جنبش مدنی ایران و اصلاحات

انتشار این مطلب در بالاترین

رضا صالح جلالی*


از میانه‌ی حکومت قاجار تاکنون هر ده تا بیست سال یک جشن ضد استبدادی و استعماری از سوی ملت ایران تجربه شد. مقاومتی که نتیجه نوعی خود آگاهی سیاسی جهت کسب حقوق مدنی و هویت فرهنگی بود، در مقابل ساختار و نیروهایی که مانع دستیابی به حقوق مدنی بودند. این جنبش های مدنی به منظور رسیدن به آزادی، حاکمیت قانون، امنیت، حقوق شهروندی، آبادی،‌ رفاه و عزت کشور بود. و علت ظهور آن خودآگاهی جامعه در اثر گسترش تحصیل، آموزش، زندگی شهری و تحولات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی صنعتی و شکافهای گوناگونی که همواره جامعه ایران را رنج می داد، بوده است. این شکافها احساس محرومیت را در قشرها و طبقات مختلف اقتصادی، سیاسی، قومی و جنسی افزایش داده و زمینه ای برای ظهور جنبش های اعتراضی و مدنی بوجود آورد. مشروطیت، جنبشی مدنی جهت محدود کردن اختیارات مطلق شاه، تدوین قانون اساسی، قانونمند کردن روابط دولت- ملت، مشخص کردن حقوق شهروندی شهروندان بود.
اولین مقاومت جدی جنبش مدنی در برابر استبداد خشن قاجاری با به توپ بستن مجلس رنگ باخت. جنبش مدنی نوعی دگرگونی کیفی در میان لایه های مختلف ملت ایران به منظور تحول کیفی و ساختاری در کلیت ساختار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران است که با مشروطه رسمیت یافت و هیچگاه متوقف نگردید. اگر چه سرعت این تحول در مقاطعی به عللی کند یا تند شد با افول مشروطه در عصر رضا شاه،‌ با مقاومت شکننده روشنفکران، علما،‌ شاعران و نویسندگان، جنبش مدنی به حیات همزمان خود ادامه داد و با خروج رضا شاه این جنبش به صحنه آشکار سیاست پا نهاد و در حوزه مدنی گسترش یافت. و در دهه بیست پیشرفت چشم گیری داشت.
تشکیل اصناف، اتحادیه ها به ویژه در میان کارگران صنایع نفتی که بازدیدی موثر برای احزاب شد و در حوزه‌ سیاست جنبش به اوج کوشش های ضد استعماری رسید. فعالیت گسترده نیروهای روحانی، جبهه ملی، حزب توده و… علیه استعمار و شعار حاکمیت قانون اساسی مشروطه با کیفیتی عالی تر از دوره مشروطه رخ نمود.
به عللی پیشتازان جنبش مدنی بعد از رسیدن به قدرت سیاسی پراکنده شدند. یا در ساختار فاسد حاکمیت استحاله شدند و یا قادر به تغییر ساختار فاسد نبودند. با شکست جنبش ملی شدن نفت که یکی از مصادیق جنبش مدنی ایران است، جنبش مدنی دوباره زیرزمینی شد و مقاومت خود را در مقابل استبداد و استعمار از طریق احزاب، مبارزات دانشجویی، اعتراضات کارگری و صنفی و مخالفت های پراکنده توسط روحانیت، معلمان و دیگر اقشار پی گرفت.
در هر فرصت سیاسی مناسب این جنبش بسان کوه یخی از دل اقیانوس جامعه ایران خودنمایی می کرد. عناصر مذهبی جنبش بعد از کودتای ۲۸ مرداد، با انسجام و نگاهی نو از دین فعال تر شدند. اعتراض شدید امام خمینی(ره) در ۱۵ خرداد ۴۲ به انقلاب سفید شاه و مقاومت نیروهای دانشجویی، مذهبی در برابر استبداد و استعمار، جنبش مدنی ایران را در سطحی آشکارتر و عالی تر قرار داد. در دهه بعد بیشترین انرژی جنبش مصروف فعالیت های فرهنگی و هنری شد. دانشگاهها به بستری مناسب برای بروز اعتراض های سیاسی تبدیل شدند.
