گفت و گو درباره ی کاریکاتور ، هنر منتقد با جواد علیزاده

فرشید قربانپور : جواد علیزاده را همه ی کاریکاتوری ها می شناسند و هنوز همه آن کاریکاتور معروف “the end” او را در یاد دارند.او که نزدیک به دو دهه معروفترین و شاید کوچک ترین نشریه درباره ی طنز و کاریکاتور را با همین نام در می آورد ، در دفتر کوچکش صمیمانه ما را در تجربه های کاریکاتوری خود شریک می کند.در اتاقی که بر در و دیوار آن کاریکاتورهایی که تاکنون فقط در نشریات قدیمی دیده بودیم آویخته است درباره ی وضعیت کاریکاتور ایران پس از انقلاب اسلامی گفت و گو می کنیم که علیزاده یکی از پیران این وادی است.بعد از اینکه موضوع کاریکاتور در مطبوعات را انتخاب کردیم برای کسب اطلاعات اولیه رفتیم سراغ منابع کتابخانه ای که قاعدتا باید کامل ترین نوع منابع باشند اما هرچه بیشتر جستجو کردیم کمتر یافتیم.نهایتا به این نتیجه رسیدیم که این یک مشکل همه گیر برای کاریکاتوریست ها و علاقمندان به کاریکاتور است.به ذهنمان رسید که در همه جای دنیا و در تمام رشته های علمی این اساتید و پیشکسوتان آن رشته هستند که کتابها و مراجع علمی و آموزشی تهیه می کنند پس چرا اساتید کاریکاتور در ایران کاری از پیش نبرده اند؟این را از آقای علیزاده پرسیدیم.
***
س:به عنوان اولین سوال از شما که در کاریکاتور بخصوص از نوع مطبوعاتی آن پیشکسوت هستید آیا این مسئولیت بر عهده ی شما و دیگر اساتید این رشته نیست که بیاموزند ، کتاب بنویسند و منتشر کنند ، آرشیو تالیف کنند و نهایتا منابعی در اختیار جوان تر ها قرار دهند؟
با توجه به مشکلات اقتصادی زیادی که وجود دارد و در حال حاضر گریبانگیر بسیاری از مردم از جمله همان پیشکسوتانی که شما می فرمایید است و در ضمن گردآوری و انتشار چنین کتابها و منابعی مستلزم صرف هزینه و وقت زیاد است فعلا این کار چندان قابل اجرا نیست.اما خوشبختانه گهگاه کتابهایی در این زمینه منتشر میشود.چندین مجله و نشریه تخصصی هم وجود دارد که به این موضوع می پردازند. البته آنچه مسلم است این گونه منابع هنوز جای کتابهای مرجع را نمی گیرند و نیاز به کتاب های مرجع همچنان باقی است.به جرات می توانم بگویم من به سهم خودم هر کاری که در توان داشتم کرده ام.اما حمایت دولت از این هنر کم است و این اجازه ی هرگونه مانوری را از ما می گیرد.انتشار یک کتاب مرجع نیاز به پشتیبانی دولت دارد و تا زمانی که این امر به طور کامل محقق نشود نمی توان کاری کرد.چند سال پیش حوزه هنری قرار بود چنین کتابی را چاپ کند و ما نیز فعالیت هایی برای آن انجام دادیم اما نهایتا سرنوشت آن نامعلوم ماند.بهرحال من همیشه سعی کرده ام تا حد توان برای کاریکاتور ایران تلاش کنم و از طریق مجله طنزوکاریکاتور ، تنها رسانه ای که در اختیار دارم تجربیات خود را در اختیار جوانان قرار دهم.
