ساموئل بنجامین و صدرالسلطنه

انتشار این مطلب در بالاترین

مهدی بازرگانی : سالها پیش در عصر ناصرالدین شاه یک نویسنده نقاش پژوهشگر از آن طرف سرزمین های دور، از ینگه دنیا به ایران آمد. مردی با سیبیل های کشیده و نگاهی آکنده از هوشی سرشار. او کسی نبود جز ساموئل گرین ویلر بنجامین که نامش به عنوان نخستین سفیر ایالات متحده در ایران در تاریخ ثبت است.
ساموئل بنجامین در ۱۳ فوریه ۱۸۳۹ میلادی در ارگاس در یونان به دنیا آمد. او زیر نظر پدرش مطالعاتش را شروع کرد، تحصیلاتش را در ایالات متحده به پایان برد. او یکی از پنج فرزند خانواده ای مذهبی از مسیونرها بود. در جوانی روزنامه نگاری، نویسندگی و سیاست را همزمان تعقیب می کرد. فعال و خوش ذوق بود و علاقه اش او را به همه جا می کشاند. و اینها کافی بود تا پرزیدنت آرتور او را برای ماموریتی سنگین از فرسنگها مسافت به سرزمین دیرینه پرشیا یعنی همان سرزمین گل و بلبل بفرستد. در واقع او اولین دیپلمات امریکایی بود که می بایست از راز و رمزهای سیاست و جامعه ایرانی سردر بیاورد.
البته او تنها سیاستمدار نبود و بیش از اینکه به عنوان یک رجل سیاسی در امریکا مطرح باشد، یک شخصیت فرهنگی بود. مدتی ویراستاری در مجله را تجربه کرده و کارهای مصور در مجله نیوز توجه بسیاری را به خود جلب کرده بود . علاوه بر این، رییس جامعه نویسندگان امریکایی، یکی از اعضای فرزندان انقلاب، عضو باشگاه هنر بوستون، عضو اتحادیه هنر آزاد امریکایی و بسیاری نهادها و موسسات دیگر بود و وقتی به ایران آمد همه این نشانها و افتخارات در نگاهش آشکار بود. سال ۱۸۸۳ ایران میزبان مستر بنجامین بود و تا سه سال بعد او در ایران ماند.
آثار ادبی بنجامین بسیار است و موضوعات گوناگونی را در برمی گیرد. از میان آنها “ایران و ایرانیان” و “قصه ایران” دو کتابی است که به موضوع ایران عصر ناصرالدین شاه می پردازد. توصیف ها و تحلیل های دقیق او هنگامی که از جامعه ، فرهنگ و مردم ایران صحبت می کند، جدای اینکه نشان از هوش و ذکاوت فراوان او دارد؛ وقتی در مقام مقایسه برآییم ما را متوجه فقدان یک چنین دیپلمات های زیرک و آموزش دیده ای در سیاست کشور خودمان می کند. شاید بهترین نمونه برای مقایسه همان حاجی صدرالسلطنه باشد که ناصرالدین شاه پس از بنجامین او را به عنوان اولین سفیر ایران در امریکا راهی واشنگتن می کند. ماجرای او در آنجا آنقدر مضحک بود که تا مدتها سوژه روزنامه ها و مجلات امریکایی باشد و ناصرالدین شاه در مقام تحسین آنها لقب حاجی واشنگتن را به او بدهد. اینگونه گذشت که بر ملت و کشور ما آن آمد و بر آنها که بنجامین سخنگویشان بود، آن. سرگذشت بنجامین و حاجی واشنگتن در واقع نمادی از برخورد کاریکاتورگونه ما با تجدد غربی و شمایی از برخورد کنجکاوانه ی آنها با تمدن و فرهنگ شرقی است.
از اینجاست که می فهمیم چرا هیچ گاه غرب شناسی در اینجا شکل نگرفت ولی شرق شناسی یک رشته مطالعات منظم و دقیق بوده که بسیاری از پژوهشگران روی آن تمام عمر و زندگی خود را گذاشته اند. حال چه حاصل این مطالعات استعمار بوده باشد یا هرچیز دیگر، این از ارزش آنها به هیچ وجه کم نمی کند.
مطالعات شرق شناسان در تاریخ و فرهنگ و فولکور و ادبیات ما می تواند چراغی باشد برای ما و نقطه آغاز راهی دوباره. راهی که شرق را به غرب پیوند می دهد و فکر را به فکر. راهی که طالب آن گوهر حقیقت را می جوید نه صدف و شن و ریگ کف دریا را.

در این پرونده مطالبی در باب مقایسه ی اولین سفیر آمریکا در ایران و اولین سفیر ایران در آمریکا آمده است.برای دیدن باقی مطالب روی نام پرونده کلیک کنید.
منابع:
۱)Dictionary of Literary biography
2)http://quert.nytimes.com

نظر بسته شده اند


ثبت نام آسان  در سیستم تبلیغات کلیکی وبسایت ماهنامه تحلیلی خط مهر ایته پیله سایت وب سایت اصلی دکتر شریعتی مجله بخارا همشهری آن لاین

فرشید قربانپور - سه رنگ مهدی بازرگانی - آزادی خجسته آزادی فرشته رضایی - بی سببی بابک مهدیزاده - کافه اتوپیا آرش بهمنی - مرثیه های خاک نعمت الله اکبری - فریاد ژخ سهیل سجودی - جبران ناپذیر