ولنتاین نزدیک است و سپندارمذگان دور

سجاد پستادست

گزارشی پیرامون ولنتاین و جشن سپندارمذگان

عشق واژه ایست که تمام عشاق، دوست دارند آن را به نحوی که از نظر خودشان بهترین است ترجمه کنند ، و در زندگی خود به کار گیرند. جالب اینجاست که انسان در تمام زندگی خود به دنبال اصالت گمشده ای می گردد که برای یافتن آن هزینه های بسیاری را نیز می پردازد. اما در این میان به تبعیت از جریان کوتاه گرایی در قرن جدید(!) انسانها گاهی اوقات به دنبال راه های میانبر نیز هستند تا هم هزینه کمتری بپردازند و هم نتیجه ی مطلوب و مورد نظرشان را بدست آورند، بی توجه به اینکه ممکن است در پیش گرفتن یک رویه ی نادرست ، رویه ی درست را برای همیشه از نظرها دور نگه دارد و منجر به نابودی آن شود.
روز ۲۶ بهمن ماه (۱۴ فوریه) را عشاق قدر شناس جهان، روز عشاق یا ولنتاین (Valentine) نامیدند، تا در این روز به یاد عاشق دربند، و حامی عاشقان اسیر، آقای والنتیوس، جشن بگیرند و از همسرانشان (در ایران: دوست دخترهایشان!) با گل و شکلات و هدایای مختلف ، قدردانی کنند.
در قرن سوم میلادی در روم باستان، جنگاوری و جنگجویی حرف اول و آخر را میزد و به سبب همین تفکر، عقاید مردم نیز دچار استحاله شده بود که حتی همه مردم، عقاید عجیب و غریب پادشاه خود را به نام کلودیوس، قبول می کردند. او براین عقیده بود که سربازان مجرد بهتر میجنگند! به همین دلیل ازدواج را برای سربازان رومی قدغن کرد. در میان این روحیه خشن و جنگاور حاکم بر روم آن موقع، کشیش والنتیوس، مخفیانه برخی از سربازان عاشق  را، به معشوقشان میرساند و آنها را به عقد هم درمی آورد. کلودیوس خبردار می شود و والنتیوس را دستگیر و به زندان می اندازد، والنتیوس که دیگر بعنوان یک الهه در بین عشاق معروف شده بود، عاشق دختر زندانبان می شود!!! سرانجام این کشیش به جرم عقد عشاق، با قلبی مالامال از عشق دختر زندانبان، اعدام میشود. به همین دلیل او را به عنوان سمبل عشق می دانند و روز اعدام این شهید راه عشق را روز ولنتاین نامیدند.
این داستان پرسش برانگیز سوالات زیادی را به ذهن من متواطر کرده است و از جهات بسیاری قابل ملاحظه، آوردن تاریخ دقیق رخداد چنین واقعه ای شاید برای سندیت بخشیدن به آن باشد تا به افسانه ای بدل نشود، از طرفی دختر زندانبان در زندان چه میکرده، تا والنتیوس قصه ما عاشق او شود! و آیا طرح چنین داستانی توجیه خوبی برای برگزاری جشن عشاق است، اصلاً بر فرض درست بودن این داستان، آیا رواست روز اعدام شخصی که حامی عاشقان بود و برای رسیدن عاشقان به معشوقشان حتی از جان خود هم گذشت، این روز را جشن بگیریم و به جشن و پایکوبی بپردازیم؟!
هدف من از طرح چنین پرسشهای اثبات یا رد داستان ولنتاین نیست، آنچه برای من مهم میباشد، اینست که چرا از میان کسانی که روز ولنتاین را در ایران جشن میگیرند و یا از داستان و کیفیت آن مطلعند، کمتر کسی حتی نام جشن « سپندارمذگان » ، به گوشش خورده است؟