س:به نظرتان سهم نشریه شما یا کیهان کاریکاتور و از این دست در پیشرفت و تکامل هنر کاریکاتور ایران چقدر بوده است؟
به طبع هر نشریه ای مخاطبینی دارد و تاثیرات خاص خودش را می گذارد.در ضمن رویکرد مجلات و نشریات مختلف با هم متفاوت است.بعنوان مثال بنده در انتشار طنزوکاریکاتور طرفدار اعتدال هستم و معتقدم کاریکاتور باید اعتدال را بین دو جریان همیشگی چپ و راست برقرار کند به همین خاطر در چاپ کاریکاتور هم از کارهای مردم پسند و سوژه های اجتماعی و مطبوعاتی استفاده می کنم و همچنین کارهای عمیق و به اصطلاح نمایشگاهی. در عوض نشریه ای مثل کیهان کاریکاتور به صورت تخصصی روی مباحث حرفه ای کاریکاتور کار می کند و چون از امکانات و حمایت های دولتی نیز بهره مند است تاثیر و کارکرد خاص خود را دارد.نشریه ی گل آقا نیز به صورت کامل روی کاریکاتورهای مطبوعاتی و ژورنالیستی کار می کند که اعتبار و اهمیت خاص خودش را دارد.
س:در صحبت هایتان بحث مهمی را مطرح کردید که امروز در جمع های کاریکاتوری بسیار داغ است و آن هم تقسیم بندی کاریکاتور به دو نوع نمایشگاهی و مطبوعاتی می باشد.به نظر شما اصولا دلیل این تقسیم بندی چیست؟
آنچه مسلم است خواستگاه و جایگاه اصلی کاریکاتور مطبوعات است و اولین کاریکاتور ها ابتدا در مطبوعات منتشر شده اند. کاریکاتوریست های زیادی هم بوده اند که از ابتدای امر در روزنامه ها و مجلات کاریکاتور را دیده اند و به سوی یادگیری آن رفته اند.بحثی هم که امروزه مطرح شده در پی همین امر است که بسیاری معتقدند که کاریکاتور هنر مطبوعاتی است و اصولا در مطبوعات تعریف می شود.اما از نظر من هر دو نوع نمایشگاهی و مطبوعاتی مورد نیاز است و در نهایت این دو به کمک هم به پیشرفت کلی این هنر می انجامند. ضمن اینکه امروزه در کشورمان اوضاع برای پرداختن به کاریکاتور مطبوعاتی مناسب نیست.در بسیاری از شهرستان ها مطبوعات به آن صورت فعالی وجود ندارد و کاریکاتوریست شهرستانی مجبور است کارهایش را تنها در نمایشگاه عرضه کند.در تهران هم نشریات و ارباب رسانه ترجیح می دهند کمتر از هنر معترض ، منتقد و دردسر ساز کاریکاتور استفاده کنند و حتی در صورت استفاده دست مزد ها آنچنان ناچیز است که تمام انگیزه را از کاریکاتوریست می گیرد!این ها مجموعه ای از دلایل است که باعث می شود امروزه کاریکاتور در سطح نمایشگاهی محبوب شود.
س:اگر اوضاع به همین منوال پیش رود شاید روزی تمامی کاریکاتوریست های ما به کاریکاتور نمایشگاهی روی آورند و ما مطبوعاتی بدون کاریکاتور و کاملا خنثی داشته باشیم و از سوی دیگر نمایشگاه هایی که تنها بینندگانش کاریکاتوریست های دیگر باشند!
