عرفی شدن حاکمان

انتشار این مطلب در بالاترین

دستاورد مهم دوران خاتمی

اسحاق راستی

درباره دستاوردهای دوره اصلاحات و به عبارتی دولت خاتمی تاکنون سخنان و نوشتاری فراوان بیان و نوشته شده است و طبیعی است که نقدهایی نیز در این خصوص شده و می شود. خصوصاً با نزدیک شدن به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و مطرح شدن دوباره نام خاتمی بار دیگر این بحث و نقدها رو به فزونی خواهد گرفت. اما نگارنده در این نوشتار سعی می کند در خصوص یکی از دستاوردهای مهم و اساسی دوم خرداد و رویه آقای خاتمی در دوران هشت ساله شان اشاره کند و آن عرفی شدن مسئولان و حاکمان در طول آن سالها بوده که همچنان با توجه به عدم میل اقتدار گرایان و محافظه کاران ادامه دارد.
نگاهی تاریخی به کشورمان یک واقعیت را نشان می دهد که ایجاد قدسیت برای ساکنان عرصه حکومت یکی از پیامدهای عینی حضور و نقش کیش و آیین در قلمرو ملک داری بوده است. تعدد حضور عناوینی همچون ضل الله، قبله عالم، اعلیحضرت قدر قدرت، سلیمان حشمت، مظهر فیوضات ربانی و… در متون تاریخی، سیاسی این سرزمین گواهی بر این مدعاست. البته این که پیامدهای حاشیه امنیتی زمامداران که ناشی از این قدوسیت مجازی بوده است، دست آنها را در انجام دادن بسیاری از اقدامات نه چندان تامین کننده به منافع ملی باز گذاشته که نیاز چندانی به توضیح ندارد.
اصل خطا پذیری تمامی انسان ها به جزء چهارده معصوم از یکسو و تجربه تاریخی خطاهای عمدی و سهوی حاکمان در طول تاریخ حیات جمهوری اسلامی ضرورت برنامه ریزی برای ایجاد پدیده ای به نام عرفی شدن حاکمان را مطرح می سازد.
یکی از بارزترین ویژگی های آقای خاتمی نوآوری و روش های کارآمد بود که موفقیت هایی برای او به ویژه در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد ۱۳۷۶ رقم زد. در واقع آقای خاتمی با نوآوری خود در حوزه گفتمان سیاسی که به صورت صریح و ضمنی حوزه های دیگر را نیز در بر می گرفت، توانست نظر بسیاری را که از وضع موجود چندان راضی نبودند، جلب کند.
روش های کارآمد آقای خاتمی و شیوه رفتار با مخاطبان، انتخاب مخاطبان، نحوه سخن گفتن با آنها، گزینش واژه ها و مکان ها و زمان ها برای ارتباط گیری با مخاطبان و حتی نحوه پوشش و نگاه کردن و چهره آرایی را در بر می گرفت. اقدامات نوین خود آقای خاتمی در مدت تبلیغات انتخاباتی و همچنین در قامت یک رییس جمهور از یک طرف و نیز انتقادها و در مواقعی شیوه و حجم حملاتی که به ایشان در دوران های انتخاباتی و همچنین دوران ریاست جمهوری اش گردید، باعث عرفی تر شدن مقام رییس جمهور در ایران را به دنبال داشت. زیرا قبل از آن در تریبون های رسمی و در محافل نقد و انتقاد رییس جمهور را مخالف با پیامبر اکرم می دانستند و حتی بعضی ها در فلان شهر دور افتاده مثلاً مخالف با مسئول اداره ای را بطور پلکانی به مخالفت با پیامبر و یا نقد و انتقاد از یک امام جمعه شهری را نیز مخالف با امام زمان اعلام می کردند. به همین جهت بود که خود آقای خاتمی در موضوعات مختلف در نوع سوال کردن و مخاطب قرار دادن رییس جمهور چه به صورت حضوری و چه به صورت غیرمستقیم، چنان از سعه صدری برخوردار می شد که به درستی در جایی گفته بود که هیچ مسئولی نیست که بعد از انقلاب به اندازه من مورد انتقاد واقع شده باشد. لذا رویکردهای نوین شخص خاتمی در کنار اقدامات رقبایش در انتقاد از وی و در موارد حمله به ایشان، تغییر نسبی روابط مقام رییس جمهور با طبقات مختلف مردم را موجب شد که همه این روش ها در نگاهی منصفانه باعث عرفی شدن بخش و سطح قابل توجهی از حاکمان و مسئولان گردید.