در ابتدای دهه پنجاه نیروی جوان جامعه، احتیاط سیاسی نسل قبلی را بر نتافت و انرژی خود را به سوی فعالیت های چریکی سوق داد و به مدت یک دهه جریانات چریکی به مبارزه با استبداد و استعمار پرداختند. ظهور چهره هایی چون دکتر شریعتی و مرتضی مطهری در فضای دانشگاهها و مراکز مذهبی و تربیت و پرورش نیروهای جوان دارای انگیزه، در سال های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ جنبش مدنی ایران را به طور غیر مترقبه ای توسعه داد. با تمرکز نیروها و هدف گیری سرنگونی استبداد پهلوی به رهبری امام خمینی، انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از مصادیق در اوج جنبش مدنی ایران به پیروزی رسید. کالبد شکافی شعارها و اراده ملت ایران در آن سالها و تثبیت غیرقابل انکار سه شعار اصلی «آزادی»، «جمهوریت و اسلامیت»، «استقلال» موید حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و مشروعیت و مقبولیت حکومت از جانب ملت ایران است.
اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به ویژه اصل ۵۶، «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچکس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار می دهد و ملت ایران این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می آید اعمال می کند.» موید ادعای فوق است.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، جنبش مدنی ملت ایران به اوج اعتلای سیاسی خود دست یافت. بعد از پیروزی به عللی نیروهای پیشتاز دچار تشتت شدند. اما اصل مقاومت در برابر انحصار قدرت از سوی نیروهای درون قدرت و حاکمیت و نیروهای خارج از حاکمیت در محیط های دانشگاهی و مراکز مذهبی از طریق روشنفکران،‌ روحانیون، احزاب، اصناف پیگیری شد. ساختار اقتصادی و فرهنگی پیش از انقلاب با پیروزی انقلاب اگرچه بسیار محدود شد اما به علت ریشه داشتن در ساختار تاریخ ایران، فعال بود و توانست زمینه رشد جنبش های مستقل و مدنی را تا حدودی محدود کند. توانایی نیروهای مدنی خارج از قدرت در پیشبرد اهدافشان محدود شدند. اما زمینه بهره برداری در جامعه هم به طور عینی و هم به طور ذهنی برای توسعه جنبش مدنی وجود داشت. مشکلات تشکیلاتی و آرمانی نیروهای خارج از قدرت و فضای تنگ سیاسی امکان رشد نهادهای مستقل سیاسی را محدود کرد.
اغلب مطالبات و تضادها گاه به اعتراضاتی بدل می شد که به سرعت خاموش می شد، اما در حوزه سیاسی، جنبش آزادیخواهانه مردم از حوزه مدنی سر برآورد و از «اصلاحات» سخن گفت. این اتفاق هم برای «جنبش آزادیخواه مردم» و هم برای جریان «اصلاحات حکومتی» امری مبارک بود. رابطه این دو، چند سالی، رابطه ای همزیستانه بود. زیرا هریک برای حضور و گسترش خواست های خود به دیگری نیاز داشت. به این ترتیب جنبش مدنی ایران در این دوره یکی دیگر از مصادیق آشکار خود را در قالب جنبش دوم خرداد یا جنبش اصلاحات یافت.
جنبش مدنی ایران که از مشروطه تا به امروز با فراز و فرودهای فراوان و به صور مختلف خود را نمایان کرده و با توجه به شرایط و اوضاع مشخص هر دوران با آرمان ها و مبارزات مقطعی مختلف در آمیخته و رنگ و بوی آنها را به خود گرفته و خواسته های تاریخی خود را به تن آن ها پوشانیده است. این جنبش ضد استبدادی و آزادیخواهانه گاه در کنار سلطنت مشروطه، گاه در کنار ناسیونالیسم و گاه در کنار جمهوری خواهی به حیات رو به توسعه خود ادامه داده است.
