دیپلماسی مغز و اعصاب
دیدار گرهارد شرودر با مقامات بلند پایه ایران چه پیامهایی می تواند داشته باشد ؟

مهدی بازرگانی : وقتی گرهارد شرودر نخست وزیر سابق آلمان برای سفر به تهران شال و کلاه کرد ، شاید بنا بر این بود که این سفر در قاب و قالب غیر رسمی صورت گیرد تا همانطور که احمدی نژاد دیپلماسی پنهان را در پیش گرفته است ، آنها نیزماجرا را در همین مجرا ادامه دهند . اما شرودر صدراعظم محافظه کار سابق در این میان چه کاره بود و چرا او می بایست به این سفر می آمد ؟ آیا او در مقامی هست که مسئولیتی در این قبال برای خود فرض کند . به سفرهای خارجی – آنهم کشورهای مسلمان –برود ؟ و با مقامات رسمی و بلند پایه بدون پاکت مهر وموم شده ! سخن بگوید . جواب ساده و آسان به قضیه این است : نه ، خیر.
اما اصل ماجرا از قرار دیگری است . نه شرودر آن چنان که گفته می شود تنها ، صدر اعظم «سابق » آلمان است و نه سفر او به تهران سفری بدون پیامهای سیاسی و محرمانه ویژه . آنچه باید به آن توجه شود این است که شرودر و حزبش ( سوسیال دموکراتها ) در دولت کنونی آلمان حضور ائتلافی قدرتمند دارند . “فرانک والتر اشتاینمایر” از همکاران نزدیک او در حزب ، اکنون وزیر امور خارجه است . او مدتها رییس دفتر و مشاور شرودر بوده. سوسیال دوکراتها علاوه بر این هشت پست وزارتی را به خود اختصاص دادند که وزارت امور خارجه تنها یکی از آنها است.
از مسائلی که از آغاز دامان دولت مرکل و سیاست خارجی آن را گرفته بود ، روابط بد آلمان و امریکا بود . این محصولی بود که شرودر با مخالفتش با جنگ عراق به جا نهاده بود و اکنون پنجمین اقتصاد دنیا را نگران می کرد . چطور می شد با یک وزیرخارجه از حزب سوسیال دموکرات روابط خود را با امریکا بهبود بخشید ؟ پاسخ این سوال در منافع و زمینه های مشترک همکاری بود و شرودرهم در این مورد بهترین گزینه بود . او هم مخالف جنگ عراق و تحریم آمریکا علیه ایران بود ؛ آنچه باعث می شرودر برای ایرانی ها شیرین بنشیند . هم منافع دولتشش درگیر بهتر شدن روابط آلمان با آمریکا ( آمریکایی که برای حل شدن مسائلش با ایران به مذاکره مستقیم و کمک های ایران در عراق و افقانستان نیاز دارد) . از سویی رفیق قدیمی پوتین – دیگر درگیر ماجراهم بود . آنقدر رفیق که مطبوعات آلمان او را صدای بلند مسکو در سرزمین خود بخوانند . البته او آنقدر هم رفیق جانی مجانی نیست . سمتش در گاز پروم ( غول شرکتهای نفتی جهان در روسیه) معادل دویست هزار پوند برایش درامد دارد . با این وصف شرودر در پرونده مفتوح مذاکرات ایران و امریکا می تواند بهترین گزینه باشد .
حالا می شود کم کم فهمید که چگونه و چراست که سفر چهار روزه شرودر به ایران ، خصوصی آنطور که برخی میل دارند نشان بدهند نیست . شرودر ماموریت خود را در اولین سفرش به ایران دنبال می کند . سفری که اگرچه دوستی اش با پروفسور سمیعی (متخصص مغز و اعصاب ساکن آلمان) در آن بی تاثیر نیست و تا حد امکان به آن صورتی غیر رسمی و پنهانی می بخشد . اما به همان اندازه و بیشتر، دیدارش با احمدی نژاد و برخی مقامات آنرا جدی می کند . سیاستی که به خاطر پیچیدگی و گره خوردگی شدید بازیگران آن به هم به شکل یک کلاف سردرگم در آمده . آنچه که شاید بهتر باشد نام « دیپلماسی مغز و اعصاب » را بر آن بنهیم .













نظر دادن