البته کاریکاتور هنری است که وظیفه ی اصلی آن اعتراض و انتقاد به وضعیت اجتماعی و سیاسی است. اینکه ما بیاییم برای منتقد جریمه تعیین کنیم اصلا درست نیست. در ضمن کاریکاتور مطبوعاتی علی رغم اینکه تاریخ مصرف دارد و برای جغرافیای زمانی و مکانی خاصی طراحی می شود اما به عنوان یک آرشیو و یک آلبوم از وقایع تاریخی باقی می ماند و می توان سالها بعد با استفاده از آن وضعیت سیاسی و اجتماعی دوره ی تاریخی خاصی را بررسی کرد.در حال حاضر کاریکاتور نمایشگاهی ما بسیار پیشرفته تر از کاریکاتور مطبوعاتی است و راه اعتدال این دو نوع این است که مطبوعات قوی تری داشته باشیم و اهمیت بیشتری به کاریکاتور بدهیم.در دنیای امروز و زندگی فست فودی گاهی خوانندگان فرصت چندانی برای مطالعه ندارند و شاید یک کاریکاتور خوب در یک نشریه بتواند در زمان کمی موضوع مهم و قابل بحثی را در اختیار ذهن بیننده بگذارد و حتی راهگشا واقع شود.آنچه نامش هنر است این است که هنرمند بتواند با یک سری نماد ها و با استفاده از اشاره ها و کنایه ها بصورت غیر مستقیم منظور خود را برساند و با بی احتیاطی در فضای خاص سیاسی کشورمان باعث دردسرهایی برای خود و دیگر همکاران نشود.

س:در تمام دنیا کاریکاتور مطبوعاتی کاربرد و جایگاه ویژه ای دارد.امروزه ما شاهد این هستیم که در حوزه روزنامه نگاری شاخه جدیدی به وجود آمده به نام روزنامه نگاری شهری که به طبع کاریکاتور مطبوعاتی هم به این سمت کشیده شده است.اما در ایران شاید هنوز کاریکاتور مطبوعاتی به کاریکاتوری گفته می شود که در مطبوعات منتشر شود و کمتر کسی به موضوعیت و تناسب زمانی و مکانی آن توجه دارد.دلیل این تفاوت چیست؟
یکی از دلایل اصلی این جریان عدم توجه به کاریکاتور مطبوعاتی و تفاوت آن با کاریکاتور نمایشگاهی از سوی کاریکاتوریست ها می باشد.دلیل دیگر هم آستانه صبر و تحمل پایین مسئولین است که با کوچکترین انتقادی دچار سوء تعبیر شده از کوره در می روند و این برای کاریکاتوریست ها و سردبیران نشریات که از قشر فرهنگی و هنرمند جامعه هستند مشکلاتی فراهم می کند.ضمن اینکه جایگاهی برای حمایت حقوقی و مالی از کاریکاتور مطبوعاتی وجود ندارد و دستمزد های بسیار پایین ، برخوردهای شدید و بی دلیل ، عدم تضمین شغلی و نگاه نادرست به این هنر باعث شده است که کاریکاتور مطبوعاتی در کشور ما از مسئولیت اصلی خود فاصله بگیرد و تبدیل به هنری خنثی شود.
س:این بی توجهی به کاریکاتور را چگونه می توان جبران کرد و توان و تحمل انتقاد پذیری مسئولین را بالا برد و افراد را به دیدن کاریکاتورهای انتقادی در مطبوعات عادت داد؟
مقداری از این کار بر می گردد به جرات و شهامت مدیران مطبوعات و خود کاریکاتوریست ها. در واقع یک کاریکاتوریست موفق و منتقد باید ریسک کند و فضا را کم کم برای حضور موثر خود آماده کند.تا مسئولین و جامعه پذیرای حضورش باشند.اینگونه سوءتفاهم ها و برخوردها مثل خطای داور در فوتبال بخشی از بازی است و وجود آن اجتناب ناپذیر است.نکته ی مهم دیگر اینکه در ایران نمی توان مانند کشور های دیگر روی شخصیت های سیاسی مانور داد. چون یکی از ارکان اصلی کاریکاتور مطبوعاتی در تمام دنیا کاریکاتور چهره است اما در ایران اصولا از لحاظ قانونی و شرعی کشیدن کاریکاتور چهره روحانیون ممنوع است و شاید همین نکته باعث می شود که کاریکاتوریست ها از کشیدن دیگر شخصیت های سیاسی غیر روحانی نیز پرهیز کنند!قبل از انقلاب هم کشیدن چهره ی شاه و امرای ارتش و خانواده سلطنتی ممنوع بود اما وزرا و روسای دیگر را می شد کشید.پس از انقلاب ما بدون محدودیت چهره ی تمامی مسئولین را کار می کردیم. در سال ۶۰ با وقوع جنگ و عوض شدن فضای سیاسی محدودیت ها خیلی زیاد شد و کاریکاتور چهره ی وزرا به هیچ وجه کار نمی شد. با پایان جنگ و عوض شدن حال و هوای کشور نه مثل قبل اما دوباره حرکت کاریکاتوریست ها آغاز شد و حتی یادم هست که خودم حدود سال ۶۹ یا ۷۰ کاریکاتور چهره ی یک وزیر را در ابرار کشیدم. این وقفه ی ۷ – ۸ ساله زمان جنگ هرچند قدیمی است اما من فکر می کنم امروز خود را نشان می دهد و اینکه ما می بینم کمتر کاریکاتوریست های ما دید ژورنالیستی و موضوعی دارند و کمتر ریسک می کنند شاید به همین خاطر باشد.