جنبش اصلاحات مبنای حرکت سیاسی خود را آگاهی از جنبش ضد استبدادی و آزادی خواهانه مردم ایران و وسعت و عمق مطالبات سرکوب شده و پاسخ نیافته مردم قرار داد. و توانست به طور نسبی، جنبش مدنی را با خود همراه کند. و به نوعی تلاقی تاریخی میان خواست سیاسی و فرهنگی اصلاحات و جنبش مدنی که خواست طبیعی مردم است ایجاد گردید. و این وضعیت تا خرداد ۸۴ ادامه یافت. آبشخور فکری اصلاحات جنبش نوگرای دینی بود که از ابتدای قرن شکل گرفت و در سال های قبل از انقلاب به کوشش بازرگان، طالقانی، مطهری و شریعتی به اوج خود رسید و منجر به پیروزی انقلاب اسلامی ایران گردید.
ورود روحانیت سنتی به عرصه قدرت سیاسی و مخالفت آنها با روحانیون و روشنفکران نوگرا، به تدریج منجر به حذف نیروهای عرفی، سپس ملی مذهبی و در نهایت نیروهای اصلاح طلب درون حاکمیت گردید.
بنابراین باید میان جریان اصلاح طلب حکومتی و جنبش مدنی ایران که همچنان خود را در فعالیت های سیاسی اجتماعی جوانان، دانشجویان، زنان، کارگران، معلمان، هنرمندان و دیگر اقشار ایران نمایان می کند، تمایز قایل شد. جنبش مدنی ایران، کوشش گسترده ولی غیر هماهنگی برای دستیابی به حقوق شهروندی و کسب آزادی و دموکراسی است. این جنبش از نوع جنبش های نوینی است که نیروهای آن غیرمتمرکز و شناور، ولی مستمر و جهت دارند. جنبش مدنی ایران نه دارای ساختار منسجم و نه صاحب رهبری و سازمان معینی است که بتواند نسبت به تمایلات سیاسی رویکردی استراتژیک اتخاذ کند. این جنبش مجموعه ای از فعالیت های نامنظم گروه ها و احزاب پراکنده و غیر منسجمی است که در شرایط اختناق به سهولت تجزیه می شوند، و برای بروز خواست های خود تمایلی به رویکردهای مخاطره آمیز ندارد. مگر در شرایط غلیانی. انتخابات ریاست جمهوری در سال ۷۶ و انتخابات مجلس ششم در سال ۷۸ این فرصت کم مخاطره را برای مردم فراهم آورد.
جریان اصلاحات حکومتی در جمهوری اسلامی،‌ کوشش جمعی بخش هایی از نیروهای پیروز انقلاب بود که خواستار آزادی های سیاسی و اجتماعی در محدوده قانون اساسی جمهوری اسلامی بودند. آزادی هایی که به عقیده اصلاح طلبان در قانون اساسی معطل مانده و به علل مختلف تحقق نیافته بود. هدف این جریان هم رفع محدودیت های مختلف مدنی و سیاسی بوجود آمده بود و هم حفظ مشروعیت نظام و تداوم بخشیدن به آن بر اساس روابط نوین و منطبق با نوگرایی دینی.
بنابراین اصلاح طلبی بخشی از جنبش وسیع تری بود که نیروهای سیاسی مختلف برای هدایت آن به تلاش مشغول بوده و هستند. در جنبش دوم خرداد گاه افرادی از اصلاح طلبان از مردم پیشی گرفتند و راهکارها و اندیشه های نوینی فرا روی مردم و همفکران خویش در دولت قرار دادند و گاه بخش هایی از مردم از اصلاح طلبان پیشی گرفتند و راهکارهای متفاوتی را مدنظر قرار دادند. میزان فاصله این دو جریان از هم ارتباط مستقیمی با پاسخگویی به نیازها و تمایلات و مطالبات هر یک از دیگری داشت.