همین پاسخ ها و شیوه های پاسخ گویی ایشان به سوالات در جلسات نمایندگان قشرهای مختلف جوانان و دانشجویان و نوع جملات و گفتمانی از این دست میان جوانان و رییس جمهور دارای ویژگی های قابل تامل غیر کلیشه ای و غیر رسمی بودن آن را نشان می داد. در واقع آقای خاتمی با این شیوه پاسخگویی از جایگاه برتریت تاریخی مقام سیاسی در مقابل مخاطبین پایین آمده و در یک نشین هم سطح مخاطب یا در واقع پرسشگر خود را مورد خطاب قرار می داد و به عبارتی دیگر رییس جمهور رابطه سخنران – شنونده که رایج و سنتی بین مقامات سیاسی با مردم را به رابطه پرسشگر و پاسخگو تغییر می داد و از برخورد از یک موضع برتر برای زدن حرف نهایی خودداری می کرد.
بهرحال با اینکه در ابتدای این نوشتار به این مسئله اشاره شده که علیرغم میل اقتدار گرایان این چنین رویه هایی تقریباً اینک نیز حاکم شده اما تداوم چنین روش ها و شیوه ها در کشورمان ضروری است که تجربه تاریخ ایران زمین نشان از آن دارد که در موارد و مقاطع زمانی مکرر پدیده هایی شکل گرفته اند که غیرقابل برگشت تصور می شده اند، اما همین پدیده ها در شرایط زمانی و مکانی متفاوت به راحتی از بین رفته اند که از جمله تجربه چندین بار پیدایش فضای سیاسی و مطبوعاتی در یکصد سال گذشته کشورمان می باشد. همچنین روابط انسانها با یکدیگر و نوع ارتباط گیری آنها نه تنها از طریق گفت و گو و کلمات بلکه در یک بستر وسیعی از نمادها و سمبل ها شکل می گیرد. از این رو این شیوه باید به حوزه هایی وسیع تر از گفتار و ارتباط های رایج گسترش داده شود و در واقع نهادینه شدن آن با ایجاد تغییراتی در سیمای کلی نخبگان سیاسی و عادی سازی آنها میسر خواهد شد.
توضیح بیشتر اینکه قدوسیت از یک طرف باعث می شود که مقام های سیاسی رفتار، گفتار، وا‍ژه ها و نمادهای کلیشه ای داشته باشند و از طرف دیگر همین وضعیت غیرعادی بودن و ابهام جنبه های عادی تر و غیر رسمی تر شخصیت مقامات سیاسی را برای توده مردم نیز به دنبال می آورد. به همین جهت حفظ عرفی شدن حاکمان و حذف قدوسیت آنان که یکی از دستاوردهای مهم دولت آقای خاتمی و خود ایشان بوده که نیاز به آگاهی،‌ آموزش و تکرار این مفهوم در عرصه های رسانه ای و عمومی دارد.
سهل انگاری در این خصوص، این دستاورد مهم را از بین خواهد برد که متاسفانه نمونه هایی از آن را در دولت نهم نیز مشاهده می کنیم که نقد و انتقاد این دولت را مخالفت با ارزشها اعلام می کنند و برای مسئولین این دولت نوعی قدوسیت قائل می شوند.
بعضی ها صراحتاً این دولت را تایید شده امام زمان اعلام می کنند و در ابتدای شروع به کار مجلس هفتم نیز آقایی نمایندگان مجلس هفتم را تایید شدگان ولی عصر شمرده که طبیعی است بکار بردن چنین واژه هایی دوباره باعث رواج نوعی قدوسیت برای حاکمان خواهد گردید.

نظر دادن

شما ميتوانيد از اين تگ ها استفاده كنيد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <blockquote cite=""> <code> <em> <strong>


ثبت نام آسان  در سیستم تبلیغات کلیکی وبسایت ماهنامه تحلیلی خط مهر ایته پیله سایت وب سایت اصلی دکتر شریعتی مجله بخارا همشهری آن لاین

فرشید قربانپور - سه رنگ مهدی بازرگانی - آزادی خجسته آزادی فرشته رضایی - بی سببی بابک مهدیزاده - کافه اتوپیا آرش بهمنی - مرثیه های خاک نعمت الله اکبری - فریاد ژخ سهیل سجودی - جبران ناپذیر