س:درسال ۷۷ با روی کار آمدن دولت اصلاحات و باز شدن فضای سیاسی کشور کاریکاتوریست ها مجال یافتند تا با شتاب بسیار زیاد در مطبوعات کار کنند.اما دو سه سال بعد و با توقیف دسته جمعی نشریات چپ این جریان خاموش شد.هم اکنون در دورانی به سر می بریم که کمتر کسی به خودش جرات می دهد انتقاد کند.به نظر شما چگونه می توان این اشکال را از بین برد؟
در چند سال اخیر چه در داخل کشور و چه در خارج از آن اتفاقتی زیادی بر کاریکاتور مطبوعاتی ایران تاثیر گذاشت از جمله ماجرای انتشار کاریکاتوری از پیامبر اسلام در دانمارک که اصولا کار مذمومی بود چون هدف کاریکاتور در نهایت صلح و آشتی و مهر و شادی است و توهین به مقدسات در آن جایی ندارد.در داخل کشور هم چند مورد کاریکاتور هایی منتشر شد که سروصدای زیادی به پا کرد و به نظر من به بی تجربگی آن کاریکاتوریست بر می گردد.این اتفاقات نگاه ها را نسبت به کاریکاتور مطبوعاتی تحت الشعاع قرار داد و این نگاه های نادرست و مشکلات بیشمار باعث شده که در بسیاری موارد کاریکاتوریست های مطبوعاتی دچار خودسانسوری شوند.به مرور این خودسانسوری انتقاد پذیری مسئولین را پایین تر می آورد و دوباره کاریکاتوریست مجبور است با اعتدال بیشتری طراحی کند و این جریان تا خنثی و بی استفاده شدن کامل کاریکاتور ادامه می یابد.
در واقع هیچ قانونی کاریکاتوریست را از کشیدن کاریکاتور افراد منع نمی کند و این تنها همان ترس و احتیاط زیاد از حد است که باعث این جریان شده است.من معتقدم هنوز می شود کار کرد و کاریکاتور کشید و حتی انتقادی و مطبوعاتی کشید به شرطی که واقعا هدف انتقاد باشد و سازندگی را به همراه داشته باشد.شیوه ی دید کاریکاتوریست باید صحیح باشد و با نگاه خودش و درست به موضوعات و معضلات توجه کند و آن ها را تحلیل و در کارهای خود منعکس کند نه اینکه به ابزاری برای تفکرهای دیگران تبدیل شود. یادم است تا دو سه ماه پیش از کودتای ۲۸ مرداد روزنامه ها و نشریات به شدت نسبت به مصدق اعتراض می کردند و کاریکاتورهایی چاپ می کردند که به شدت انتقاد آمیز و متاسفانه تاثیرگذار بود!
این نشان می دهد که کاریکاتور و ترکیب آن با مطبوعات بسیار ثمربخش است و اگر درست استفاده شود نتایج خوبی دربر خواهد داشت.