در نیمه اول این همراهی یعنی سال ۸۰- ۱۳۷۶، شکاف کوچک و امید به پیروزی بسیار بود. اما در نیمه دوم، یعنی سال های ۸۴- ۱۳۸۰، این شکاف هر روز عمیق تر شد. دوران ۸ ساله ریاست جمهوری سید محمد خاتمی «عصر اصلاحات» منشاء تحولاتی بود. تحولات فقهی، دوام تفکر نواندیشی دینی، برخورد با نوگرایی، تکثر گرایی و عقلانیت مدرن در دولت اصلاحات فراتر از دگرگونی های چند دهه بود. یکی از موفقیت های بارز نواندیشی در این دوران نسبیت بخشی به اندیشه های آرمانی ای است که همواره سدی در مقابل توسعه جامعه ایران بود. اگرچه حجم و عمق تغییرات فقهی ناشی از قرائت های جدید دینی برای مقابله با حجم عظیم سنت گرایی دینی و قدرت سیاسی آن در این زمان کافی نبود، اما نباید تاثیر عظیم آن را نسبت به اهمیت تغییرات در آینده ایران و گذار به دوران ما بعد انکار کرد. و این تحول از دیدگاه عینی واقعیات تاریخی و سیاسی جامعه ایران کم هزینه تر و بنیانی ترین مسیر برای گذار از امروز به فردای نوگرایانه است.
شفاف سازی توسط خاتمی و نهادهای مدنی نسبت به خفا کاری و پنهان سازی تاریخی و ساختاری، در حوادثی مانند قتل های زنجیره ای جرات و شهامت جامعه مدنی ایران را تقویت کرد. موفقیت های پی در پی جناح اصلاح طلب در کسب کرسی های قوه مقننه و شوراهای شهر مفهوم نماینده و نمایندگی را در جمهوری اسلامی پررنگ تر کرد و انتظار مردم را از دولت و نمایندگان افزایش داد. و بر شور و شوق مردم افزود، آنچه مردم را نسبت به رفتار اصلاح طلبان ناامید کرد، عقب نشینی های مستمر، خوشبینی نسبت به تغییر رفتار نهاد ضد اصلاحات و عدم برخورداری از استراتژی مشخص و کارآمد در مقابل کارشکنی های نهادهای ضد اصلاحات بود.
گشایش فضای سیاسی و فرهنگی برای هنرمندان، نویسندگان، موسیقیدانان، اهالی سینما و تئاتر و شکستن مرزهای سانسور و گسترش جدیدی از خلاقیت و آفرینش فکری و هنری و خلق آثاری که دارای کیفیت قابل ارائه در سطح بین المللی بود که تحسین ناظران بین المللی را برانگیخت. امکان انتشار نشریات تخصصی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی در سطوح محلی و ملی، فعالیت و تولید سازمان ها و نهادهای تربیتی، فرهنگی و اقتصادی و تاثیرگذاری نشریات و نهادها در وقایع سیاسی کشور و توسعه دانش سیاسی و اجتماعی و قدرت اندیشه و تفکر جامعه از نتایج مبارک و بزرگ این دوران است. بطوریکه بعضی از نشریات این دوران جانشین احزاب سیاسی ایران شدند. رشد کمی میزان سالانه کتاب از ۴۰۰۰ عنوان در دهه چهل به ۱۴۰۰۰ جلد در دوران آقای رفسنجانی و ۴۰۰۰۰ جلد در دوران خاتمی پیشرفت غیرقابل انکاری برای فرهنگ و جنبش مدنی ایران است.
براساس بانک اطلاعاتی سازمان های غیر دولتی و تشکل های مردمی، تعدادی قریب ۲۴۰۰ سازمان غیر دولتی و غیرانتفاعی در ایران ثبت نام کرده و در زمینه های مختلف فرهنگی،‌ادبی، سیاسی، زیست محیطی، حقوقی، آموزشی و غیره مشغول به فعالیت هستند. مشارکت اجتماعی در نهادهای داوطلبانه حتی از نوع آرمانی آن زمینه مشارکت اجتماعی و تمرین دموکراسی است.
