Vladimir Putin “We discussed this important issue yesterday over a beer...”

Barack OBAMA “You know, my faith is one that admits some doubt...”

سانسور مطبوعاتی و ادبیات سمبلیک

Posted by admin on دی ۳۰م, ۱۳۸۷ and filed under کاریکاتور، هنر منتقد. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0. You can leave a response or trackback to this entry

ماشاالله شمس‌‏الواعظین (محمود شمس) متولد ۲۸ خرداد ۱۳۳۶ در ناصرآباد لواسان از روزنامه‌نگاران با سابقه و صاحب نظر ایرانی است. او تاکنون چند جایزه بین‌المللی نیز دریافت کرده‌است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی از دانشگاه لبنان است و بر زبان‌‏های عربی و ایتالیایی نیز تسلط دارد.
بدون شک آنان که در سالهای اخیر جریان سانسور در مطبوعات و توقیف مطبوعات مختلف را پیگیری می کردند نام او را شنیده اند چراکه هم به عنوان مدیر مسئول بسیاری از نشریات توقیف شده و هم در قالب انجمن دفاع از آزادی مطبوعات با این جریانات همراه بوده است. وی همچنین در ماجرای تعطیلی روزنامه ایران به دلیل انتشار کاریکاتور مانا نیستانی از شخصیت های پیگیر بوده و به عنوان سخنگوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات بسیار سخنرانی و مصاحبه کرد.
علاوه بر این ها او یکی از معدود روزنامه نگاران ایرانی است که در وادی کاریکاتور و هنرهای تصویری ورود کرده و یکی از حامیان کاریکاتور می باشد و حتی در سال ۸۴ در فستیوال کاریکاتور عضو هیئت داوران بوده و به لحاظ حرفه ای و محتوایی در کاریکاتور مطبوعاتی به خصوص از کارشناسان معتبر به شمار می رود.
او موسس روزنامه های جامعه ، توس ، نشاط و عصر آزادگان می باشد که هم اکنون همه آن ها توقیف شده اند. یادداشت اختصاصی ماشاءالله شمس الواعظین برای “ایجا” درباره ی سانسور مطبوعات و کاریکاتور و راه تعدیل آن در زیر آمده است.
***

