دو سطح جنبش دوم خرداد

انتشار این مطلب در بالاترین

سید محمد سید رئیسی


برای تبیین جنبش دوم خردادی می توان به دو سطح اشاره کرد:
نخست علل جنبش یعنی چه عللی به رخداد جنبش دوم خرداد منجر شده است؟
و دیگر تداوم؛ یعنی به چه عللی این جنبش تداوم یافت؟
در بحث علل ایجاد جنبش می توان از عللی چون فرایند نوسازی در ایران، تغییر گفتمان سیاسی و… نام برد.
اما از علل تداوم جنبش می توان از عواملی چون: حمایت طبقه متوسط مدرن، ائتلاف گروههای سیاسی، حمایت جنبش های خرد اجتماعی، رشد مطبوعات در حوزه مدنی و… یاد کرد.
برای بررسی علل جنبش باید به گذشته برگردیم. ایران در نیمه دوم قرن ۱۹ به دلایل ساختاری و اجتماعی زیر چون: تمرکز قدرت در نظام استبداد شرقی، ضعف مالکیت و طبقات اجتماعی نتوانست به نوسازی دمکراتیک دست پیدا کند و بنابراین از مسیر نوسازی محافظه کارانه یا انقلاب از بالا قرار گرفت. حتی انقلاب مشروطه با ائتلاف اشرافیت زمین دارو تجار نتوانست نوسازی از بالا را چون ژاپن و آلمان انجام دهد.
نوسازی دولت مطلقه پهلوی نیز دو پیامد اصلی برای جامعه ایران داشت.
۱- تضعیف طبقات ماقبل سرمایه داری و جامعه سنتی. ۲- ایجاد جامعه توده ای.
این پیامدها در روند تحولات سیاسی بعدی چون انقلاب اسلامی موثر واقع شد. از سوی دیگر ایران از قرن ۱۹ به بعد چهار گفتمان سیاسی تاکنون پشت سر گذاشته است.
۱- گفتمان پاتریموینالیسم سنتی. ۲- گفتمان مدرنیسم پهلوی. ۳- گفتمان سنت گرایی ایدئولوژیک. ۴- گفتمان دمکراسی.
دو گفتمان اول در رژیم های گذشته و دو گفتمان متاخر پس از انقلاب اسلامی شکل گرفته است. اکنون پس از تبیین دو عامل پیدایش یعنی فرایند نوسازی و تغییر گفتمان سیاسی می توان به عوامل داخلی دیگر چون: گسترش طبقه متوسط جدید و روشنفکران، شکل گیری تشکل های مدنی، اندیشه پپورالیسم دینی و عواملی خارجی چون فشار فرایند جهانی شدن در دهه اخیر اشاره کرد.
خواست طبقات متوسط جدید شامل: تاکید بر هویت و سنت های ملی ایران، منع دخالت روحانیون در سیاست،‌ وضع نظام قانون اساسی جدید به شیوه اروپایی، تاسیس نهادهای سیاسی براساس حاکمیت ملی و ایجاد مبانی دولت مدرن بحای دولت های سنتی و کاریزماتیک بود.
این طبقه حامل ایدئولوژی لیبرالیسم، سکولاریسم و مدرنیسم بود. با تغییر فضای سیاسی کشور پس از دوم خرداد و ظهور گفتمان های تازه به ساخت سیاسی که به جای وحدت، ایمان و سنت بر مفاهیمی چون حقوق بشر، دمکراسی و جامعه مدنی تاکید داشت. طبقه متوسط جدید به پایگاه اجتماعی جنبش بدل شد. این طبقه تمام تلاش خودش را برای تبدیل سیستم حاکم به نوعی دمکراسی محدود یا شبه دمکراسی انجام داد. اما با واکنش ضد اصلاحی روبرو گردید. محافظه کاران بلوک قدرت توانستند با استفاده ساختار قدرت، سازماندهی نیروها، قابلیت بسیج پذیری توده یا در غیاب یک جامعه مدنی نیرومند، فشار بر طیفی از نخبگان جنبش را با مواضع اساسی روبرو سازند. بنابراین جنبش پوپولیستی اصلاحات با ایدئولوژی موعد گرایی دچار توقف گردید.
به گفته حمید رضا جلالی پور “اگر مخالفان جنبش اصلاحات در آینده بتوانند جنبش را متوقف کنند پیروز میدان نخواهد بود زیر نیروهای “هویتی” جنبش های خرد اجتماعی در شرایطی که ساز و کارهای مردم سالاری در جامعه قوی نیست در جامعه آزادی شدند و پیش بینی عواقب مهیب آن ممکن نیست.” سعید حجاریان با تجدید دیدگاه خویش در ایران اصلاحات به چارچوب زیر رسیده است. او می گوید:‌ “نگاه من بیشتر به پروسه ها معطوف است تا ساختارها، تحول در پروسه ها آسان تر و کم هزینه تر است. می توان پروسه های تصمیم سازی و تصمیم گیری را تغییر داد و منتظر آثار آن در ساختار نشست. تغییرات ساختار خواسته ای سنگین است، تعمیم ذهن بر عین است.”

نظر دادن

شما ميتوانيد از اين تگ ها استفاده كنيد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <blockquote cite=""> <code> <em> <strong>


ثبت نام آسان  در سیستم تبلیغات کلیکی وبسایت ماهنامه تحلیلی خط مهر ایته پیله سایت وب سایت اصلی دکتر شریعتی مجله بخارا همشهری آن لاین

فرشید قربانپور - سه رنگ مهدی بازرگانی - آزادی خجسته آزادی فرشته رضایی - بی سببی بابک مهدیزاده - کافه اتوپیا آرش بهمنی - مرثیه های خاک نعمت الله اکبری - فریاد ژخ سهیل سجودی - جبران ناپذیر