فضای اجتماعی ایران پس از دوم خرداد بازتر شد. جوانان فرصت های بیشتری برای ابراز خواست های خود یافتند. زنان توانستند از قالب های رفتاری تنگ بیرون آیند و امکان بیشتری برای بروز فردیت افراد فراهم شد. گفتمان جنبش مدنی در ایران، خواست های خود را از طریق گفتمان دموکراسی و حقوق بشر و شهروندی مطرح کرد و زمینه ساز بحث های تحول و تغییر در جامعه ایران شد. یکی از ویژگیهای گفتمان های جدید جامعه ایران عقلانیت جویی است که تحول تدریجی و قابل پیش بینی را بر تحولات ویرانگر ترجیح می دهد. امروز در میان اکثریت جامعه ایران گرایش به تعقل به عنوان نوعی مقابله با خشونت طلبی و تخریب گرایی مورد توجه قرار گرفته است.
تنش زدایی از حوزه سیاست خارجی و خروج ایران از انزوای سیاسی- جلوگیری از تحریم ها،‌افزایش سرمایه گذاری خارجی، ایجاد صندوق ذخیره‌ ارزی، رونق اقتصادی، مهار و کاهش تورم، رونق عملکرد بانکهای دولتی و خصوصی، مدیریت با کفایت اختلافات و مشکلات بین المللی و… موجب تغییراتی در لایه های مختلف جامعه گردید. قطعاً تغییر بنیادی در دراز مدت اتفاق می افتد، بنابراین صرف نظر از اینکه در این میان چه تعداد جنبش های مدنی رخ می دهد، لزوماً تدریجی است. انقلاب ها معمولاً زمانی رخ می دهند که درهای پیشرفت و توسعه کاملاً مسدود باشند و راهی برای ایجاد و تغییر وجود نداشته باشد. به عبارت دیگر اصلاح و تغییر تدریجی اصل و قاعده و انقلاب استثناء است. حتی در مواردی که یک انقلاب به ناچار اتفاق می افتد، آنچه پس از فروکش کردن تب آرمان گرایی بنیادگرا برجا می ماند، تغییرات تدریجی است.
استقبال مردم ایران از انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ و اصلاحات ریشه در این تحلیل دارد. قطعاً دوران اصلاحات دوران ایجاد بهشت برین نبوده است که در دوران کوتاه ممکن نبود، بلکه جهشی بلند در توسعه افقی و عمودی جنبش مدنی ایران بوده است و با افول جنبش اصلاح طلبی جنبش مدنی با سرمایه عظیمی که در سطح افقی و عمودی جامعه ایران و لایه های مختلف مردم است قادر به مقابله و توقف جنبش مدنی ایران نیست. تا روزی دیگر و روزگاری دیگر که این جنبش در صورتی نو رخ نماید، نباید از تلاش و تفکر و تحمل بازماند که آن بزرگ چه خوش سرود:
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
پس بیار جام که دوران جم نخواهد ماند.

*نماینده مجلس ششم شورای اسلامی- آستانه و بندرکیاشهر

نظر دادن

شما ميتوانيد از اين تگ ها استفاده كنيد: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <blockquote cite=""> <code> <em> <strong>


ثبت نام آسان  در سیستم تبلیغات کلیکی وبسایت ماهنامه تحلیلی خط مهر ایته پیله سایت وب سایت اصلی دکتر شریعتی مجله بخارا همشهری آن لاین

فرشید قربانپور - سه رنگ مهدی بازرگانی - آزادی خجسته آزادی فرشته رضایی - بی سببی بابک مهدیزاده - کافه اتوپیا آرش بهمنی - مرثیه های خاک نعمت الله اکبری - فریاد ژخ سهیل سجودی - جبران ناپذیر