ماشاءالله شمس الواعظین

۱٫ پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا برخی کاریکاتور را که هنری آمیخته با انتقاد و اعتراض است ، بدون جنبه های انتقادی آن می خواهند. نه تنها کاریکاتور بلکه حتی خود نوشته های مطبوعات را و اصولا تمامی رسانه های تصویری نوشتاری و شنیداری را بدون انتقاد و اعتراض می خواهند و در واقعیت امر با خود مقوله ی انتقاد مخالفند. چراکه به زعم خودشان اگر مجال انتقاد و اعتراض باز باشد ، اوضاع خراب می شود و انتقادهای افراد برایشان نگران کننده خواهد بود و منافع آن ها را تهدید خواهد کرد.
البته این فضا همیشگی نیست. یعنی اینگونه نیست که در تمام اوقات مخالفت ها و جلوگیری ها مانع کار کاریکاتوریست و روزنامه نگار باشد و مقداری از این روند به برخورد ارباب جراید و خود روزنامه نگاران و کاریکاتوریست ها بر می گردد. برقراری خودسانسوری و پذیرش شرایط تحمیلی راه مناسبی نیست.اینکه افراد از عواقب چیزی که می نویسند یا کاریکاتوری که می کشند بترسند درست نیست.ببینید کاریکاتور یک اثر و مفهوم است و به یقین یکی از رکن های روزنامه نگاری در دنیای جدید است. دقیقا به همین دلیل است که در روزنامه ها و مطبوعات آزاد بعد از دوم خرداد به صورت ستون ثابت و قطعه ی جدانشدنی از مطبوعات در آمد. در تولید فراورده های ژورنالیستی به هم پیوستگی و تناسب زیبایی میان مطالب و آثار نوشتاری و گزینه ها و آثار تصویری و بصری برقرار است که موازنه و عمل به آن به دست سردبیر ایجاد می شود که به چه میزان از هر کدام استفاده کند. بنابراین اگر مطبوعه ای در اثر فشارهای سیاسی آرام آرام از مسئولیت اولیه خود در روزنامه نگاری فاصله می گیرد و از گزارشات و یادداشت ها و اخبار انتقادی خالی شده به سمت نوشته های خنثی و معمولی روی می آورد به مرور این کناره گیری و احتیاط خواه و ناخواه شامل تصاویر و در صدر آنها کاریکاتور نیز خواهد شد. در نتیجه مطبوعه فاقد جنبه های بالندگی خود خواهد شد. این چه از طریق سانسور تحمیلی حاصل شود چه از طریق خود سانسوری با هم تفاوت چندانی ندارند چون در نهایت این مخاطب و گیرنده ی پیام است که متضرر می شود و در می یابد که مطبوعات مورد دسترسش فاقد جنبه های انتقادی شده است.
۲٫ این جریانات همیشه تبعات و نشانه های خاص خود را دارد که یکی از مهمترین آنها تیراژ است چون زمانی که خواننده به لحاظ ژورنالیستی مطبوعه ای را ضعیف ببیند به سراغ آن نمی رود. به مرور تعداد خوانندگان آن نشریه کم و کمتر می شود و نشریه با یارانه ی دولت و کمک های آن اداره می شود که پر واضح است باید بیانگر نظرات و آراء دولت نیز باشد. فروش نشریه و در نتیجه اعتبار آن از بین می رود و تیراژ خود به خود پایین تر می آید و نهایتا روزنامه به زوال و سقوط می رود.هم اکنون ما مطبوعات زیادی داریم که به تعداد اندکی منتشر می شوند و به لحاظ اقتصادی اصولا صرفه ای ندارند و تعطیلی آن ها پر سودتر از انتشار آن ها است.
۳٫ برای خروج از این وضعیت باید نظام نامه ی حرفه ای را رواج بدهیم . مقاومت در برابر فشارهای سیاسی را افزایش دهیم. چون فشار های سیاسی همانند خود انتقاد حد و مرزی ندارند و هیچگاه بازنخواهند ایستاد و تعرض دولت ها به مطبوعات آزاد تا آنجا که مطبوعات را به بلندگویی برای ثناگویی و سپاس گویی و تعریف تمجید تبدیل کند ادامه خواهد داشت. اگر مطبوعات به این معادله تن بدهند به حیات خود ادامه خواهند داد اما بدون مخاطب و بدون موقعیت اجتماعی که اصل ترین عناصر در ژورنالیسم مکتوب و هر رسانه ی دیگری هستند و این باعث می شود که ما با بحران مخاطب و مخاطب سازی مواجه شویم.
در مقوله ی کاریکاتور ما با یک هنر روبرو هستیم. هرچند رسالت اصلی هنر زیبا کردن مفاهیم بزرگ برای مردم است اما نمی توان از یک هنرمند انتظار مبارزه های طولانی و طاقت فرسا را داشت. بهرحال شرایط و فضای سیاسی باید به گونه ای باشد که مجال مبارزه وجود داشته باشد. لذا راه کار دیگری که می توان به آن پرداخت استفاده از زبان سمبلیک است. ما در فرهنگ ایرانی بسیار استفاده از نمادها و اشاره ها و استعاره ها را دیده ایم. ادبیات سمبلیک نه تنها در نوشته ها و گزارشات و داستان ها بلکه در تصاویر و طرح ها هم قابل استفاده و قواعد آن قابل اجراست و در کار روزنامه نگاری و کاریکاتور مطبوعاتی بسیار راهگشا خواهد بود. با توجه به این شیوه راه های زیادی برای انتقاد و اعتراض به مشکلات و معضلات به صورت غیر مستقیم و بدون دادن بهانه به مخالفان سنت انتقاد در دسترس است. بهانه گیری از مطبوعات در همه جای دنیا بسیار امر معمول و فراوانی است. در همین انتخابات آمریکا سی دی هایی که بر علیه اوباما پخش شد مورد اعتراض بسیاری از مقامات قرار گرفت. بهانه گیری از مطبوعات به قدمت خود مطبوعات است. چه در جهان مدرن و آزاد و دمکراتیک و چه در کشورهای دارای محدودیت ها و فشارهای سیاسی. بنابراین ما فارغ از مرزبندی ها باید به دنبال راهی باشیم که اولا در هر شرایطی به وسیله آن مطبوعات بتوانند آزادانه حرف خود را بزنند و دوم اینکه پایدار بمانند.
