهایشان منتشر شده بسیار بهره بردم. جدای رابطه ی استاد شاگردی درباره ی شخصیت ایشان چیزهایی زیادی برای گفتن وجود دارد. آنوقت ها زمانی که نوروز می رسید ما برای عید دیدنی به منزل ایشان که همیشه در آن بادام زمینی روی میز بود ، می رفتیم و ایشان با آغوش باز و روی گشاده با ما روبرو می شدند.او از دیدن ما جوانتر ها بسیار شاد می شد.
س: شخصیت و رفتار او به عنوان یک استاد چگونه بود؟
استاد پورداود کتابخانه بسیار ارزشمند و بزرگی داشت. یادم است زمانی که ایشان می خواست به منزل جدیدش در خیابان آبان نقل مکان کند یکی از قفسه های کتابخانه روی پایش افتاده بود و ایشان ناگزیر مدتی با عصا راه می رفت. او این کتابخانه را در اختیار ما قرار می داد و همیشه تلاش می کرد تا به صحبت ها و سوالات ما پاسخ گوید. ایشان در برنامه ها و همایش ها ما شرکت می کردند و درباره ی فرهنگ ایران باستان و دین زرتشت آنچنان صحبت می کرد که دانشجویان رشته های دیگر نیز بسیار از آن بهره مند می شدند.
س: تاثیر فعالیت ها و آثار و تالیفات استاد پورداود روی جامعه متفکر و دانشگاهی چگونه بوده است؟
همانطور که می دانید پیش از پورداود در دانشگاهها کرسی فرهنگ ایران باستان و اوستا وجود نداشت. او اولین کسی بود که با انتشار مقالات متعدد در مجله «ایران امروز» درباره شئون فرهنگی ایران باستان ، ترجمه ی بخشهایی از اوستا و انتشار واژه نامه ی گاتها ایرانیان ساکن ایران و هند را با متون دینی و فرهنگی ایران باستان آشنا کرد. او تحقیقاتی درباره ی ایران باستان انجام داد و به نتایجی رسید که تا آن زمان بی سابقه بود. متاثر از فعالیت های ایشان حوزه های فکری جدیدی در جامعه فرهنگی و دانشگاهی به وجود آمد. حتی کرسی زبان پهلوی و زبان های باستانی ایران نیز بعد ها تحت تاثیر استاد پورداود ایجاد شد و این روند همچنان ادامه دارد.
س: زمانی که برای دیدن مقبره ی استاد پور داود به سبز میدان رشت رفته بودم با اینکه می دانستم که در همان خیابان واقع است چندین بار از کنار آن رد شدم و پس از مدتی جستجو و پرس و جو و یافتن مکان آن افسوس خوردم که ای کاش هرگز آن را پیدا نمی کردم.به نظر شما حق مطلبی که درباره استاد پورداود می توان بیان کرد این است؟
درباره استاد پور داود سخن گفتن کار چندان آسانی نیست. بهر حال ایشان سالهاست که فوت کرده اند و باید به این مسئله توجه داشته باشیم که امروزه تکنولوژی و وسایل جدید در خدمت هنر و فرهنگ است و اگر نویسنده ای یا هنرمندی یا نظریه پردازی کار جدیدی انجام دهد به سرعت در تمام جهان انتشار پیدا می کند و همه از آن با خبر می شوند.اما درباره استاد پور داود اینچنین نیست و ایشان در زمانی زندگی کرده اند که اینگونه امکانات نبوده است و به مرور زمان در بین عامه مردم شخصیت ایشان به فراموشی سپرده شده است.هرچند در میان کسانی که در زمینه ی فرهنگ ایران باستان و اوستا و دیگر حوزه هایی که پورداود در آن فعالیت داشت ، مطالعاتی دارند و شاگردان و نزدیکان ایشان ، شخصیت وی شناخته شده و مورد احترام است اما در میان عموم مردم باید بگویم نه تنها حق مطلب ادا نشده است بلکه گهگاه کوتاهی هایی هم صورت گرفته است.