حال بشنوید از جشنهای کهن در ایران باستان. از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق (یا با همچین مفهومی) بوده است. در تقویم جلالی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی دقیقاً ۳ روز بعداز ولنتاین. این روز «سپندارمذگان» یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. نقل این نکته خالی از لطف نیست “در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند.به‌عنوان مثال روز اول، روز اهورامزدا، روز دوم، روز بهمن ،سلامت و اندیشه، که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی بهترین راستی و پاکی، که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی شاهی و فرمانروایی آرمانی، که خاص خداوند است و روز پنجم سپندارمذ بوده است .از آنجا که در باورهای کهن، زمین را نیز مانند زنان، بارور، زاینده و پرورش‌دهنده می‌دانسته‌اند و همه موجودات بر پهنه او و در پناه و آغوش او پروریده می‌شده‌اند، جنسیت او را نیز «مادینه» فرض می‌کرده‌اند و از همین خاستگاه است که عبارت‌های مام میهن و سرزمین مادری بوجود آمده و فراگیر شده است. پیشینیان ما، همانگونه که زمین را زن یا مادر می‌دانسته‌اند، آسمان را نیز مرد یا پدر بشمار می‌آورده‌اند و ترکیب‌های مادرزمین و پدرآسمان از همین جا برخاسته‌اند. بی‌گمان آنان شباهت‌ها و پیوندهایی بین زن و مرد از یک سو، با زمین و آسمان، و بارندگی و رویش گیاهان، از سوی دیگر احساس می‌کرده‌اند. همچنین این را نیز می‌دانیم که در باورهای ایرانی، نسل بشر یا نخستین زن و مرد جهان، به نام مشی و مشیانه از ریشه دوگانه گیاهی به نام مهرگیاه در دل زمین بوجود آمده و آفریده شده‌اند و در واقع زمین یا سپندارمذ، مادر نسل بشری دانسته می‌شده است. ”
بر اساس همین باور ایرانیان، ماه آخر که بوی بهار و تولد دوباره طبیعت به مشام میرسد را بنام اسفند یا سپندارمذ نامیدند. بنابراین روز پنجم اسفندماه، یعنی اسفندروز از اسفندماه یا سپندارمذروز از سپندارمذماه ، را روز بزرگداشت زمین بارور و تشبیه انسانی زمین که ماده است یعنی بانوان می دانستند، و در این روز، مردان برای همسران خود آیین‌هایی برگزار می‌کردند و هدیه‌هایی به او می‌دادند.
و اما محاسبه اختلاف روزها در تقویم ایرانیان باستان و تقویمهای امروزی. ” اینکه جشن سپندارمذگان، در تقویم های امروزی پنجم اسفند ماه نیست بخاطر اینست که در گذشته ایرانیان ١٢ ماه ٣٠ روزه داشتند و ۵ روز را نیز در پایان سال (بعد از ۱۲ ماه) به تقویمشان اضافه میکردند. بنابراین روز پنجم اسفند ( سپندار مذگان ) برابراست با روز ٣٣۵ از سال. حال اگر از در تقویم امروزی از اول فروردین، ۳۳۵ روز بشماریم دقیقاً برابراست با ٢٩ بهمن.
همانطور که در منابع موجود ایرانیان باستان موجود است، سپندارمذگان روز زن و گرامیداشت زنان با آن مفهوم ولنتاینی نبوده، بلکه روز گرامیداشت زمین، که در ایران باستان مظهر باروری، و به موازات آن بانوان بوده است. و این یادمان کهن نشاندهنده خاستگاه، بینش و منش ایرانیان باستان بوده. ما ایرانیان هم بکوشیم که دیدی عمیقتر و متفاوت تراز تمام جهانیان داشته باشیم، همچون اجداد خود که همواره آنرا با رفتار و افکارشان به جهانیان اثبات کردند، تا جایی که اعیادی همچون ولنتاین و کریسمس دنیای مدرنیته غرب، با الگویی ایرانی از جشنهای سپندارمذگان و یلدا و فقط با چند روز اختلاف از آنها برگزار میشود.
منبع مطالب تاریخی این گزارش از اینترنت میباشد

۳ Comments

  1. والنتاین شما هم مبارک

  2. سلام.
    آقا چه وب سایت و تشکیلاتی شده ها! تبریک می گم.
    از شاهین چه خبر؟ از مصاحبه ش؟

  3. مصاحبه ی اختصاصی ما با شاهین نجفی خواننده ی رپ ایرانی مقیم آلمان در دو سه روز آینده منتشر خواهد شد

Leave a Response

Please note: comment moderation is enabled and may delay your comment. There is no need to resubmit your comment.