این راهکار از طریق تعریف ادبیات سمبلیک در عناصر سه گانه ی تصویر ، اثر نوشتاری و کاریکاتور قابل دسترسی می باشد. ادبیات سمبلیک بیان مجازی مسائل است و کاریکاتور در واقع بیان کج و معوج رفتارهای مسئولین و نهادهاست که در حوزه های عمومی مسئولیت و موقعیت اجتماعی دارند. باید اینگونه گفت که اشاره به مشکلات ، سهل انگاری ها و کم کاریهای مسئولین اگر به صورت مستقیم باشد باعث آسیب دیدن کاریکاتوریست و به تبع نشریه مربوطه می گردد حال آنکه استفاده از زبان و ادبیات سمبلیک هم رسالت ژورنالیستی مطبوعات را برآورده می کند و نیز تضمین کننده ی دوام و عمر آنها است و هم کاریکاتوریست را از تعرض نهادها و مسئولین و دولت ها مصون نگاه می دارد.
۴٫ البته این استفاده از زبان سمبلیک نباید به عمد یا غیر عمد باعث رنجیدن اقلیت ها و قوم های کشور شود. ما در روزنامه نگاری اصلی داریم که وظیفه روزنامه نگار را حفظ سنت ها و آیین های ملت ها و اقوام و احترام به آنها معرفی می کند. در اینجا ما دیگر به برخورد دولت و یا اعتراض مسئولان کاری نداریم. بلکه دریافت کننده ی پیام و مخاطب مطبوعات است که کاریکاتور را توهین به فرهنگ و موجودیت خود می پندارد. همانطور که روزنامه نگاران از مسئولین انتظار دارند در صورت انجام عمل نادرست از مردم عذرخواهی کنند ، خودشان نیز باید به حقوق ملت احترام بگذارند.
هدف این نیست که جامه ی تقدس بر تن ملت کنیم و همانند روشنفکران همیشه دولت و حکومت را بد و ملت را خوب و مقدس بدانیم و در نتیجه ملت ها همیشه عوام و دولت ها همیشه ستمکار و سرکوب کننده به نظر برسند! این وظیفه روزنامه و روزنامه نگار است که تفکرات بی اساس و عوامانه را نقد کند و همچنین از زیر پا گذاشتن حقوق ملت توسط دولت جلوگیری کند.
۵٫ مبحث جدیدی که امروزه در روزنامه نگاری مطرح است روزنامه نگاری اینترنتی می باشد که هرچند در آن با مشکل مخاطب و درصد همه گیری پایین تری روبرو هستیم اما به دلیل فضای بازتر سیاسی و حساسیت های کمتر می توان به عنوان گزینه ای مناسب و اغواکننده به آن نگاه کرد. چون آنچه در موفقیت و بقای یک نشریه موثر است علی رغم مخاطب ، فضای باز و دمکراتیک آن نیز می باشد که در اکثر موارد به رکن اول ارجحیت دارد چون اگر نشریه ای خوب کار کند و در چاپ کاریکاتور و مطالب و تصاویر ملاحظه قدرت را نکند به هر طریق مردم به سراغ آن می روند و نهایتا آن را برمی گزینند.کاریکاتوریست ها می توانند از این فضا و امکانات آن استفاده کنند کمااینکه برخی هم اکنون به این فکر افتاده اند.
۶٫ آنچه مسلم است هر کسی اعم از دانشجو ، استاد ، نویسنده ، فیلمساز ، هنرمند و روزنامه نگار و هر کسی دیگر در هر حرفه ای که باشد مسئول هویت و جایگاه خودش است و وظیفه دارد حرفه و حقوق حرفه ای خودش را اثبات کند. در زمینه کاریکاتور نیز اینچنین است. کاریکاتوریست باید با توجه به معیارهایی که برای این هنر مطرح است رسالت خود را انجام دهد و اگر فضا مناسب آن نیست ، حداقل نفس هنر خود را برای روزهای بهتر حفظ کند. تاریخ اثبات کرده که هرگز هیچ شرایطی پایدار نیست.
کاریکاتوریست ها در حال حاضر از دنیای حرفه ای فاصله گرفته اند و دچار ضعف و تنبلی شده اند. این به معنای شانه خالی کردن از مسئولیت است و به نظر می رسد زمان آن است که به عنوان یک هنرمند حرفه ای تمامی کاریکاتوریست هایی که دغدغه ی این هنر را دارند به کار خود و طراحی هایشان ادامه دهند و دست از کار نکشند. به جای پرداختن به مخاطب سازی و دیگر کارهایی که شرایط فعلا اجازه آن را نمی دهد به کار حرفه ای روی آورند و به لحاظ هنری خود را قوی سازند تا مبادا این هنر از بین برود و حتی اگر روزی شرایط بهتری محیا شود دیگر کاریکاتوریستی نباشد تا کاریکاتور مطبوعاتی بکشد.

Leave a Reply

Advertisement 250x250 ad code to be displayed on the inner pages