س: به نظر شما دلیل این بی توجهی چیست؟
شاید بتوان گفت شرایط سیاسی و دید نادرست به شخصیت و فعالیت های استاد پورداود نقش اصلی را در این قضیه دارد. البته علی رغم همه اینها باید گفت که امثال استاد پورداود برای بودن و ماندن نیازی به اینگونه چیزها ندارند. اگر ما استاد را فراموش کنیم ، راه مقبره اش را گم کنیم ، اسم او را نبریم و یادی از او نگیریم باز او همان استاد پورداود باقی خواهد ماند و در این بین تنها کسی که متحمل ضرر می شود خود ماییم . آنچه مهم است آثار و عقاید و بخصوص شاگردان ایشان هستند که باقی مانده اند
س: گفته اند شاگرد خوب روزی بهتر از استاد می شود. از میان شاگردان ایشان آیا کسی روی همان حوزه های تخصصی پورداود کار کرده است؟
بله. بسیاری از شاگردان ایشان تبدیل به شخصیت هایی بزرگ و متفکرانی ارجمند شده اند و همچون استاد خویش قدم در راه فرهنگ و تاریخ ایران باستان و زبان شناسی ایران باستان نهاده اند. مانند دکتر کیا ، دکتر دوست خواه ، دکتر فرهوشی و… هر کدام از این عزیزان به نوبه ی خود تحقیقات بسیار زیادی روی موضوعات مورد مطالعه پورداود انجام داده اند و بعضا روی نکات تازه و مهمی زوم کرده اند و به درستی و به حق ادامه دهندگان راه و معلومات استاد پورداود بوده اند.
س: درباره ی ایشان و شخصیت علمی ایشان و همچنین عقاید دینی وی سخنانی گفته می شود. به نظر شما چسباندن انگهایی اینچنین به پورداود درست است؟
استاد پورداود بی نهایت به تاریخ و فرهنگ ایران باستان و دین زرتشت علاقه مند بود.ایشان سالهای زیادی از عمر خود را صرف تحقیق و بررسی فرهنگ باستانی ایران کرد و اولین مترجم اوستا به زبان فارسی بود و این توجه خالصانه او به فرهنگ و تاریخ ایران و دین زرتشت گاهی کج فهمی ها و سوء تفاهم هایی نیز به وجود آورده است.شاید بتوان گفت که استاد پورداود شیفته پرداختن به فرهنگ ایران باستان و به طبع همه گیر ترین دین آن زمان یعنی زرتشت بوده است.
س: آیا این می تواند دلیل خوبی برای اینگونه تهمت ها و بی توجهی ها نسبت به ایشان باشد؟
دو نکته اساسی در اینجا مطرح است. اول اینکه تمام دینهای آسمانی در اصول یکسانند و دارای فلسفه توحید ، نبوت و معاد نظیر هم هستند.اینکه گفته می شود دین زرتشت یک دین سنوی است حاصل یک بررسی ناقص است. اصول این دین کاملا با اصول ادیان الهی همخوانی دارد و یک دین توحیدی است و در قرآن نام آن آمده است . تنها در اخلاقیات است که بصورت سنوی استخراج شده و در ضمن از اقلیت های مذهبی کشورمان است و واقعا حتی اگر کسی زرتشتی هم باشد از نظر قانونی آزادانه حق زندگی دارد.
در ثانی کسی حق ندارد به صرف علاقه های شخصی کس دیگر را متهم کند. حال آنکه اصولا استاد پورداود با وجود اینکه بسیار علاقه مند به دین زرتشت و فرهنگ ایران باستان بوده اما سبک زندگی ایشان و حتی ازدواج و خاکسپاری او کاملا اسلامی بوده است و من بعنوان شاگرد ایشان شهادت می دهم که ایشان به سه اصل توحید ، نبوت و معاد و اصول ادیان آسمانی ایمان داشتند و در زندگی ایشان نکته ای که این قضیه را نفی کند وجود ندارد.
















نظر دادن